سخت تزین کار دنیا پیچوندن یاسینه👩🏻🦯😂
از وقتی از سرکار اومد مستقیم بردمش خونه مامانمینا تا مهمونا برسن خونمون اماده بشن بعد ما بریم 👩🏻🦯
مگه کار پیش میومد حالاااا😐
رَحــــنور🌱
از صبح که چشم بازکردم تا همین الان داشتم کار میکردم👩🏻🦯👩🏻🦯
صبح اول رفتم سراغ مرغ بعدش رفتم سراغ مواد اسنک و بعد خود اسنک هارو درست کردم
این وسط خمیر پیراشکی هم درست کردم تا پف کنه و بعد رفتم سراغ اون که از همه کثیف کاریش بیشتر بود 👩🏻🦯
پیراشکی ها که اماده شد برنج و گذاشتم و همه غذا هارو گذاشتم و دم نکردم همه غذا هارو گذاشتم تو یخچال و رفتم سراغ تمیز کردم اشپزخونه و خونه
تازه شب قبلش کلی لباس شسته بودم که امروز فقط تا کردنش باشه 😂
بعدش رفتم کیک و گرفتم و اومدم خونه
و باورم نمیشد بازم وقت دارممم 😂
درنتیجه سالاد و سوپ شیر درست کردم و بعدش رفتم سراغ برگردوندن ژله هایی که از صبح بین غذا ها درست کرده بودم 😂
در مرحله اخر ظرف های شام و کیک و لیوانا چایی رو اماده کردم و همرو تو کابینت ها قایم کردم 😂🫠
ولی خوشبختانه اقا یاسین کلا بالا تیومد وگرنه از استرس زیاد لو میرفتم👩🏻🦯
ولی همه چی خوب پیش رفت
یعنی ژله ها برگشت 🤣
غذا خراب نشد 😁
پیراشکی ها پف کرد 😂
واقعا حس میکردم خدا حواسش بهمه😂😂🤌🏻