هدایت شده از فصل بیداری
📷نقش پررنگ سلبریتیهای ترکیه در حمایت از آشوب در ایران
▪️«الیف شافاک» نویسنده برجسته ترکیه، «ابرو گوندش» خواننده مشهور موسیقی پاپ ترکیه و «آینور دوغان» خواننده و موسیقیدان کرد متولد ترکیه از جمله سلبریتیهایی هستند که روزهای گذشته در حمایت از آشوبهای ایران در صفحات شخصی خود مطالبی را منتشر کردند.
🔴 @fasle_bidari | فصل بیداری
هدایت شده از استاد عابدینی
هدایت شده از خبرگزاری فارس
پیغام دختر امام خمینی خطاب به ترامپ: همه سرباز ولی فقیه زمان خود هستیم
زهرا مصطفوی فرزند امام خمینی(ره) در نامهای به رهبر معظم انقلاب نوشت:
🔹دشمن غدّار پس از ۴ دهه دشمنی پنهان به این نتیجه رسیده که تنها راه شکست ایران، بازگرداندن تحمیل ذلت دوران پهلوی و حذف ولایت فقیه از ارکان حاکمیت ایران است.
🔹خطاب به رئیسجمهور مجرم آمریکا و همهٔ دشمنان شما و ایران عزیز:«همان سربازانی که پشتیبان امام خمینی(ره) بودند، امروز سرباز و پشتیبان ولیفقیه زمان خودند و برای دفاع از میهن و دین خود از هیچ کمکی دریغ نخواهند کرد.»
@Farsna - Link
⁉️چه بر سر فرزندمان آمده؟...از رهبرمان بشنویم:
"آن روز هم فكر بچّهها خوب بود، جوانها خوشفكر بودند امّا با امروز قابل مقايسه نبود؛ سطح فكر بالا رفته. تبليغ بدون توجّه به اين واقعيّت خنثى خواهد شد؛ بايد بدانيم طرف مقابلمان در چه مرحلهى فكرى قرار دارد تا محتوا را، مادّه را و صورت را - هيئت را - بر طبق نياز او تنظيم كنيم؛ بدون اين فايدهاى ندارد. علاوه بر اينكه سطح فكر جوان ما، نوجوان ما، مخاطب ما، بالا رفته، يك آفتى هم وجود دارد و آن اينكه در اين آشفتهبازار صداهاى مختلفِ فضاى مجازى و تكثّر رسانهاى كه وجود دارد، در اين صداهاى گوناگون، يك صدا در انزوا قرار گرفته و آن، صداى انتقال معارفِ نسلى و خانوادگى است. پدرها، مادرها خيلى چيزها را به بچّههايشان ياد ميدادند؛ خيلى از اين مردم ما، يعنى شايد بشود گفت اكثر [آنها]، معلومات دينىشان، دانستههاى دينىشان، از زبان و رفتار پدر و مادر به اينها منتقل شده بود؛ اين صدا امروز ضعيف شده؛ در اين غوغاى تكثّر رسانهاى اين صدا ضعيف شده؛"
📌۱۴۰۲/۴/۲۱
🔗 می دانیم رهبران وقتی جایی ابراز ضعف می کنند، با این همه نگاه امیدوارانه ایشان، پرده برداری از یک واقعیت است؟
قاعدتا رهبر عزیزمان مدنظرشان این نیست که کلا در جامعه امروز، پدر و مادری که هویت دینی را منتقل کند نداریم، بلکه این حرکت والدینی تبدیل به یک جریان عمومی نشده...
یادمان نرود میانگین سنی اغتشاشات چند سال اخیر!
یادمان نرود که یکی از اهداف اغتشاشات #هویت_دینی مان بود!
#نوجوان
#والدین
┈┈••✾••┈┈
💠راه سوم
⏩@rahesevvom
https://eitaa.com/rahesevvom
راه سوم
⁉️چه بر سر فرزندمان آمده؟...از رهبرمان بشنویم: "آن روز هم فكر بچّهها خوب بود، جوانها خوشفكر بودند
🔴 آن شب، شیفتۀ دین پدر شدم!
🔸تازه نه سالم تمام شده بود. شب ٢١ ماه مبارک رمضان داشتیم آماده میشدیم برای احیای شب قدر. مراسم مسجد شهدا -مسجد بزرگ شهر- را پدر برگزار میکرد. او امام جمعه و نمایندۀ ولی فقیه در شیراز بود. مسجد شلوغ میشد. هر سه شب، من و برادرها هم همراه مادر و پدر به مسجد میرفتیم.
