رَه پول - رشدِ منجر به پول
اینها امیدآفرینی زرد نیست صبر کنید، چندتا مثال مختلف که تو دنیا اتفاق افتاده براتون میزنم.... برمیگر
خب من برگشتم با مثال ششم -> #از_دل_جنگ با یه بیزینس معروف و دوست داشتنی
اُله کرک کریستیانسن در روستای بیلوند دانمارک زندگی میکرد.
#نجار بود و در و پنجره و مبل میساخت.
سال ۱۹۳۲ — #بحران_اقتصادی بزرگ، دنیا رو له کرده بود. کسی #پول نداشت مبل بخره.
این بحران از ۳سال قبل شروع شده بود.
۲۴ اکتبر ۱۹۲۹ — معروف به «پنجشنبه سیاه»
بورس وال استریت در نیویورک سقوط کرد.
چرا؟
مردم با پول قرضی #سهام خریده بودن
قیمت سهام خیلی بالا رفته بود (حباب)
یهو همه ترسیدن و شروع کردن فروختن
قیمتها ریخت
تا سال ۱۹۳۳ وضعیت به جایی رسید که در آمریکا:
- #بیکاری از ۳٪ به ۲۵٪ رسید
- ۹۰۰۰ بانک #ورشکست شدن
- مردم پساندازشون رو از دست دادن
- کارخونهها بسته شدن
- مزارع خشک شدن (Dust Bowl)
در اروپا:
- آلمان بدترین وضع رو داشت (#تورم افسانهای)
- انگلیس، فرانسه، ایتالیا همه درگیر بودن
- دانمارک هم — صادرات کشاورزی افت کرد
اُله سه تا بچه داشت. بدهکار بود. کارگاهش داشت ورشکست میشد.
و دقیقا در اوج خرابی اقتصاد (و نزدیک به سال های شروع جنگ جهانی دوم)
*یه چرخش (pivot) عالی انجام داد*
به این نتیجه رسید که مردم پول ندارن و فعلا برای زیبایی یا رفاه بیشتر هزینه نمیکنن و مبل نمیخرن
ولی بچه هاشون، هنوز بچه ان! اونها فهمی از وضعیت خراب ندارن
از طرفی اگه محصول ارزونی داشته باشه که بچه ها رو سرگرم کنه
احتمالا طرفدار داره
و شروع کرد اسباببازی چوبی ساختن. ارزون. ساده.
*اسم شرکتش رو گذاشت #LEGO — از دانمارکی «leg godt» یعنی «خوب بازی کن».*
ولی مشکلات اُله و لگو تازه شروع شد.... 🔻
رَه پول - رشدِ منجر به پول
اُله کرک کریستیانسن در روستای بیلوند دانمارک زندگی میکرد. #نجار بود و در و پنجره و مبل میساخت. سال
مشکل اول
تو سال ۱۹۴۰، آلمان، دانمارک رو اشغال کرد! 😳
چوب جیرهبندی شد و #واردات قطع شد.
و همزمان مشکل دوم هم به وجود اومد
مردم پول نداشتن یا ترس از آینده داشتن و هزینه نمیکردن
ولی اُله به نکته مهم رو فهمید:
*وقتی دنیا بیرون ترسناکه، خانوادهها بیشتر دنبال چیزی میگردن که بچههاشون رو خوشحال کنه.* 💎
و #فروش لگو افت نکرد.
برای حل مشکل مواد اولیه هم موقتا سعی کرد با چوب های محلی و کم کیفیت تر کار کنه و متوقف نشد.
این خیلی مهمه: متوقف نشد 👉❌
رَه پول - رشدِ منجر به پول
مشکل اول تو سال ۱۹۴۰، آلمان، دانمارک رو اشغال کرد! 😳 چوب جیرهبندی شد و #واردات قطع شد. و همزمان م
رَه پول - رشدِ منجر به پول
فاجعه بعدی دست از سر اُله و #لگو برنداشت! سال ۱۹۴۲ #کارخانه لگو آتش گرفj و سوخت! اُله ۶۰ ساله -> دو
رَه پول - رشدِ منجر به پول
دقت کنین سالی که کارخونه لگو آتش گرفت: وسطِ #جنگ جهانی دوم دانمارک #اشغال شده چوب جیرهبندی شده اُله
رَه پول - رشدِ منجر به پول
#بیمه برای بازسازی کارخانه کافی نبود ولی اله #اعتبار خیلی خوبی داشت و وام گرفت (#ریسک) و به جای این
بعد از اون اله تو سال ۱۹۴۷ با کل پس اندازش یه ماشین قالب گیری پلاستیک رو خرید
تو سال ۱۹۴۹ پسرش گودتفرد (۲۵ ساله)
#سیستم Stud-and-Tube رو درست کرد که پتنت هم شد و الان DNA #لگو هست (همون برجستگی ها که باعث چفت شدن لگو ها میشه)
تو سال ۱۹۵۴ گودتفرد که دیگه #مدیر کارخونه شده بود از #فیدبک یه #مشتری فهمید که باید سیستم واحد و مشخصی داشته باشه و تصمیم گرفت:
آجری که امروز میخری باید با آجری که ۱۰ سال دیگه میخری جور باشه.
