هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر
آرامتر از آهو بیباکتر از شیرم
هر لحظه که میکوشم در کار کنم تدبیر
رنج از پی رنج آید زنجیر پی زنجیر
مولانا
بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود
داغ تو دارد این دلم جای دگر نمیشود
دیده عقل مست تو چرخه چرخ پست تو
گوش طرب به دست تو بی تو به سر نمی شود
مولانا
گر شرم همی از آن و این باید داشت
پس عیب کسان زیر زمین باید داشت
ور آینه وار نیک و بد بنمائی
چون آینه روی آهنین باید داشت
مولانا
اندر دل بی وفا غــم و ماتم باد
آن را که وفا نیست ز عالم کم باد
دیدی که مـرا هیچ کسی یاد نکرد
جز غـم که هزار آفرین بر غم باد
مولانا
⭑𝓡𝓪𝓷𝓰𝓮 𝓮𝓱𝓼𝓪𝓼⭑
اندر دل بی وفا غــم و ماتم باد آن را که وفا نیست ز عالم کم باد دیدی که مـرا هیچ کسی یاد نکرد جز غ
اینجاست که بانو هایده میگه :
کی میاد به حَرفای مَن گوش بِده آخه مَن غَریبه هَستَم با هَمه
یکی هم آشنا میاد به چشم من ولی از بخت بدم اونم غمه
مستی هم درد منو دیگه دوا نمیکنه غم با من زاده شده منو رها نمیکنه
خسته از هرکی که بود خسته از هرکی که هست
راه میفتم که برم مثل هر شب مست مست
باز دلم مثل همیشه خالیه باز دلم گریه تنهایی می خواد
بر میگردم تا ببینم کسی نیست میبینم غم داره دنبالم میاد ♭▿𝄞ིུ