eitaa logo
راشِدون | کوثر نساج🇮🇷
213 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
223 ویدیو
16 فایل
اگردنیاراغاری‌تصورکنیم‌وماانسانهای‌اولیه‌‌ای باشیم‌ که‌کمی‌رشدکرده وصاحب‌تکنولوژی‌شده‌ایم هنوزهم‌برای‌بقاواثرگذاری،به‌نوشتن‌نیازداریم. مهمان«کارشناس‌اتاق‌عملی»هستیدکه جهان‌معمولی‌وفهم‌ناکاملش رابه‌ کلمه تبدیل میکند محب‌مولا‌علی/همسر/مادر/دانشجومعماری
مشاهده در ایتا
دانلود
حسین طاهری4_5782958681339468958.mp3
زمان: حجم: 3.9M
دریا همیشه دریاست مرداب همیشه مرداب :) دریا نجس نمیشه زلال نمیشه مرداب ؛))
ما فقط در شگفتیم از سرعت تحولات و باورمون نمیشه اینقدر زود داریم روبرو میشیم با چیزی که سالها ارزوشو داشتیم. نه میترسیم و نه نگرانیم. بعله ناراحت هستیم. ناراحتِ عزیزانمون که آسیب دیدن یا تو شرایط شغلی سختی هستن. اما ما همیشه این روزها رو تصور می‌کردیم و خودمونو آماده کردیم که همه جوره از همه چیزمون هزینه کنیم و بالاخره دیر یا زود این اتفاق میفتاد. فعلا که میدان جنگ آسمان هست، کاری که از دست ما برمیاد اینه که کاری که بهش مشغول هستیم رو به بهترین نحو جلو ببریم.. دعا و تعبد، درس، زندگی، کار و .. + امروز داشتم فکر میکردم کاش بشه تو ورودی شهر چند تا موکب خوب برای راهنمایی و جابجایی مسافرانی که جایی رو ندارن و به علت شرایط فعلی این سمتی اومدن، تدارک دید و به سمت مساجد خاص و یا مدارسی که تمهیداتی در اونها آماده شده، هدایت و معرفی کرد و سازماندهی درستی از افراد داشت و نه تنها به مسائل مادی از قبیل خوراک و مسکن و تحصیل و اینها بلکه به مسائل روحی روانی این افراد هم ویژه تر رسیدگی کرد.
تولد یکی از خاله‌هام بود. پیشنهاد دادم به بقیه که یه کیک بخریم بعدازظهری بریم خونه‌شون :) همینقدر ساده ولی صمیمی و با حال خوب برگزار شد و چقدر حال و هوای همه وسط این شرایط جنگی پراسترس عوض شد :) خوبه که این روزا سعی کنیم زندگی رو برای همدیگه شیرین‌تر کنیم و بدون حرف زدن درباره‌ی امیدواری، این حس رو به همدیگه منتقل کنیم.
این روزها در آغوش ... این روزها اخبار را فقط از طریق تعدادی کانال و گروه مشخص آن هم در زمان محدودی از روز دنبال میکنم. تلویزیون تقریبا همیشه خاموش است مگر اینکه بخواهم سر و صدایی باشد که علی آقا کمتر در سکوت باشد که آنوقت شبکه پویا یا شبکه ای را می آورم که در آن خبری از اخبار نیست. از فرصت خواب بودن علی آقا استفاده میکنم و پروژه های پایان ترم دانشگاهم را یواش یواش کامل میکنم. یکی‌شان را باید پسفردا ارسال کنم. پسفردا یک امتحان هم دارم که مباحثش را بین روزها تقسیم کرده ام و نم نم مطالعه میکنم. علی آقا که بیدار شود، شیر و آروغ و پوشک و دارو و سایر موارد مربوط بهش چیزی حدود یک ساعت تا یک ساعت و نیم وقتم را پر میکند. آن قسمتش را که باید یک جا ثابت و ساکن بنشینم که او شیر بخورد، یا فیلم مدنظرم را میبینم یا کتاب می‌خوانم یا فضای مجازی ام را چک میکنم. گاهی هم برایش با صوت قرآن می‌خوانم که با چشمانی باز خیره نگاهم میکند و دست از خوردن میکشد :) گاهی که از تلویزیون یا موبایل نماهنگ های مربوط به امیرالمومنین پخش میشود، برایش بلند میگذارم و همراه با آن بلند می‌خوانم. لبخند میزند و گوش می‌کند :) شب ها تا صبح را نیم ساعت نیم ساعت خواب و بیدار است و من بالای سرش خواب و بیدار. بابا می‌گوید کاری که تو انجام میدهی از نماز شب بالاتر است. لبخند میزنم و قوت قلب مجددی میگیرم. صبح ها وقت میکنم آن دو ساعتی که او پشت سر هم میخوابد، من هم دستم را دورش بیندازم و بخوابم و سرحال شوم. این قسمت از روز واقعا میچسبد! یک خواب مادر پسری در آغوش هم... ادامه دارد... +در سایه‌ی می‌نویسم تا فراموش نشود!