این ۲تا تصمیم خیلی مهم بودن ولی بریم سراغ چالش بعدی لگو! 🔻
تو سال ۱۹۶۰
انبار اسبابازی های چوبی سوخت! 🫣
شاید کسی از ما بود میگفت: شانس! نداریم! ولش کن!
ولی گودتفرد #تصمیم مهم بعدی رو گرفت:
کلا خط تولید چوب رو تعطیل کرد و کاملا پلاستیکی شدند.
بزرگترین درس #Lego -> #دوباره_ساختن و #استمرار داشتن بود
در هر شرایطی
در هر سختی
اما تصمیماتی مثل سازگاری ابدی
باعث شد هم چرخه فروش حفظ بشه هم اعتماد به برند زیاد بشه
آجر لگوی ۱۹۵۸ هنوز با آجر لگوی ۲۰۲۴ جور میاد
و نکته دوم #چرخش های مهمی بود که در طول مسیر انجام شد.
اصرار و #تعصب الکی روی محصول نداشتند.
و نکته جالب و آخر:
اُله و پسرش کاملا اعتقاد داشتن به دوباره ساختن
و اسباب بازی شون یعنی لگو هم امکان دوباره ساختن رو میده
شما میتونین هزار بار خراب کنین و دوباره یه چیز جدید با لگوها بسازید
#اصالت اُله در لگو کاملا مشهود بود و هست
با من همراه باشید...
- رَه پول 🫰@rahpool_com ☫
🛑 چند توصیه برای روزهای پسا آتشبس!
اولا خیلی عجله نکنید و #تصمیم هیجانی نگیرید!
فعلا تغییر خیلی بزرگی اتفاق نیافتاده!
شاید اصلا در عمل آتش بسی اتفاق نیافته٬
ولی فرض کنیم ۱۴ روز #آتش_بس هست!
این ۱۴ روزی که فرصت آتشبس داریم،
نباید فقط دنبال فروختنِ صرف باشیم؛
الان بهترین زمانه که «زیرساختِ بقای کسبوکارمون رو برای بعد از این دوران» بسازیم و حسابی محکم کنیم.
چون معلوم نیست فردا چی پیش میاد، باید برای هر تغییری از قبل آماده باشیم.
مثلاً اگه #اینترنت یه زمانی وصل بشه،
ممکنه یه اتفاق تکراری بیفته؛
اینکه ۵۰ درصد مشتریها برگردن سراغ همون پیامرسانهای خارجی و بقیه همینجا بمونن.
پس #استراتژی ما باید روی ایجاد یه
«دلبستگی ایمن» برای اونهایی که موندنی هستن
و ساختن یه «پل ارتباطی» برای اونهایی که قصد رفتن دارن، متمرکز بشه.
برای اینکه این مسیر رو درست بریم،
باید چند تا قدم عملی برداریم.
اولین اکشن اینه که دیتای مشتریها رو
از هر چندتا پیامرسانی که توشون فعال هستیم،
بیاریم توی یه سیستم #CRM واحد.
حتی اگه اون CRM فقط یه فایل اکسل ساده ولی امن باشه.
دومین اکشن هم اینه که برای جواب دادن به
سوالهای تکراری مشتریها توی پیامرسانها
یه راهکار سریع و مشخص پیدا کنیم
تا بهره وری مون بیشتر بشه.
سومین اکشن هم حذف کردن بحثهای بیفایده
درباره اینه که «اگه اینترنت وصل بشه چی میشه».
الان فقط باید روی همین واقعیتی که جلو چشممونه
تمرکز کنیم و انرژیمون رو جای درست بذاریم.
حالا که تکلیف این قدمها روشن شد، باید یه ساختار درست برای مدیریتِ این فضا داشته باشیم.
توی این شرایط بهتره از یه استراتژی به اسم «هاب و اسپوک» (Hub & Spoke) استفاده کنید.
این مدل یعنی بین همه پیامرسانهایی که دارید، یکی رو مرکز اصلی قرار بدید و بقیه رو فقط برای اطلاعرسانی و پخش کردن مطالب استفاده کنید.
یعنی #ارتباط واقعی با مخاطب و
جواب دادن به سوالها رو فقط توی
همون پیامرسان مرکزی انجام بدید
تا بتونید همه چیز رو یکجا جمع کنید.
البته یادتون باشه که مشتریها هم این روزها نگرانیهای خاص خودشون رو دارن.
احتمالاً مشتریها الان خیلی میترسن که
پولشون رو خرج کنن.
خب طبیعی هم هست،
چون توی این اوضاع همه فقط به فکر بقای خودشون هستن. برای اینکه این «ترس از هزینه کردن» رو
توی دلشون از بین ببرید، حتماً از مدلهای
ضمانت استفاده کنید. مثلاً مدل
«خرید امن» یا «تضمین برگشت وجه»
رو بهشون پیشنهاد بدید.
این کار یعنی شما دارید #ریسک مشتری رو به جون میخرید تا اون با خیال راحت ازتون خرید کنه.
پس با تمام قدرت روی دو تا کار متمرکز بشید:
یکی «جمع کردن مشتریها در یک کانال داخلی واحد»
و یکی هم «راه انداختن کمپینهای فروشی که ضمانت واقعی دارن».
با من همراه باشید...
- رَه پول 🫰@rahpool_com ☫