راحیل |Rahil
'وقتی از بدترین شرایط ممکن جون سالم به در ببری یهو یه چشم انداز تازه جلوت باز میشه، و همه چیز هایی که قبلش براش تقلا میکردی کوچیک و بی اهمیت میشن'
راحیل |Rahil
چیزی که از هوانگ دونگ مان متوجه شدم
این بود که اون 20 سال تمام فقط تصور میکرد که بهترین کارگردان انتخاب شده با اینکه هیچ فیلمنامه ای درست نکرده بود.
منم گاهی برای کار هایی که هیچوقت انجامش ندادم و و با ترسش مواجه نتونستم بشم فقط تصور کردم تصور کردم رسیدم و نتیجه رو دیدم منم مثل همه میخواستم پیشرفت کنم و نیازی که بنظرم هر انسانی داره یعنی 'دیده شدن' داشتم ولی این اتفاق هیچوقت نیوفتاد.
شایدم افتاد ولی خب من از ذهن آدم های دیگه خبری ندارم
الان میفهمم من نمیتونم خودم رو با دیده شدن قانع کنم و بگم که الان میتونم یزره از خودم خوشم بیاد نه!
حتی ممکنه تبدیل بشم به یه روانی این مسیری نیست که من باید برم
فهمیدم تو سکوت راه رو رفتن حالم بهتره اینکه تو دید توجه نباشی حالت بهتره چون نمیترسی که قضاوت بشی
و ناگهان بالاخره یه آدم متوجه تو میشه و تو میتونی دیده شدن سالم رو تجربه کنی بدون قضاوت و اعصاب خوردی، در کل هروقت خواستم که همه قضاوت خوب ازم بکنند بدتر گند زدم و خب خیلی وقته که من خودمم خود خود خود خود خود نسترن
با همون اخلاقیات گندش و گاهیی هم قابل تحمل و خوبش با همون ظاهر و باطنی که داره و اینکه آدم ها اینجوری که واقعا هستی رو بپذیرن لذت بخش تره
نمیدونم چرا از بحث هوانگ دونگ مان رسیدم به اینجا ولی خب جالب بود