🔸ساعت ٩ شب، پدر داشت وضو میگرفت. رفتم کنارش ایستادم و گفتم: «چرا همۀ ما باید حرفهای یک نفر رو که خداست گوش کنیم؟ اصلاً خدا کیه؟». پدر نگاهی به من کرد و مسح سرش را کشید. ادامه دادم: «من تا ندونم خدا کیه نمیتوانم براش دعا کنم و نماز بخونم. من اصلاً نمیتونم برای کسی که نمیبینمش کاری انجام بدم». پدر مسح پایش را کشید و نشست کنار من.
🔸+ خب برو ببین خدا کیه!
- از کجا بشناسم؟ شما که خدا رو میشناسید برام بگید تا بشناسم.
پدر دستم را گرفت و آورد توی ایوان خانه و نشاند کنار خودش. برایم از خدا گفت، مثال آورد و گفت و گفت و گفت. یک ساعتی که گذشت، مادر آمد.
🔸- حاج آقا، مگر مسجد نمیروید؟ دیر میشود. بقیه حرفتان را بگذارید برای فردا.
+ میدانم اما امشب باید این بحث را برای فاخره به نتیجه برسانم.
مادر با تعجب به من و پدر نگاه کرد و گفت: «حاجی، پس تکلیف این جماعتی که آمدهاند احیا چه میشود؟ نمیتوانی به آن جمعیت بگویی من باید بحث را برای دخترم تمام کنم!».
🔸پدر بلند شد و رفت سمت تلفن: «درستش میکنم».
شماره گرفت و با کسی حرف زد. تلفن را گذاشت و دوباره شماره گرفت و حرف زد. مادر چشمانش خیره به پدر مانده بود. چیزهایی که میشنید را باور نمیکرد.
پدر تلفن را گذاشت و رو کرد به مادر و گفت: «درستش کردم؛ یکی از دوستان به جای من میرود مسجد برای برگزاری مراسم احیاء. شما هم با پسرها بروید احیاء. من با فاخره در خانه میمانم. میخواهیم تا صبح حرف بزنیم».
🔸نمیدانستم چه باید بگویم. از این که بیموقع سؤال کرده بودم، کمی از دست خودم دلخور شدم، اما از این که پدر مراسم احیایش را به خاطر من به هم زد تا جوابم را بدهد خیلی خوشحال بودم. باورم نمیشد. تازه به سن تکلیف رسیده بودم و اینکه پدرم به من اهمیت داد و دیده شدم، خوشحالم کرد.
🔸تا سحر با پدر حرف زدیم تا وقتی که مادر و برادرها از مسجد آمدند. اصلاً حرفی نزد که «امشب شب دعاست و من نتوانستم نمازی بخوانم یا دعایی کنم یا به خاطر تو به مسجد نرفتم. همۀ شب برایم با خوشرویی حرف زد. پدر یک شبِ خود را تمام و کمال برای من گذاشت. پدر با این کار، من را تمام عمر، پایبند و شیفتۀ آن یک شب کرد. شیفتۀ دینی که در آن تربیت شده بود. او پدر من بود و به من اهمیت و عزت داد. بعدها بارها و بارها در جاهای زیادی این خاطره را تعریف کردم و هر بار با یک واکنش مشترک و شبیه به هم روبه رو شدم؛ می پرسیدند: «واقعاً؟ چطور چنین چیزی ممکن است؟»
🔸حالا که برمیگردم و به زندگیام نگاه میکنم، میبینم تمام روزها و لحظههای زندگی من، چنین اتفاقات درخشانی داشته است.
📌کتاب «من فاخرهام»؛ پدرانههای تربیتی آیت الله حائری شیرازی (روایتهای فاطمه حائری شیرازی از پدر)
@haerishirazi
#الگوی_سوم_مرد
#نقش_پدری
#والدین
┈┈••✾••┈┈
💠راه سوم
⏩@rahesevvom
https://eitaa.com/rahesevvom
راه سوم
💞حق مادر؛ حق «بازشناسی هویت قدسی او» ✨برگرفته از رساله حقوق امام سجاد علیه السلام 📎رهبر معظم انقل
💠امام سجاد علیه السلام میفرمایند:
و حق پدر این است که بدانى او ریشه است و تو شاخه. اگر او نبود، تو نیز نبودى، پس هرگاه در وجود خود چیزى خوشایند دیدى، بدان که این نعمت را از او دارى؛ به اندازه ى حقى که بر تو دارد از او سپاسگزارى و قدردانى کن. و لا قوة الاّ باللّه.
