eitaa logo
کبوتر سحرگاه؛
11 دنبال‌کننده
27 عکس
0 ویدیو
0 فایل
یادداشت‌های یک رهگذرِ گیج. برای نگفته‌هایی که جایی نداشتند. https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_i9sv0ti&btn=منِ‌گم‌گشته؛
مشاهده در ایتا
دانلود
...
«برای هرکس، به همان اندازه که ایمان دارد، خدا نیز وجود دارد. برای کسی که ایمانی ندارد، خدایی هم نیست» علی؛ "روی ماه خداوند را ببوس"
خدای اشک‌ها؛ خدای دست‌ها؛ خدای درد‌ها.
کبوتر عشق، کبوتر پاکی، کبوتر الله. آن الله‌ی که دوستش دارم، می‌خواهم دوستش بدارم و باور کنم مرا نیز دوست دارد. کاش خدایی باشد...کاش باشد که محتاج اویم.
کبوتر سحرگاه؛
خدایا، عشق همین است؟ که هر چیز قبل از خود را حقیر، و هرچه بعد از خود را معنادار و عظیم می‌سازد؟ می‌د
اما آن ایمان شکسته شد، دیگر حس نشد و نبودش من را مُرده‌وار کرد. فراموش شد. از دستانم فرار کرد، از لب‌هایم فرار کرد، از چشم‌هایم، از قلبم، از نفس‌هایم. کاش کسی را می‌دیدیم، کاش جایی را پیدا می‌کردم که علاج این بیماری را به من بدهد. دارو و مرهم هم نخواستم، کاش فقط می‌گفت چگونه دردش را تحمل کنم. خیلی ترس دارد، از کلمات متنفرم. می‌ترسم از آنکه همه‌شان فقط برای تجمل نوشته شده باشند. می‌ترسم، ترسناک است.
زنجیره‌ای از نوشته‌ها می‌خواهند مرا خفه کنند. تو ریاکاری، تو دروغگویی، تو...تو! بدتر از تو پیدا نمی‌شود. کاش مُرده بودی!
هیولایی درون من است که غم‌هایم را می‌خورد...می‌خورد و دیگر پس نمی‌دهد. غم‌هایم را به من برگردان.
هیولا حالا فقط غم را نمی‌خورد؛ ایمان، امید و حتی کلمات را هم بلعیده.
او به من گفت: «حق در دل توست، حق در روح توست. برپا شو آن را بیرون بکِش. دیگر نباید سنگینی قلبت را متهم کنی، دیگر نباید مثل شلوغ‌ذهن‌های نابالغ سرت را بر در و دیوار بکوبی؛ باید بپذیری قلبت گاهی پر از سنگ می‌شود، بپذیری که گاهی سرت تیر می‌کشد، آما آن درد به قلبت نمی‌رسد. این است راه صالح، این است روش صحیح رفتار با احساساتت. اگر گلویشان را بگیری، قرار نیست برایت اشک به دنیا بیاورند. صبر کن، صبر پیشه کن، از خدا بخواه، اما عجول نباش. بی‌پروا مباش، بی‌قراری نکن. اگر کمی مهر و محبت به قلبت راه بدهی، سنگ ها خرد می‌شوند، خوار می‌شوند، شن می‌شوند. بیرون آمدن از سردرگمی‌هایی که خیال می‌کردی بی‌پایانند، بیرون آمدن از هزارتوی باغِ مُرده، بیرون آمدن از باتلاق و بیرون آمدن از دامِ وسواسی که شیطان برایت پهن کرده است. احساساتت فرزندانِ روح تو هستند، به آنها فرصت بده تا کمی بزرگ شوند. زندانی‌شان نکن، محبوسشان نکن. آری عزیزم، مهربانی کلید قلب توست؛ آرام بگیر.»
من بی‌تو، بی‌نورم... .
هدایت شده از چای و ایوون
یک‌شب جمعه آمد به یادم، شب‌های جمعه،زائران دور هم جمع می‌شوند و می‌خوانند از روضهٔ‌ارباب، روضهٔ‌حضرت‌علی‌اصغر یا رقیه خاتون. بابونه، من یاد روضهٔ‌علمدارکربلا در بین الحرمین افتادم، یاد اشک های عزاداران و نگاه هایشان به گنبند حضرت ابالفضل.. باشد که به زودی این نواها را بشنوی و روضه ای را در بین الحرمین مهمان باشی:) هیولای‌غم‌خوار