وایت نویز برای خوابِ بهترِ نوزاد؟
نه ممنون. صدای بارون هست :)
الحمدلله رب العالمین ❤️
گفته شده
هرچه بیشتر کسی رو راجع به گناهی سرزنش کنید،
نسبت به اون گناه حریصتر میشه..
و اساسا سرزنش کردن، آدمها رو دچار کفر و نفاق و دروغگویی میکنه..
سرزنش کردن مصداق بارز بی تقوایی عه.
حواسمون باشه..
چقدر دلم برای دانشگاهم تنگ شده بود.
واقعاً درود بر دنیای آکادمیک.
من را در کلاس درس خاک کنید.
شنیدم یه جا، پژمان درستکار، سرمربی تیم ملی کشتی آزاد به بچههاش میگه:
«مدالی که برای خدا و مردم و پرچم نباشه،
یه قلاده است به گردنت»...
کاش یه پژمان درستکار داشتیم،
تو هر هدفگذاری زندگیمون همینو میگفت...!
@m_a_tavallaie |🌱
سلامتی بدن به علت كمى حسادت است.
حکمت ۲۵۶ نهجالبلاغه
+ سلام خدا بر امیر المومنین
+ برای اینکه تخم حسادت رو در دلت از بین ببری
از فرآیند مقایسه دست بردار.
مقایسه ریشه حسادته …
@hariradeli | 🌱
عاشق صدای اذان مغربم..
یجوریه که وقتی میشنوم ناخودآگاه
یه دم و بازدم عمیق
و
آخیششششش...💘
ای که با یک سنگ کوچک ، خاطرت گِل میشود ،
مشکل از اَطفال شیطان نیست ، دریا نیستی...
حسین جنتی
هر کس میکارد و شب را نمیخوابد و در مسیر خدمت به زمین و گیاه و انسان خود را به زحمت میاندازد هجرت کرده است و هر کس خودخواهیاش را فدا میکند و برای ساختن جامعهای بهتر، از خشم و شهوتش چشم میپوشد مهاجر است.
مقالهی حاملان رسالت
امام موسی صدر
وقتی گریبانِ عدم؛ با دستِ خلقت می درید
وقتی ابد؛ چشمِ تو را، پیش از ازل می آفرید
وقتی زمین؛ نازِ تو را در آسمانها می کشید
وقتی عطش؛ طعمِ تو را با اشکهایم میچشید
من؛ عاشقِ چشمت شدم :)
نه عقل بود وُ نه دلی!
چیزی نمی دانم از این دیوانگی وُ عاقلی..
یک آن شد؛ این عاشق شدن...
دنیا؛ همان یک لحظه بود
آن دم که چشمانش مرا؛
از عمقِ چشمانم، ربود
من؛ عاشقِ چشمت شدم...
شايد کمی هم بيشتر!
چيزی در آن سویِ يقین...
شايد کمی همکيش تر
آغاز وُ ختمِ ماجرا؛ لمسِ تماشایِ تو بود
دیگر فقط تصويرِ من؛ در مردمک های تو بود :))
چهار ماهگیت مبارک امید من❤️
#ماهگرد
#ماهگرد (۴ مهر)
در چهارمین ماه حضور پررنگت در زندگی مامان، متوجه شدهام حتی برای دقایق کوتاهی هم نمیتوانی جلوی چشمم نباشی!
حتی وقتی تو را به دست امنترین آدمی که میشناسم هم سپردهام، باز چیزی درونم را به آشوب میکشد و تمام استرسها و غمهای عالم را به درونم سرازیر میکند. اوایل فکر میکردم شاید حالم خوب نیست که اینجوری شدهام اما وقتی تو میآمدی و در آغوش میکشیدمت و تمام آنچه بود به یکباره حذف میشد، فهمیدم که من دیگر بدونِ تو، آرام و قرار ندارم.
تو اما هرروز مستقلتر از دیروز میشوی و دلت میخواهد از گوشهی آغوشم خودت را به بیرون سُر بدهی، گردن میکشی و میخواهی سر از همهچیز غیر از من در بیاوری، پاهات را سفت میکنی که روی پای خودت بایستی، شکمت را جلو میدهی تا بلند شوی و بنشینی و تک تک این رفتارهای استقلال طلبی گونهات را دوست دارم و با شوق دنبال میکنم. هرچه من وابستهتر میشوم، تو مستقلتر و این همان قضیهی دیگر است که هیچکس بجز مادرها نمیتواند تجربهاش کند.
با عزت باشی امیدِ مامان❤️
+ ماه چهارم، همراه با جهش رشدی شیرخوار هست که واقعا صبر ایوب میطلبد در برخورد با نخوابیدنها، شیطنتها، بیقراریها، گردن کشی ها و سایر مواردش که از سر بیچارگی و خستگی، هم خندهات میگیرد و هم حرصی میشوی!
دنیای مادرانگی، دنیایی پر از تضادهای رنگارنگ است :)
خدا را شکر که خدایی داریم تا همه چیز را با او معامله کنیم ..