🔹در ماه معظم شعبان، ماه پیامبر اکرم(ص) و پدر امت اسلام، سفر میکنیم به عمق این روایت از رساله حقوق؛ نگاهینو به حقوقپدر از نگاه امام سجاد علیهالسلام.
با ما همراه باشید...
#هویت_پدری
#حقوق_پدری
┈┈••✾••┈┈
💠راه سوم
⏩@rahesevvom
https://eitaa.com/rahesevvom
با بچه هایمان حرف بزنیم ...
شلوغي ها رفته بودم سر بزنم به خواهرم و بچه هاش. تا رسیدم دختر کوچیک خواهرم بدو بدو اومد و خواست زیر آب خواهرش رو بزنه
- خاله خاله ... مهلا میگه شاه خوبه خمینی بده
یک لحظه احساس کردم چیزی در دلم فتاد و من صدای افتادنش را شنیدم. چند ثانیه ای میخکوب سرجایم ماندم. بعد به مهلا نگاه کردم که داد می زد
- دروغ میگه خاله
بعد هم دنبال دنیا گذاشت. خواهر هشت ساله اش. خواهرم هم با دمپایی دنبال هر دو.
چند دقیقه بعد وقتی که خواهرم چای برایم آورد یک برگه از کیفم درآوردم و با یک خودکار به مهلا دادم
- خاله جون توی یک صفحه هر چیزی که از پهلوی می دونی برام بنویس ...
تلخ بود برایم که مهلا دختر ١۴ ساله خواهرم حتی یک سطر هم نتوانست بنویسد. این یعنی تحت تاثیر همسالان و فضای مجازی بوده. این یعنی مرجعیت صحبت کردن با نوجوان ها دیگر خانواده ها نیستند انگار
بعد گفتم: مهلا جانم. بگو چرا رهبر رو دوست نداری؟
گفت: همیجوری خاله. دلیلی نداره ...
گفتم: جانِ دلم.. ما همینجوری نداریم خاله. باید دلیل بگی تا در موردش حرف بزنیم.
بعد خواست لباس بپوشد و با هم برویم بیرون.
دقیقا چند قدمی خانه حاج مامان. کوچه شهید آقا محمدی. تابلوی کوچه را نشانش دادم و گفتم میدونی این شهید کیه؟ پسر آقجه خانم. همون پیرزنی که هر روز روی سکوی خونه اش می نشست و بهش سلام می دادی. همون که حالا فوت کرده و خونه قدیمیش هنوز مونده. گفتم چهار ساله بودم وقتی عروسی پسرش بود. گفتم خودم رو کشتم از بس گریه کردم. می گفتم من می خوام عروس ببینم. اون روزها حتی به قیمت جانم هم که شده من باید عروس می دیدم. خیال می کردم عروس خوشگل ترین آدم روی زمینه. مثل حالا نبود که خیلی ها مثل عروسند. این را که گفتم مهلا خندید. گفتم ما دعوت نبودیم. دست آخر مادرم با خجالت من را برد تا عروس را ببینم. عروس قشنگ بود. چشم هایش سبز و درشت بود. مثل عروسک ها. یک هفته بعد کومله ها سر شوهرش را بریدند و بیرون در پاسگاه مرزی گذاشتند. مهلا تازه پرسید کومله یعنی چی؟ گفتم تجزیه طلب ها. تازه پرسید تجزیه طلب یعنی چی ... گفتم من دیدم که عروس زیبای آن خانه با شیون اهل خانه برای همیشه از آن خانه رفت. گفتم کومله ها وسط میدانند حالا. قاتل های پسر آقجه خانم ...
