بادام........(احساسات چارلی و چیلی).pdf
حجم:
13.4M
📚بادام : #وون_پیونگ_سون
#رمان
👁🗨 ۲۴۴ صفحه
این داستان به طور خلاصه درباره ملاقات یک هیولا با هیولای دیگری است. یکی از هیولاها من هستم. یون جه با یک بیماری مغزی به نام آلکسی تایمیا به دنیا آمد که بروز احساساتی مانند ترس یا خشم را برای او سخت میکند. او هیچ دوستی ندارد - دو نورون بادام شکلی که در اعماق مغزش قرار گرفتهاند این کار را با او کردهاند - اما مادر و مادربزرگ فداکارش زندگی امن و رضایتبخشی را برای او فراهم میکنند.
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو قلب منو نمیخوای..؟
هدایت شده از Moonless sky
من درد هایم را پشت این همه بیخیالی پنهان میکنم.
تیمارِستانی بَرایِ تَخَیُلاتِ یک گُربه
جدا من چمه!؟
میشه بگم همچنین
خسته شدم از اینکه نزدم تو دهن اونایی که باعث میشن حالت بد شه
قول میدم هر جور شده چه با خواست خود چه بدون خواستنت مراقبت باشم
16.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جدی
"خیلی به خودتون سخت نگیرید مگه چندبار قراره زندگی کنید که زندگیِ کوچیکتون که حتی گاهی وقتا برای شمام وقت نداره وقف رفتارها و خواسته های دیگران از زندگیشون میکنید"
"اگر به شما کسانی عقاید و خواسته هاشونو القا میکنند بخاطر اینکه خودشون اونقدر قدرتمند نبودن که بدستش بیارن پس انقدر حرفاشونو جدی نگیرید"
برای خودتون زندگی کنید حتی اگه غلطه تجربش کنید 🙂