فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#سامۍیوسف
یاربالعالمین...
@ranggarang
Mahe No ~ Music-Fa.Com_۲۰۲۳_۱۰_۰۳_۱۰_۱۹_۰۸_۴۸۲.mp3
3.27M
#محمداصفھانۍ
مـاھِنـُو...
@ranggarang
📝پای منبر
✅ باید تا قیام قیامت شکرگذرا باشیم
حضرت موسی(ع) از خدا خواست عابدترین بنده اش را به او معرفی کند.خدا آدرس کسی را داد که جذام داشت و فلج بود و برص هم داشت. موسی با دیدن این فرد به تصور این که عابدترین فرد باید سر سجاده باشد به خدا گفت: این فرد عابد ترین است؟ جبرئیل آمد و گفت: من مامورم هم اینک بینایی این فرد را هم بگیرم. آن فرد نابینا شد و همان موقع دستانش را بالا برد و گفت:
"ای کسی که خیلی به من نعمت دادی". موسی رفت جلو و به آن فرد گفت: من پیغمبر خدا هستم. اگر چیزی میخواهی به من بگو تا از خدا برایت بخواهم. من مستجاب الدعوه هستم. فرد گفت: نه!هر چی صلاحم بوده است خدا به من داده. موسی گفت: خدا چه چیزی به تو داده؟ حتی ظاهرت را هم ازت گرفته است! آن فرد گفت: در کل این منطقه فقط من خداپرست هستم. خدا فقط به من معرفتش را داده است. آیا این بزرگ ترین نعمت من نیست؟ این فرد راضی ست و تسلیم خدا.
ما اگر بدانیم نعمت ولایت اهل بیت چه نعمت بزرگی است که قدرش را نمی دانیم، باید تا قیام قیامت شکر گذار این نعمت باشیم.
@ranggarang
#داستان_
مردی چهار پسر داشت.
آنها را به ترتیب به سراغ درخت گلابی ای فرستاد که در فاصله ای دور از خانه شان روییده بود.
پسر اول در زمستان، دومی در بهار، سومی در تابستان و پسر چهارم در پاییز به کنار درخت رفتند.
سپس پدر همه را فراخواند و از آنها خواست که بر اساس آنچه دیده بودند درخت را توصیف کنند.
پسر اول گفت: «درخت زشتی بود، خمیده و درهم پیچیده.» پسر دوم گفت: «نه… درختی پوشیده از جوانه بود و پر از امید شکفتن.»
پسر سوم گفت: «نه… درختی بود سرشار از شکوفه های زیبا و عطرآگین… و با شکوه ترین صحنه ای بود که تا به امروز دیده ام.» پسر چهارم گفت: «نه!!! درخت بالغی بود پربار از میوه ها… پر از زندگی و زایش!»
مرد لبخندی زد و گفت: «همه شما درست گفتید، اما هر یک از شما فقط یک فصل از زندگی درخت را دیده اید!
شما نمی توانید درباره یک درخت یا یک انسان بر اساس یک فصل قضاوت کنید. همه حاصل آنچه هستند و لذت، شوق و عشقی که از زندگی شان برمی آید فقط در انتها نمایان می شود.
وقتی همه فصل ها آمده و رفته باشند!
اگر در زمستان تسلیم شوید، امید شکوفایی بهار، زیبایی تابستان و باروری پاییز را از کف داده اید!
مبادا بگذاری درد و رنج یک فصل، زیبایی و شادی تمام فصل های دیگر را نابود کند!
زندگی را فقط با فصل های دشوارش نبین؛ در راه های سخت پایداری کن. لحظه های بهتر بالاخره از راه می رسند.
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
@ranggarang
خدا هست
سلام مهربون
دو تا مرد توی سلمانی منتظر نشسته بودند و با هم گپ می زدند.
یکی شون گفت :
زندگی خیلی سخته.
اون یکی گفت :
آره ، ولی اگه بری سراغ خدا، حتما توی سختی ها کمکت می کنه.
و جواب شنید :
کدوم خدا؟!
اگه خدائی بود که وضع مردم اینجوری نبود.
خدا هست و مردم باید رنج بکشند؟!
خدا هست و این همه گره توی زندگی هاست؟!
و سرسختانه روی حرفش پافشاری می کرد.
اونها گرم بحث بودند که فقیری وارد شد و درخواست پول کرد.
ظاهرش نا مرتب بود و موهاش بلند و ژولیده.
چشم های اونی که دلگرم به خدا بود برقی زد و گفت :
گمون کنم هیچ سلمانی ای در شهر ما نیست، نظرت چیه؟
اون یکی با تعجب پاسخ داد :
پس الآن ما کجا ئیم؟
اولی ادامه داد که :
اگه در شهر مون سلمانی وجود داشت که نباید این آقا اینجوری بود!
عزیز دلم، آرایشگرها هستند.
ولی تا سراغ شون نریم، از ژولیدگی رها نمی شیم.
خدای مهربون هست.
ولی این مائیم که سراغی ازش نمی گیریم.
پس...!
@ranggarang