بعد گفتم همین خیابان ۱۷ شهریور که هر روز با مادرت از اون میای خونه حاج مامان. تا حالا از خودت پرسیدی چرا ۱۷ شهریور؟ چرا ۱۸ مهر نیست. چرا ۱۲ اسفند نیست؟ نمی دانست. بعد برایش قصه ۱۷ شهریور را گفتم. قصه میدان ژاله. قصه جدایی بحرین. جدایی آرارات. از قانون کاپیتالاسیون. از قتل عام و سرکوب عشایر. اشغال ایران و متفقین. تبعید شاه پهلوی به موریس. کشف حجاب. برایش گفتم که در روستای حاج مامان تازه عروسی حامله از ترس اینکه حجابش را بردارند وسط کوچه از ترس مرد. با بچه توی شکمش دفنش کردند. بعد یکی یکی از کوچه ها گذشتیم و قصه شهیدهایش را برایش گفتم. اینجا کوچه شهید خزلی ... برادران شعبانی. گفتم رفته بودم بستنی بخرم. پنج سالم بود شاید. شاید هم کمتر. نامزد شهید شعبانی هم در مغازه بود. یک دفعه خبر دادند نامزدش اومده مرخصی. ظرف ماست از دستش افتاد. با چادر سفیدش توی کوچه می دوید. چادرش توی باد می رقصید. وسط کوچه زمین خورد. من داشتم نگاهش می کردم. خیلی نگذشت که نامزدش شهید شد. شد اسم همین کوچه. با اسم برادرش با هم. من هنوز نامزدش رو گاهی توی خواب می بینم. توی کوچه داره می دوئه. بهش گفتند نامزدش اومده مرخصی. چادرش پر از پروانه های صورتی یه. اینجا کوچه شهید امیر حسنی ... می دانی این شهید چطور شهید شده؟ میدانی این یکی چطور ؟
برایش گفتم تا به اینجا برسیم ۴۰۰ هزار شهید داده ایم.
خیلی حرف زدیم آن روز. یعنی من فقط حرف زدم. مهلا فقط گوش می داد.
سردم شده بود دیگر. خواهرم هم مدام زنگ می زد که برگردید.
صبح فردا سر کار بودم که خواهرم زنگ زد و با خنده گفت
- چی گفتی به این بچه دیروز. میگه من از شاه متنفرم. میگه رهبرم رو دوست دارم.
گوشی را که قطع کردم داشتم به این فکر می کردم که چقدر با بچه هایمان حرف زده ایم؟ با بچه هایمان حرف بزنیم. قبل از اینکه دشمن با آنها حرف بزند ...
#خاله ها و #عمه های نقش آفرین
@khandehpak
┈┈••✾••┈┈
💠راه سوم
⏩@rahesevvom
https://eitaa.com/rahesevvom
💙 حق پدر: حق ریشه بودن
✨ برگرفته از رساله حقوق امام سجاد علیه السلام
#هویت_پدری
#حقوق_پدری
┈┈••✾••┈┈
💠راه سوم
⏩@rahesevvom
https://eitaa.com/rahesevvom
«آن كسى كه ميتواند محيط خانه را با صميميّت، با محبّت، با لطافت بسازد، بطورى كه مثل يك استخر آبى باشد كه انسان وقتى خسته شد، وقتى تنش كثيف شد، وارد آن استخر آب كه شد خستگىاش برطرف ميشود، به نشاط مىآيد، سرحال ميشود، چرك بدنش پاك ميشود، همينجور محيط خانه براى انسانى كه از گرد و غبار فعّاليّتهاى اجتماعى دارد مىآيد تو، مثل همان محيط استخر، خنككننده، راحتكننده، آرامشبخش باشد، اين كار را زن ميتواند بكند. اگر چنانچه زن در محيط خانه، دل به خانه بدهد، اينجورى خواهد شد»
📌در مراسم اجراى صيغهى عقد (۶۲/۱۲/۵)
🖇 وقتی فرزندانمان در خانه خنکی نفس پیدا نمی کنند، حرارت وجودشان جایی ممکن است بالا بزند. بانوان خنکای خانواده اند. سخت است اما اراده الهی و طبیعت لطیف زن این کار را راحت تر می کند.
❌#فتنه دیماه و فتنهگران دیماه، نبض ضعیف، کند و بلکه معیوب #مادرانگی برخی زنان ما را نشان می دهد.
#تربیت_هیجانی
┈┈••✾••┈┈
💠راه سوم
⏩@rahesevvom
https://eitaa.com/rahesevvom
🔸نکتهای مهم دربارۀ نحوۀ بیان مشکلات سیاسی و اقتصادی در محیط خانه و نزد بچهها
🔹با یک کم و زیاد [در مسائل سیاسی یا اقتصادی]، نباید سریع رنجیده شوی و داخل خانه با بچهها صحبت کنی. اگر مسئولی اشتباهی دارد، مطرح نکنید و بزرگش نکنید. بچهها ظرفیت ندارند. اگر مدام از مشکلات گفتی، بچه نسبت به حکومت، عقده پیدا میکنند. اینهایی که بچههایشان گروهکی شدند، یک علتش این بود که داخل خانه مدام علیه حکومت صحبت میکردند. خودش اصل حکومت را قبول داشت، اما نقهایی هم داشت. بچه ظرفیت نداشت و در نتیجه دشمنِ حکومت شد و علیه حکومت اسلحه دست گرفت! بعد هم بچه اعدام شد. بعد هم میگفت: بچهام چرا اینطور شد؟ کسی گفت: «همین که پای کرسی نشسته بودی و نق زدی، اینطور شد. ناراحتیهایی که داشتی به خانه منتقل کردی، نتیجهاش این شد!»
