eitaa logo
یه دنیای رندوم؛☫🏴
779 دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
3.7هزار ویدیو
12 فایل
هیچ انتظاری از ما نداشته باشید، خودمونم نمی‌دونیم بعدی چیه. اینجا همه چیز رندومه!🦦 سنجاق اول کانالو چک کنید🙏🏼 @madahi_random لینک ناشناس📪👇🏻 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1ft2yx6 حرفاتو بگو،ولی مسئولیت عواقبش با خودته ‌ಥ‿ಥ‌‌
مشاهده در ایتا
دانلود
_روی کلمات حساس میشوم، ولی برای غریبه ها دست بر قلم میبرم و، هرآنچه حاصل رقصِ کاغذ و قلمم باشد را به پای کبوتر نامه رسان میبندم. اوایلی که نامه مینوشتم، فکر میکردم نامه حتما باید مقصد مشخصی داشته باشد. و کسی که برایش مینویسم را کامل بشناسم. ولی حالا بعد از مدت ها نوشتن، یک اسم برایم کافیست. حالا میدانم گیرنده یک بهانه است و گاهی خودِ نوشتن مقصد است. خب... تا اینجا که تو هنوز هیچ تصوری از "من" نداری. نمی‌دانی قهوه‌ام را تلخ می‌خورم یا شیرین. موقع فکر کردن ناخنم را می‌جوم یا خودکارم را. شایدم_ --
_هم هیچکدام.؟ یا وقتی از چیزی ناراحتم، بیشتر می‌نویسم یا کمتر. و یا، و یا، و یا... و شاید همین ندانستن، بهترین جای ممکن برای شروع یک نامه باشد. البته نه از آن شروع های کلیشه ای از نداستن. همیشه موقع آشنایی از آدم‌ها ندانسته های مسخره ای را میپرسند. می‌پرسند شغلت چیست، چند سال داری، اهل کجایی.؟ هیچ‌کس نمی‌پرسد آخرین باری که بی‌دلیل خندیدی کی بود؟ وقتی زیاد فکر میکنی چهره ات چه شکلی میشود؟ یا وقتی «درحال نوشتن یک نامه برای زکی هستی که یک کلمه درمورد زندگی اش نمیدانی» چه حسی داری؟ اصلا مینویسی؟_ --
_من موقع نوشتن لبم را گاز میگیرم و وقتی رنگ چای را در استکان میریزم و زیر شیر سماور میگذارمش، فراموش میکنم سر موقع درست شیر سماور را ببندم و همیشه ی خدا چای هایم سرریز میکند. تو چطور زکی؟ عادت های کوچک زندگی ات چه چیز هایی هستند؟ برایم از عادت هایت بنویس. از چیزهایی که از نظر خودت در زندگی تو محلی از اعراب ندارند. البته تنها ناشناخته ای که خوب است در نامه نخستین روشن کنیم عادت ها نیستند... اسم ها هم میتوانند ناشناخته ی جالبی باشند. میدانی چیست؟ اسم‌ها عجیب‌اند. آدم یک اسم دارد که همه با آن_ --
_صدایش می‌کنند، یکی که فقط مادرش می‌گوید، یکی که دوست‌هایش ساخته‌اند، و یکی هم که هیچ‌کس خبر ندارد. مثلا من برای همه ی همنویس هایم رهگذر ام. ای وای، ادبم کجا رفته؟ خودم را هیچ معرفی نکردم... زکیِ عزیز، من رهگذرم. رهگذر شبانه. جایی که دمی از آشنایی در هوا باشد می ایستم و حرفی قسمت میکنم و سپس باز ره خویش میگیرم. تو چطور زکی؟ برای هرکس در زندگی اش چه کسی هستی؟ یا به عبارتی، اسم های تو چیست؟ شاید وقتی این نامه را می‌خوانی، من جای دیگری مشغول نوشتن برای غریبه‌ی دیگری باشم. رهگذرها رسمشان همین_ --
_است؛ کمی کنار آدم‌ها می‌نشینند، چند کلمه با هم قسمت می‌کنند و دوباره راه می‌افتند. اما بعضی آدم‌ها... بعضی آدم‌ها باعث می‌شوند رهگذر، کمی بیشتر بماند. ببینیم تو از کدام دسته‌ای. گمان کنم برای اولین نامه، همین‌قدر کافی باشد.(اگر تا اینجای نامه دوام آوردی، تبریک می‌گویم. رسماً از مرحله‌ی اول آشنایی با یک رهگذر جان سالم به در برده‌ای.) حالا نوبت توست که مرا با چند خط، از ناشناس بودن نجات بدهی. و باقیِ من را هم اگر خواستی بشناسی، در نامه‌های بعدی پیدا می‌کنی.(به شرط پاسخ) دوستدارِتو؛ رَهگذرِشبانه --
یه دنیای رندوم؛☫🏴
_است؛ کمی کنار آدم‌ها می‌نشینند، چند کلمه با هم قسمت می‌کنند و دوباره راه می‌افتند. اما بعضی آدم‌ها.
تویی که این نامه رو برام نوشتی و برام این همه زمان گذاشتی، بدون صبح اول صبحی در حالی که تو کلافه ترین و عصبی ترین حالت ممکن بودم، لبخند عمیقی به لبم آوردی:)) نمیدونم کی هستی، اما از دور میبوسمت (اگر دختری) منتظر نامه های بعدیت هستم(:
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امروز آسمون تو نازترین حالت ممکنش بود:)
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
شده تاحالا دلتون برای یکی که سال هاست ندیدینش تنگ بشه؟ من جدی دلم برای یسری از دوستای دوران ابتداییم تنگ شده. اونم درصورتی که نه شماره ای ازشون دارم، نه نشونه ای، نه چیزی. تنها چیزی که ازشون دارم یه عکسه. حتی نمیدونم اونا منو یادشون هست یا نه؟