پارسال دقیقا شب اول محرم بود ...
یه تلنگر و حرف باعث شد از رو لجبازی و ناراحتی ارایشم و پاک کنم و برم هیئت
دوری بری هام میدونن من همیشه ارایش زیادی نداشتم در حد یه کرم یا کانسیلر و رژ و ریمل بود ...
ولی همونم از شب اول محرم شروع شد
از شبای بعد من دیگه سراغ لوازم ارایش نرفتم
در حد یه ژل ابرو و بالم لب بود که اونم وقتی لیفت داشتم لازم نبود🙂
به خودم اومدم ...
دیدم همهجی از شب اول محرم پارسال شروع شد :)
و الان یک ساله که من همه جا بدون ارایش میرم بیرون ...
یه وقتایی لجبازی هم بد نیستا😂
من از محرم پارسال شروع کردم
تو از امسال شروع کن🙂
اگه بدونی چقدر حال خودت بهتره..
البته یه سری هارو حق میدما منم صورتم خیلی نابود بود و واقعا اعتماد به نفس نداشتم
ولی اروم اروم همه چی بهتر شد :)
الان به جایی رسیدم که دیگه ارایش نمیتونم تحمل کنم 😂
امتحان کن رفیق شاید این پیام یه تلنگر باشه ❤️🙂
رَحــــنور🌱
رسیدیم به قشنگ ترین شبایی که منتظرش بودیم ... امسال با بقیه سال ها فرق میکنه:) امسال اولین سالی که
ولی پارسال سخت ترین روزارو گذروندیم :))))
وسط خرید جهیزیه و چیدن خونه
و افسردگی و حال افتضاح من که الان بهش فکر میکنم عصبی میشم
قطعا سال دیگه هم به این روزام فکر کنم اذیت میشم ولی پارسال خیلی سخت بود
خیلی روزای سختی بود :)
هیچ وقت هیچ کس نمیتونه درک کنه
روزایی که از شدت حال بد میرفتم جهیزیه بچینم و تو همون حال فقط انگیزه کارم شده بود فعالیت برای شماها و هیئت های شبونه 🙂
من یه #بیوگرافی بدم برای جدیدا😁
من حسنام و خیلی ها به حاسین فامیلی اینستا میشناسنمون🥺
همسرم متولد ۸۲ و خودم ۸۴
بهمن ۱۴۰۳ عقد کردیم و بعد از هشت ماه شهریور ۱۴۰۴ عروسی کردیم 🙈
الان نزدیک ۱۰ ماهه اومدیم خونه خودمون😌