رَمیم.
_.رَمیم
.
سه روز مانده است...
سه روز تا قرار آخر...
سه روز تا روزی که زمین، سنگینتر از همیشه نفس خواهد کشید و آسمان، داغدارتر از همیشه بر این سرزمین سایه خواهد انداخت.
این روزها، انگار زمان هم دلش نمیآید جلو برود...
هر طلوع، با بغض آغاز میشود و هر غروب، با دلتنگی به پایان میرسد.
مردم، بیقرارند...
نه برای آمدن یک روز...
برای نرسیدن آن روز.
در کوچهها، در خانهها، در نگاه مادران، در سکوت پدران، در اشک پیرمردها و در چشمهای معصوم کودکانی که هنوز معنای وداع را نمیدانند، فقط یک حس جاری است...
دلتنگی...
مادری، فرزندش را در آغوش گرفته و اشکهایش را پنهان میکند؛
اما مگر میشود بغض مادری را از چشمهایش پنهان کرد؟
پیرمردی که سالها قامتش در برابر سختیها خم نشد، امروز با عصا ایستاده؛ نه از سنگینی سالهای عمر...
از سنگینی غمی که بر دلش نشسته است.
جوانی که همیشه آرزو میکرد جانش سپر رهبرش باشد، حالا تنها با مشتهای گرهکرده، آسمان را نگاه میکند...
و در دلش هزار بار آرزو میکند کاش این روز، هرگز از راه نمیرسید.
دختربچهای، پرچم را به سینهاش میفشارد؛
گویی میترسد با این وداع، تکهای از قلبش را نیز از او بگیرند.
چه عجیب است...
میلیونها انسان...
با میلیونها زندگی متفاوت...
اما با یک بغض مشترک...
انگار تمام این سرزمین، این روزها فقط یک قلب دارد...
قلبی که آرامآرام، خود را برای سختترین تپش عمرش آماده میکند.
سه روز مانده است...
سه روز تا آخرین سلام...
تا آخرین نگاه...
تا آخرین بدرقه...
آن روز...
خیابانها دیگر خیابان نخواهند بود...
رودخانههایی خواهند شد از انسانهایی که آمدهاند تا عزیز دلشان را بر دوش بگیرند.
اشک، زبان مشترک مردم خواهد شد...
و سکوت، بلندترین فریادی که تاریخ به خود خواهد دید.
مردان، با چشمانی خیس خواهند ایستاد...
زنان، زیر لب دعا خواهند خواند...
کودکان، بیآنکه همهچیز را بفهمند، از اشک بزرگترهایشان غم را یاد خواهند گرفت.
و آن لحظه...
گویی تمام شهر زیر لب فقط یک جمله را زمزمه میکند:
«کاش این وداع، خواب باشد...»
اما مردمی که سالها از او ایستادگی آموختهاند، میدانند که حتی میان سیل اشک هم باید استوار ماند.
اشک میریزند...
اما خم نمیشوند.
داغ میبینند...
اما امید را به خاک نمیسپارند.
زیرا عشق، با رفتن یک پیکر به پایان نمیرسد.
بعضی آدمها...
وقتی از میان ما میروند،
تازه در قلب یک ملت متولد میشوند.
و شاید سه روز دیگر...
وقتی پیکرش بر دوش مردمی عاشق آرام بگیرد،
آسمان شاهد باشکوهترین وداع تاریخ باشد...
وداع مردمی که نه فقط رهبرشان...
که تکهای از جانشان را بدرقه میکنند.
و این داغ...
تا سالها در حافظه این سرزمین خواهد ماند؛
مثل زخمی که هرگز کهنه نمیشود،
مثل نامی که هرگز از دل عاشقانش پاک نخواهد شد.
که هرگز از دل عاشقانش پاک نخواهد شد.
.
.✍به قلم:ر.میم
._____________
.@ramim168 |