هزار سال همین بوده و همین بودیم؛
گذشت #نیمه_شعبان و باز رفت از یاد ...
برای ظهورش دعا کنیم
الهم_عجل_لولیک_الفرج
#امام_زمان
#ظهور
@ranggarang
🔆ناخوشی دروغ
چه بسيار مردمى كه در پيشامدهاى خطرناك يا مواقع حساس در كمال شهامت و رشادت راست گفتند و سرانجام پيروز شدند.
خونخوارى و جنايتكارى هاى حجاج بن يوسف بر كسى پوشيده نيست . روزى جمعى از طرفداران عبدالرحمان را به اسيرى به مجلس حجاج آورند. حجاج به قتل همه آنها مصمم بود. مردى از اسرا به پا خاست و گفت : ((امير! من بر تو حقى دارم ، مرا به پاس آن حق آزاد كن !
حجاج پرسيد: چه حقى دارى ؟
جواب داد: روزى عبدالرحمان در مجلس خويش تو را دشنام داد و من از تو دفاع كردم .
حجاج گفت : آيا بر اين كار گواهى دارى ؟
يكى از اسرا از جاى برخاست و به صحت گفتار او شهادت داد.
حجاج آزادش كرد. سپس به شاهد متوجه شد و گفت : تو چرا در آن مجلس از من دفاع نكردى ؟
گواه در كمال صراحت و بدون ضعف و زبونى جواب داد: از آن جهت كه با تو دشمن بودم .
حجاج گفت : او را نيز به علت راستگويى آزاد نماييد.
📚كودك از نظر وراثت و تربيت ، ج 2، ص 59.
@ranggarang
فضل مروان از وزراى معتصم عباسى بود. او بر اثر لياقت و كاردانى بر تمام اقران خود تقدم يافت و مورد عنايت مخصوص خليفه قرار گرفت . وزير براى آن كه مردم از قرب معنوى خود نزد معتصم آگاه سازد و مراتب محبوبيت خويش را به ديگران بفهماند، از خليفه درخواست نمود كه به وى افتخار دهد و روزى به عنوان صرف عصرانه منزلش را به قدوم خود مزين سازد. خليفه دعوت او را براى روز مقرر اجابت نمود.
وزير براى پذيرايى هرچه بهتر و عالى تر خانه مجلل خود را با فرشهاى گرانبها و پارچه هاى قيمتى و گل هاى رنگارنگ به وضع بسيار جالب و خيره كننده اى تزيين نمود. ظروف طلا و نقره بسيار تهيه كرد. بهترين ميوه ها و شيرينى ها را مهيا نمود و خلاصه مجلس بى نظيرى را تشكيل داد.
موقعى كه خليفه وارد مجلس شد، از ديدن ان همه تجمل و ثروت به شگفتى آمد و از اين كه وزيرش چنين زندگى باشكوه و مجللى تهيه كرده ، رشك برد. چند لحظه با ناراحتى نشست و سپس با بهانه درد شكم از جاى خود حركت كرد و از مجلس بيرون رفت .
وزير از اين پيشامد سخت نگران شد. در خاطرش گذشت كه اين مجلس شوم و بدفرجام نه تنها مقامش را بالا نبرد، بلكه زمينه تنزل و سقوطش را آماده ساخت . بايد فورا چاره جويى كند ولى از شدت اضطراب و خودباختگى قدرت فكر كردن نداشت .
در آن موقع حساس تصميم گرفت ، حقيقت امر را به اطلاع رفيق لبيب و هوشمند خود، ابراهيم موصلى كه در مجلس مهمانى حضور داشت ، برساند و از عقل تيزبين او استفاده كند. جريان را با وى در ميان گذارد. ابراهيم لحظه اى فكر كرد. به وزير گفت : تو از خليفه جدا نشو و به عنوان بدرقه و مراقبت حال مزاجى اش به دربار برو و در محضر خليفه بمان و منتظر نامه من باش . وقتى نامه ام به دستت رسيد، از تو مى پرسد نامه چيست ؟ تو هم مدلول آن را به عرض برسان !