این جمله‌ی نیویورک تایمز را تا همیشه به یاد داشته باشید! U.S. Enters War With Iran..! او بود که شروع کرد. علی آقا شیر میخورد که تصمیم گرفتم فضای مجازی ام را چک کنم که با اظهارات رییس جمهور آمریکا بعد از بمباران سایت های هسته ای فردو، نطنز و اصفهان روبرو شدم. «به رزمندگان بزرگ آمریکایی‌مان تبریک می‌گوییم. هیچ ارتش دیگری در جهان نمی‌تواند این کار را انجام دهد. اکنون زمان صلح است! از توجه شما به این موضوع متشکرم.» این عادت آمریکایی هاست. جنگی را شروع میکنند، به آن افتخار میکنند، به خودشان تبریک میگویند، آن را دلیلی برای پایان جنگ و برقراری صلح میدانند و خودشان را فرشته ی نجات مردم از جنگ میخوانند. من اظهاراتشان را پس از بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی هرگز فراموش نمیکنم. میترسم از آنکه روزی برسد که مردمان ما را هم مثل مردمان ژاپن به سمتی ببرند که پس از چند سال، ممنون‌دارِ آمریکا باشد بابت این بمباران! من به تاریخ اعتماد دارم. می‌دانم که می‌تواند تکرار شود. نباید گذاشت! +در سایه‌ی می‌نویسم تا فراموش نشود!
كسى را به پيكار دعوت نكن اما اگر تو را به نبرد خواندند بپذير. زيرا آغازگر پيكار تجاوزكار و تجاوزكار شكست خورده است. نهج‌البلاغه، حکمت۲۳۳
امتحاناتی که از اول ترم بابتشون نگران بودم، به خوبی و خوشی تموم شدن الحمدلله و بازم فهمیدم که باید دل رو به خدا مطمئن کرد و با اعتماد جلو رفت.. هِلو سامر و این حرفا :)
عزیزان این جنگ، نه صفین بود نه ما امیرالمومنین بودیم. از این قیاس ها خارج بشید. مَعَ الفارق هست... اگر هم باشه، در صفین جز مالک اشترها، اشخاصِ اَبلهی چون اَشعَث بن قیس ها بودن که بانیِ خوارج بودن.. شما نمیخواد مالکِ اشتر بشی عزیز! کلاهت رو نگهدار از خوارج نشی، مالک شدن پیشکش :) همونطور که در ابتدایِ این بَلوا احساساتی بودیم و گفتیم در زمانِ بروزِ احساسات، از ارائه یِ نظر اجتناب کنیم، الانم احساسات بر ما غلبه داره بلکه احساساتی بیشتر از شروعِ ماجرا. پس می ارزه آخرت مون رو با سکوت، سالم نگهداریم.
