برای اسراییل
میدانی؟ نه اینکه به تو حق ندهم، راستش روی کاغذ معادلاتت نه تنها غلط نیست که بسیار دقیق است. کشوری که چهل و اندی سال تحریم را تجربه کرده. هشت سالی در جنگ بوده. درصد مشارکت در انتخاباتش چنگی به دل نمیزند. بین مردمش چند سالی است که «دره» جای «شکاف» اجتماعی را گرفته.
کشوری که خودش با ناکارآمدی سیستماتیک در بسیاری از عرصهها درگیر است و همزمان مورد هجمه رسانهای است.
کشوری که ناامیدی عضو لاینفک بخش قابل توجهی از جامعهاش شده، بعید است در برابر حمله وحشیانه و ترور سران نظامیش چندان دوام بیاورد.
اشتباه همین جاست، اینجا خاک چیزهای بعید است. نامش را گوگل کن، کردی؟ حالا روی نقشه اش زوم کن، جزییات مرزهایش را ببین!
می بینی؟ از آن کشورها نیست که چهار اجنبی نقشه عالم را روی میز گذاشته باشند و با خط کش مرزهایش را مشخص کرده باشند.
برای میلی متر به میلی مترش خون ریخته! در روزهایی که آشوب جامعه کمتر که نبوده هیچ، بیشتر هم بوده. دستمان پر تر که نبوده هیچ، خالیتر هم بوده. دارم از تاریخ حرف میزنم، طبیعیاست که متوجه حرفهایم نشوی
تو با آدمهای عجیبی طرفی! آدمهایی که رفتارشان حسابی گیجت میکند. حق هم داری، چون به آن معنا جامعه نداشتهای یا بگذار دقیقتر بگویم تاریخی نداری که فرهنگت را بسازد و فرهنگی که جامعهات را. درگیر بحران هویت یا بهتر بگویم بیهویتی هستی. مختصات جامعهای که هم تاریخ دارد و هم جغرافیایش را به چنگ و دندان کرده برایت کار سادهای نیست. در این جوامع دو دوتا همیشه چهارتا نمیشود! نسخه تکراری نارضایتی داخلی و تجاوز خارجی در این کشورها لزوما جواب نمیدهد.
این جامعهها حتی برای ما ساکنانش هم اگر عجیب نباشند، جذاب و غیر قابل پیش بینی اند.
امروز از نهاد امنیتی متنفری، اما تا پای دشمن خارجی پیش میآید تماس میگیری و کامیونتی که سر کوچهتان پارک کرده را به همان نهاد گزارش میدهی. باتوم را از او که بر سرت میکوبیده امانت میگیری تا بر سر دشمن خارجی بکوبی! سینهات را سپر بلای او میکنی که تا دیروز شعار مرگ و ننگت را میداد.
چرا؟ چون هویت ملی داری! چون این جامعه آنقدر به بلوغ رسیده که بداند هیچ نیروی خارجیای دلش برایش نمیسوزد. چون یاد گرفته مسیر حل مشکلات کشور آن بیرون نیست، داخل همان مرزهای پر جزییات دوست داشتنی نقشه است.
در این جامعه زندانی سیاسی سمت ایران میایستد، اقلیت مذهبی سمت ایران میایستد، استاد دانشگاه سمت ایران میایستد، کاسب و پاکبان و چوپان سمت ایران میایستد. در ذهن ما سمت دیگری برای ایستادن وجود ندارد. جان میدهیم اما خاک نه، جان میدهیم اما عقب نمیکشیم. ما دوستش داریم...
اوضاعش خوب نیست؟ نه! بگذار خیالت را راحت کنم، اوضاعش بد است. گاهی خیلی بد! ناراضی هستیم؟ به خودمان مربوط است. فضولیاش به امثال تو نیامده...
تو که خانه یکی دیگر را دزدیدهای چه میفهمی از وطن؟ چه میفهمی از آب و خاک؟ چه میفهمی از... حرف زدن با تو؟ کار بیهودهای است
هنوز داری به مرزها نگاه میکنی؟ نگاه کن...نگاه کن و یقین داشته باش دستت به یک وجبش هم نمیرسد.
#هدی_محمدی
حسین طاهری4_5782958681339468958.mp3
زمان:
حجم:
3.9M
دریا همیشه دریاست
مرداب همیشه مرداب :)
دریا نجس نمیشه
زلال نمیشه مرداب ؛))
#حیدریات
ما فقط در شگفتیم از سرعت تحولات و باورمون نمیشه اینقدر زود داریم روبرو میشیم با چیزی که سالها ارزوشو داشتیم.
نه میترسیم و نه نگرانیم.
بعله ناراحت هستیم. ناراحتِ عزیزانمون که آسیب دیدن یا تو شرایط شغلی سختی هستن. اما ما همیشه این روزها رو تصور میکردیم و خودمونو آماده کردیم که همه جوره از همه چیزمون هزینه کنیم و بالاخره دیر یا زود این اتفاق میفتاد.
فعلا که میدان جنگ آسمان هست،
کاری که از دست ما برمیاد اینه که
کاری که بهش مشغول هستیم رو به بهترین نحو جلو ببریم.. دعا و تعبد، درس، زندگی، کار و ..
+ امروز داشتم فکر میکردم کاش بشه تو ورودی شهر چند تا موکب خوب برای راهنمایی و جابجایی مسافرانی که جایی رو ندارن و به علت شرایط فعلی این سمتی اومدن، تدارک دید و به سمت مساجد خاص و یا مدارسی که تمهیداتی در اونها آماده شده، هدایت و معرفی کرد و سازماندهی درستی از افراد داشت و نه تنها به مسائل مادی از قبیل خوراک و مسکن و تحصیل و اینها بلکه به مسائل روحی روانی این افراد هم ویژه تر رسیدگی کرد.