🔹بچه، مثل حوضچهٔ کوچک است که اگر یک پاره آجر در آن بیندازی، نصف آبش بیرون میریزد. آدم بزرگ، مثل یک استخر بزرگ است. یک سنگ دهمَنی هم که در آن بیندازی، آبش نمیپرد بیرون. تحمل این مشکلات برای خودت آسان است، اما برای بچهها آسان نیست. در صحبتهای خانوادگی، مواظب حکومت و علاقه بچهها به حکومت باشید.
📌آیتالله حائری شیرازی
#والدین
#تربیت
┈┈••✾••┈┈
💠راه سوم
⏩@rahesevvom
https://eitaa.com/rahesevvom
🔰این روزها نبض شهر گرفتنیست ...
نبض خانواده، نبض دختر و پسر نوجوان و جوان، نبض مادر خانواده، نبض پدر خانواده حتی نبض مادربزرگ و پدربزرگ ها، عمه و عموها، دایی و خاله ها.
🤒بعضی جاها نبض به قدری تند است، حرارت به قدری بالاست که ما را به تشخیص فوری بیماری وادار می کند.
⚠️ تشخیصات مختلفند، اما همه معتقدند که این نبض تند روی التهاب اقتصادی سوار شده. اما مگر می شود این التهاب اقتصادی، #عاطفه_انسانی را از بین ببرد، آن هم در خانواده ایرانی. اگر آمارها میگفت همه فتنه گران غیر ایرانی بودند بیشتر باورم میشد، اما در این صحنه، ایرانی هم بود، درصدش هم کم نبود.
وقتی صحنه ها را میدیدیم، عده ای اصلا انگار از ازل عاطفه ای نداشتند. نوع کنش های فتنه گران دختر و پسر نوجوان و جوانمان، نشان از بی عاطفگی سرشار این ها، بالاخص پسرانمان داشت.
☠بعضی ها میگویند نوعی مسخ شدگی در فتنه گران می دیدیم، اما سوال این جاست که چرا این افراد مسخ شدند؟...
این هیجان زدگی، خامی، مسخ شدگی... همه به یک نقطه عمیق اشاره می کنند، به نقطه خلأ عاطفی، بلکه عقده عاطفی.
⁉️این خلأ و عقده عاطفی در کجا؟! در #خانواده_ایرانی... خانواده ایرانی که، خانواده مثال زدنی در دنیا بود، خانواده ای که عریض و طویل بود و در این خانواده بزرگ، همه دل ها برای هم میتپید، دل خانواده ایرانی تاب نمیآورد که یکی از اعضایش مریض شود، حتی اگر با هم مشکلی داشتند به قول خودشان، گوشت هم را میخوردند، اما استخوان هم را دور نم انداختند. اما امروز ما را چه شده است که از قداره کشیدن یک جوان جلوی نفر دیگر حمایت میکنیم و صحنه های سخت تر از این، که از بس مرور کردیم قلبمان دیگر تاب ندارد...
📣ایرانی عزیز، اگر همت کنیم دوباره دست در دست هم، اصالت و عاطفه را به همه خانواده های ایرانی، این بار با شدت بیشتر، برگردانیم. این بار اما تربیت عاطفی پسران را هم در دستور کار خود قرار دهیم.
خانواده اصیل و پرعاطفه ایرانی حقش بالاتر از این هاست، او نماد تمدن اصیل است.
ایرانی جان بیا از این عطوفت و اصالت به قیمت نان نگذریم....
#تربیت_عاطفی
🖍هدی صادق زادگان
┈┈••✾••┈┈
💠راه سوم
⏩@rahesevvom
https://eitaa.com/rahesevvom
💙 حق پدر: حق یادآوری منشأ نعمت
✨ برگرفته از رساله حقوق امام سجاد علیه السلام
#هویت_پدری
#حقوق_پدری
┈┈••✾••┈┈
💠راه سوم
⏩@rahesevvom
https://eitaa.com/rahesevvom