eitaa logo
کبوتر سحرگاه؛
30 دنبال‌کننده
50 عکس
0 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
حرف باید عمل شود.
ماهِ امشب کامل است. با آمدن تو، ای نیمه‌ی کامل، کامل‌تر می‌شود. کاش خداوند سعادت دیدن کمالت را نصیب ما کند؛ با عطر گل نرگس...
کبوتر سحرگاه.
بیمار شماره‌ی ۳۴.
هدایت شده از چای و ایوانِ سحر
اصلاح‌گر.. اصلاح‌گر..
لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ «از رحمت خدا ناامید نشوید.» (زمر، ۵۳)
آن شبی که روی جدول‌های خاکین پارک نشسته بودیم، نور لامپ افتاد توی چشم هامون. گفتم بلند شو بریم، اما نگو تو با نور لامپ داشتی ذوب می‌شدی. آخه این چه جسم نحیفیه که با گرمای یک‌ذره‌ایِ لامپ، وا می‌ره؟ اما حالا متوجه شدم مشکل از جسم تو نبود، مشکل از جنسی بود که من روی آن با مدادْ چندین خط پشت‌سرهم، با خط میخی نوشته بودم. خلاصه، بادِ مهربون خدا به ما وزید و تو با باد رفتی. اونجا بود که فهمیدم کربن مداد خیلی کمتر از خاک رسش بود. آن نارنجی نحس که تورا به گل قالی کشاند، همه‌اش تقصیر من بود. نتیجه می‌گیریم که مداد بی‌کربن خیلی بهتر از ماژیک نارنجیه.
این راز بین من و تو بود، چرا لومون دادی بچه‌کاغذی؟
هدایت شده از آمنه
منتظر خرگوشی؟
هدایت شده از رَهی
آره آمنه، این خرگوش ها تمومی ندارن مثل اینکه