خدا رحمت کنه امام رو که سطح توقع مارو اینقدر بالا برد در حدی که شب بخوابیم صبح اسرائیلی وجود نداشته باشه و یه موشک بزنیم کل خاورمیانه بترکه و آمریکا بره هوا.. جنگ هم آداب خودشو داره سیاست های خودشو داره شاید سال‌ها جنگ طول بکشه تا نابودی باطل.. این وسطش ممکنه شکست هم پیش بیاد.. تاجایی که ما فهمیدیم خدا چک سفید امضا نداده بهمون برای پیروزی‌.. بریم استغفار کنیم به نظرم اینقدر که این مدت تهمت زدیم و قضاوت کردیم مسئولین زحمت‌کش کشور رو و به خودمون حق دادیم.. یه کم شل کن هم‌وطن. درسته همه ناراحتیم و عزادار و خشمگین و دل آشوب برای عزیزانمون. ولی این رسمش نیست! وا بده آقاجون یه کم صبر کن
نوزدهم اسفند سال ۶۳ ما یه عملیات رو شروع کردیم یه عملیات سراسَر شکست و تلفات! همه‌ی فرماندهان از انجام این عملیات ناراحت بود. در حدی که حاج‌قاسم، یه نامه می‌نویسه به آقای محسن رضایی و اعتراض می‌کنه. «برای من و فرماندهان دیگر جای سؤال است که چرا لشکری که این‌همه آموزش دیده‌اند و می‌توانند در هر جا مؤثر باشند، این‌گونه بیهوده مصرف می‌شوند. در حالی که ما این مطلب را بارها تذکر دادیم؛ ولی هیچ‌کس اعتنایی نکرد. ما هم بنا به تکلیف مجبور به انجام عملی شدیم که از قبل عواقبش را پیش‌بینی می‌کردیم. ما از جنگ نمی‌ترسیم و آماده‌ایم هر کجا که باشد، عملیات کنیم؛ ولی دلمان می‌خواهد برای اسلام و وطن‌مان ثمربخش باشیم.» آقای رضایی می‌گن: اتفاقاً شرح عملیات رو آقای هاشمی بردن پیش امام و گفتن به توفیقی دست پیدا نکردیم و نیروهای زیادی از دست دادیم امام هم یه پیام فرستادن بذارید براتون بخونم «بسم‌الله الرحمن الرحیم. به من گزارش دادند که بعضی‌ها ناراحت هستند. می‌خواهم بگویم هیچ جای نگرانی نیست. البته من برای شما و شهدا دعا می‌کنم؛ ولی باید بدانید ما همه تابع ارادهٔ خدا هستیم. ما که از ائمه بالاتر نیستیم. آن‌ها در ظاهر بعضی وقت‌ها موفق نبودند؛ هم امیرالمؤمنین(ع)، هم امام حسن(ع) و هم امام حسین(ع). ما که در مقابل آن‌ها چیزی نیستیم. عمده مشیت خداوند است که هر چه او بخواهد، چون عسل شیرین است. باید با آغوش باز پذیرای آنچه او می‌خواهد، باشیم. از هیچ چیز نگران نباشید، محکم باشید و از هم‌اکنون در فکر عملیات بعد. مطمئن باشید که پیروزید. امروز هم پیروز هستید؛ اگر برای خدا باشد که شکست ندارد.» اعتماد کنید رفقا به نیروی نظامی کشور اعتماد کنید به فرمانده کل قوا اعتماد کنید باور کنید جنگ بلدن باور کنید بیشتر از من و شما می‌دونن جنگ هم علم می‌خواد، دانش می‌خواد باور کنید تو حوزهٔ نظامی اوضاع بر خلاف رسانه و فرهنگ که پر از آدم‌پرت از فرهنگ و رسانه‌ست تو شرایط خوبیه… دلتون می‌خواد کاری کنید؟ تا دلتون نخواد کار روی زمین ریخته… چهار روز دیگه، محرمه من خودم دِر به دِر دنبال تصویرگر و بانیم که شب سوم جای گیره و گل‌سر یه کتاب کار بدیم دست بچه‌ها… دنبال کارید؟ حجله بذارید تو محله‌هاتون برای این همه شهیدی که از دست رفت نذارید عدد بشن… برید به خانواده‌هاشون سر بزنید، خرما و حلوا ببرید براشون… بنر نزنید، پارچه بنویسید، مغز‌مون به این همانی جنگ عزتمند قلممون نیاز داره دنبال کارید؟ کار که فقط گشت دادن و ایست بازرسی و کار رسانه‌ای تو فضای مجازی نیست! هست باور کنید کلی کار هست.. هدی محمدی