تولد یکی از خالههام بود.
پیشنهاد دادم به بقیه که یه کیک بخریم بعدازظهری بریم خونهشون :)
همینقدر ساده ولی صمیمی و با حال خوب برگزار شد و چقدر حال و هوای همه وسط این شرایط جنگی پراسترس عوض شد :)
خوبه که این روزا سعی کنیم زندگی رو برای همدیگه شیرینتر کنیم و بدون حرف زدن دربارهی امیدواری، این حس رو به همدیگه منتقل کنیم.
این روزها در آغوش #جنگ...
این روزها اخبار را فقط از طریق تعدادی کانال و گروه مشخص آن هم در زمان محدودی از روز دنبال میکنم.
تلویزیون تقریبا همیشه خاموش است مگر اینکه بخواهم سر و صدایی باشد که علی آقا کمتر در سکوت باشد که آنوقت شبکه پویا یا شبکه ای را می آورم که در آن خبری از اخبار نیست.
از فرصت خواب بودن علی آقا استفاده میکنم و پروژه های پایان ترم دانشگاهم را یواش یواش کامل میکنم. یکیشان را باید پسفردا ارسال کنم.
پسفردا یک امتحان هم دارم که مباحثش را بین روزها تقسیم کرده ام و نم نم مطالعه میکنم.
علی آقا که بیدار شود، شیر و آروغ و پوشک و دارو و سایر موارد مربوط بهش چیزی حدود یک ساعت تا یک ساعت و نیم وقتم را پر میکند.
آن قسمتش را که باید یک جا ثابت و ساکن بنشینم که او شیر بخورد، یا فیلم مدنظرم را میبینم یا کتاب میخوانم یا فضای مجازی ام را چک میکنم. گاهی هم برایش با صوت قرآن میخوانم که با چشمانی باز خیره نگاهم میکند و دست از خوردن میکشد :)
گاهی که از تلویزیون یا موبایل نماهنگ های مربوط به امیرالمومنین پخش میشود، برایش بلند میگذارم و همراه با آن بلند میخوانم. لبخند میزند و گوش میکند :)
شب ها تا صبح را نیم ساعت نیم ساعت خواب و بیدار است و من بالای سرش خواب و بیدار. بابا میگوید کاری که تو انجام میدهی از نماز شب بالاتر است. لبخند میزنم و قوت قلب مجددی میگیرم.
صبح ها وقت میکنم آن دو ساعتی که او پشت سر هم میخوابد، من هم دستم را دورش بیندازم و بخوابم و سرحال شوم. این قسمت از روز واقعا میچسبد!
یک خواب مادر پسری در آغوش هم...
ادامه دارد...
+در سایهی #جنگ
مینویسم تا فراموش نشود!
این جملهی نیویورک تایمز را تا همیشه به یاد داشته باشید!
U.S. Enters War With Iran..!
او بود که شروع کرد.
علی آقا شیر میخورد که تصمیم گرفتم فضای مجازی ام را چک کنم که با اظهارات رییس جمهور آمریکا بعد از بمباران سایت های هسته ای فردو، نطنز و اصفهان روبرو شدم.
«به رزمندگان بزرگ آمریکاییمان تبریک میگوییم. هیچ ارتش دیگری در جهان نمیتواند این کار را انجام دهد. اکنون زمان صلح است! از توجه شما به این موضوع متشکرم.»
این عادت آمریکایی هاست.
جنگی را شروع میکنند، به آن افتخار میکنند، به خودشان تبریک میگویند، آن را دلیلی برای پایان جنگ و برقراری صلح میدانند و خودشان را فرشته ی نجات مردم از جنگ میخوانند.
من اظهاراتشان را پس از بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی هرگز فراموش نمیکنم.
میترسم از آنکه روزی برسد
که مردمان ما را هم مثل مردمان ژاپن
به سمتی ببرند که پس از چند سال، ممنوندارِ آمریکا باشد بابت این بمباران!
من به تاریخ اعتماد دارم.
میدانم که میتواند تکرار شود.
نباید گذاشت!
+در سایهی #جنگ
مینویسم تا فراموش نشود!
كسى را به پيكار دعوت نكن
اما اگر تو را به نبرد خواندند بپذير.
زيرا آغازگر پيكار تجاوزكار
و تجاوزكار شكست خورده است.
نهجالبلاغه، حکمت۲۳۳
Mohsen Chavoshi 1_5098275666688739331.mp3
زمان:
حجم:
13M
مردم!
علاج در وطن است
عزیزان این جنگ، نه صفین بود
نه ما امیرالمومنین بودیم.
از این قیاس ها خارج بشید.
مَعَ الفارق هست...
اگر هم باشه، در صفین جز مالک اشترها، اشخاصِ اَبلهی چون اَشعَث بن قیس ها بودن که بانیِ خوارج بودن..
شما نمیخواد مالکِ اشتر بشی عزیز!
کلاهت رو نگهدار از خوارج نشی،
مالک شدن پیشکش :)
همونطور که در ابتدایِ این بَلوا احساساتی بودیم و گفتیم در زمانِ بروزِ احساسات، از ارائه یِ نظر اجتناب کنیم، الانم احساسات بر ما غلبه داره بلکه احساساتی بیشتر از شروعِ ماجرا.
پس می ارزه آخرت مون رو با سکوت، سالم نگهداریم.