وزير طبق دستور رفيق داناى خود عمل كرد و نامه به موقع رسيد. ابراهيم در نامه نوشته بود كه صاحبان فرش ها و ظروف طلا و نقره آماده اند و مى گويند، مجلس پذيرايى خليفه تمام شد. اجازه دهيد اموال خود را ببريم . همان طور كه ابراهيم پيش بينى كرده بود، معتصم از نامه سوال كرد. وزير هم مفاد نامه را به عرض رساند. خليفه بى اختيار خنديد و عقده درونى اش گشوده شد، زيرا دانست آن همه اموال ، ملك شخصى وزير نبوده ، بلكه از ديگران به عاريت گرفته است . به همين جهت با گشاده رويى و مسرت از زحمات وزير قدردانى كرد. رفيق لبيب با اين تدبير عاقلانه توانست ، دوست خود را از يك خطر قطعى برهاند.
مسئله عقل و درايت رفيق ، در مكتب تربيتى اسلام به قدرى مهم و پرارزش است كه اگر به فرض ، كسى با دارا بودن عقل تيزبين و فكر روشن ، فاقد پاره اى از مكارم اخلاق باشد، رفاقت با وى ، روا و مجاز شناخته شده است .
📚جوامع الحكايات ، ص 6.
@ranggarang
🔆گناه
امام زين العابدين عليه السلام در طواف بود متوجه شد كه در گوشه اى از مسجد جمعى گرد آمده اند. پرسيد: چه خبر است و اينان چرا جمع شده اند؟
عرض كردند: محمد بن شهاب زهرى دچار اختلال عقلى شده و حرف نمى زند. خانواده اش او را به مكه آورده اند تا شايد با ديدن مردم سخن بگويد.
حضرت پس از انجام طواف به طرف او آمد. محمد بن شهاب حضرت سجاد عليه السلام را شناخت . امام عليه السلام به او فرمود: تو را چه مى شود؟
عرض كرد: در ولايتى فرماندار بودم . دامنم به خون بى گناهى آلوده گرديد و بر اثر نگرانى هاى روحى و ناراحتى هاى درونى به اين وضعى كه مشاهده مى كنيد، دچار شده ام .
امام عليه السلام از كلام او استفاده كرد كه از عفو الهى نااميد گرديده و بر اثر ياءس و نوميدى به اين روز افتاده است . بلافاصله به او فرمود: خوف من بر تو از نااميد بودن از رحمت و عفو الهى بيش از خوفى است كه از ريختن خون بى گناه ، بر تو دارم .
و با اين جمله كوتاه او را به عفو و آمرزش گناه اميدوار نمود.
سپس فرمود: ديه مقتول را به وارث بده !
عرض كرد: براى دادن ديه اقدام نمودم و به وراث او مراجعه كردم ، اما از گرفتن آن ابا نمودند.
امام عليه السلام فرمودند:ديه مقتول را در كيسه هاى كوچك جاى ده و درش را ببند. موقعى كه اهل منزل براى نماز جماعت از خانه خارج مى شوند، آنها را به داخل خانه بيفكن .
📚معاد از نظر روح و جسم ، ج 2، ص 335.
@ranggarang
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🇮🇷این مرد هندی یقین دارد که حضرت آقا مدظله العالی؛ ترامپ را به اسیری می برد و با این اعتقاد یک مجسمه حصیری ساخته.👏
@ranggarang
🔴پهپاد سپاه پاسداران به نزدیکترین فاصله ناو لینکلن رسیده و همزمان یک بالگرد اوسپری ایالات متحده به پرواز درآمد
@ranggarang
به این تصویر خوب نگاه کنید تا بفهمید که وقتی رهبر انقلاب میگن «اگر آمریکاییها این دفعه جنگ راه بیندازند، این جنگ، جنگ منطقهای خواهد بود» یعنی چی!
یعنی علاوهبر پایگاههای آمریکا در منطقه، منافعشون هم در تیررس ایران خواهد بود!
این یعنی تغییر موازنه جنگ! یعنی یکی بزنی، ده تا میخوری!/امید نریمانی
@ranggarang
❣خدایی که در طبس؛ شمــا را در خاک غرق کرد؛ در آب های #خیلج_فارس هــــم غرقتان خواهد کرد...
#ایران_مقتدر
#دفـاع_مقدس
#انقلاب_اسلامی
@ranggarang
8.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📝اگر آن ماه نمونه ...
📺مولودی خوانی نوستالژیک حاج محمدرضا طاهری بمناسبت ولادت حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرج الشریف
📎 #تا_انقلاب_مهدی
@ranggarang