هدایت شده از علویهٔ کاتب.
از کنار کلی مغازه شیعه رد شدیم و... انگار که نه انگار...
رفتم یه مغازه سنی کار داشتم؛ دیدم کتیبه فاطمیه زده بودن😟🙂
مغزم نمیمغزه
یه دنیای رندوم؛
از کنار کلی مغازه شیعه رد شدیم و... انگار که نه انگار... رفتم یه مغازه سنی کار داشتم؛ دیدم کتیبه فاط
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از Why am I me?
اون روز خیلی رندوم تو فکرت بودم ونگران تایم خوابت اینجوری بودم خدایا منو سوسکی بکن که توسط زکی مورد آزار و اذیت قرار میگیره و شکنجه میشه ولی تلخین شبا زود بخوابه 🙂↕️🙂↕️
-
ترکیدم وای
هدایت شده از - بتـمَـنی
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه دنیای رندوم؛
زکی نبود مداحیام خالی بودن نصف مداحیام از چنل زکیه
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا