eitaa logo
رَحــــنور🌱
6.1هزار دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
196 ویدیو
8 فایل
اینجا قراره زندگی واقعی رو باهاتون به اشتراک بزاریم😌🥲 . لطفا کپی نکنید وقتی میشه فروارد کرد🙂 . تبلیغات 🤍 @rahnourt . حرفی ، سخنی بود من اینجام 😁👇🏻 @Hosnaalef حسیبا برای اصالت و حال خوب خونه هاتون :)❤️ @hasibareal ..
مشاهده در ایتا
دانلود
میشه لطفاً سرچ کنید من همه چیو توضیح دادم حتی لیست جهیزیه و ادویه و همه چی گذاشتم همه تجربه هامو گفتم و جدید ها نمیدونن :) ممنونم سلامت باشید 🥺 از شوش گرفتم و هم در چوبی خوبه هم در فلزی 🥰
خب منم برای استفاده امروز درآوردم که روغن ریزا سرش خالی نشه😂😂😂😂😂 ولی مسئلع اینه هربار بخوای اون دبه به اون گندگی رو خالی کنی تو ماهیتابه😂
اخیش بعد مدت ها پیاماتونو جواب دادم 😂😂😂
یه خوشحالی دیگه امشب دارم براتون
ساعت دو و نیم نصفه شب 😂😂😂
رَحــــنور🌱
ساعت دو و نیم نصفه شب 😂😂😂
می‌خوام بگم کبوتر نارنجی کیه🥲
یکم غمناکه👩🏻‍🦯
ولی خب نوشتم دیگه 👩🏻‍🦯👩🏻‍🦯
: 🌚 ولی بالاتر گفتم الان فکر میکنم به اون روزا دلم میخواد روزی هزار بار بمیرم برای حال جناب حکیمی میدونید چرا؟؟ من هیچی ازش نداشتم هیچ ارتباطی نداشتم و یه وقتایی میریختم بهم اون هر روز استوری های منو میدیده پستامو میدیده دلش تنگ می‌شده پستامو میدیده آروم بگیره و الان فکر میکنم واقعا دلم میخواد بمیرم به حال پسری که دلش گیر بود و همه چی منو داشت و خودشو تو کور ترین نقطه گم و گور کرده بود من حتی خبر نداشتم استوری هامو میبینه دنبالم می‌کنه هیچی.... ما نزدیک سه سال شایدم بیشتر از هم بی خبر بودیم و کلا قطع ارتباط بودیم و من حتی فکر نمی‌کردم اون آدم برگرده :) من سرم گرم رفیقام بود ولی هر موقع خونشون میام حالم می‌ریزه بهم میگم تو همین کنج شبای تنهاییشو گذرونده شبایی که با دیدن پست های من بهم ریخته شبایی که تنها ترین بوده شبایی که از استوری های من متوجه حالم میشد ولی حتی نمیتونست پیام بده بهم :) ولی یه چیزی اینجا بود که هیچ کس خبر نداره ازش اون موقع که باهام درد و دل میکرد یا شبایی که من حالم خوب نبود فقط یه چیزی بود که سعی می‌کرد بیش از حد حرف نزنه و کاری کنه من آروم شم اونم فرستادن یه سری آهنگ بود که این اهنگا الان شدن خاطره یکی از این اهنگا هنوز حالمونو می‌ریزه بهم اشکمونو در میاره و هنوز اثراتش هست آهنگ نارنجی امیر مقاره :) همیشه لقبم شده بود کبوتر نارنجی 🙂 و از اون موقع کل زندگیش شده بود نارنجی عاشق رنگ نارنجی شده بود و هنوز که هنوزه منو نارنجی خودش صدا میکنه:) چند وقت پیش میخواستم براش جا عینکی بگیرم داشتم از مامانش نظر میگرفتم بهم گفت یاسین نارنجی خیلی دوست داره نارنجی بگیر همون موقع بود که به بغض سنگین جمع شد تو گلوم :)))) یه آهنگ باعث یه لقب شد و باعث شد یه سری آثار از من تو زندگیش باشه که حتی خودمم خبر نداشته باشم :) مثل جاسوییچی نارنجی که باعث میشد دلش گرم باشه و آروم باشه :)))) من حالم خیلی بده میشه وقتی به تنهایی اون دورانش فکر میکنم حتی وقتی نبود شبایی که حالم خیلی بده میشد کم میاوردم و کسی نبود بفهمه بگه کلاغا خبر آوردن در صورتی که از رو پستی که ضبط کردم میفهمید:) اون شبا فقط این اهنگو گوش میدادم اونقدر گریه میکردم باهاشتا خوابم میبرد:))) آخه تنها یادگاری بود برام از کسی که منو بلد بود و من هیچی ازش نمیدونستم 🙂 اونم شبایی که حالش خوب نبود با یه آهنگ خودشو آروم میکرد :)))) من کبوتر نارنجیم :)🕊🧡
امشب دوتا پارت گذاشتم برید حال کنید