ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد
در دام مانده باشد صیاد رفته باشد
از آه دردناکم سازم خبر دلت را
روزی که کوه صبرم بر باد رفته باشد
آواز تیشه امشب از بیستون نیامد
گویا به خواب شیرین فرهاد رفته باشد
شادم که از رقیبان دامنکشان گذشتی
گو مشت خاک ما هم بر باد رفته باشد
پر شور از «حزین» است امروز کوه و صحرا
مجنون گذشته باشد فرهاد رفته باشد
حزین لاهیجی
⛧@range_ehsas⛧
من تو را دوست داشتم
در روزهایی که مسئلهی ما زنده ماندن بود،
نه عاشق بودن...!
لاادری
مولانا نمیگه دوست دارم! میگه:
گر تو گرفتارم کنی،
من با گرفتاری خوشم!
داروی دردم گر تویی
در اوج بیماری خوشم
تـورا جانم صدا کردم ولیکن برتر از جانی!
مگر جان بی تو میماند دراین تندیس انسانی؟