eitaa logo
راشِدون | کوثر نساج🇮🇷
211 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
223 ویدیو
16 فایل
اگردنیاراغاری‌تصورکنیم‌وماانسانهای‌اولیه‌‌ای باشیم‌ که‌کمی‌رشدکرده وصاحب‌تکنولوژی‌شده‌ایم هنوزهم‌برای‌بقاواثرگذاری،به‌نوشتن‌نیازداریم. مهمان«کارشناس‌اتاق‌عملی»هستیدکه جهان‌معمولی‌وفهم‌ناکاملش رابه‌ کلمه تبدیل میکند محب‌مولا‌علی/همسر/مادر/دانشجومعماری
مشاهده در ایتا
دانلود
💡سومین جلسه از سلسله جلسات این قسمت: از زبون خود مامان دانشجو ها بشنویم.... توی این جلسه قراره بشینیم پای صحبت مامانا که از دغدغه‌هاشون و چالش‌های برقراری تعادل بین کار، تحصیل و مادری بگن🌱 قراره برامون بگن چقدر وجود اتاق مادر و کودک و مهدکودک‌ها توی مراکز دولتی و آموزشی میتونه برای یه مامان تسهیل کننده باشه و فاصله بین مادر و کودک رو مخصوصا در سنین پایین به حداقل برسونه🙂 باید بیشتر هوای قشری که تو دامنش نسل آینده رو پرورش میده و همزمان تو دستاش پرچم علم رو گرفته داشته باشیم💫 - مازدخت؛ کانون مطالعات زنان و خانواده دانشگاه علوم پزشکی مازندران🦋 |@mazdokht|🔑
راشِدون | کوثر نساج🇮🇷
💡سومین جلسه از سلسله جلسات #مطالبه‌گری این قسمت: از زبون خود مامان دانشجو ها بشنویم.... توی این ج
. وسط اعتراضاتِ شما و اغتشاشاتِ اونا، ما قراره از رنجی که می‌بریم بگیم :) علی الحساب این فرمایش حضرت آقا رو بخونید: «من فکر میکنم در همه‌ى رشته‌هاى علمى در جامعه‌ى ما، یک تحوّلى باید انجام بگیرد و زنهاى بااستعداد ما، در هر رشته‌اى که استعداد دارند وارد بشوند. در آن میدانهایى که این محدودیّت طبیعى و فطرى براى زن و مرد وجود ندارد و همه میتوانند وارد بشوند، زنها باید وارد بشوند، تحقیقات را گسترده کنند، میدان را پُر کنند؛ نیمى از استعداد یک کشور مربوط به زنها است. وزارت بهداشت و درمان باید تمام تلاش خودش را مصروف کند که حالا که ما بحمدالله‌ یک جمع قابل توجّهى از خانمها را داریم که متخصّصند و میتوانند در صحنه‌ى علمى خودشان را نشان بدهند و میشود از پیشرفتهاى علمى اینها استفاده کرد، این میدان را بازتر و گسترده‌تر بکنند؛ همچنین بقیّه‌ى رشته‌هاى دانشگاهى.» (1372/09/08) خب موضوع چیه؟ اگه جامعه‌ی اسلامی نیازمند حضور زنان متخصص هست، تنها در صورتی زنان می‌توانند همه‌ی استعدادهای خودشون رو بروز بدن که فضا برای خودشون و فرزندانشون امن شده باشه :) امن یعنی چی؟ درباره‌‌اش صحبت خواهیم کرد. برای شنیدن تجربیات جمعی از مادران جامعه‌ی علوم پزشکی فردا ساعت ۱۷/۳۰ در این نشست همراهمون باشید:) آدرس: https://www.skyroom.online/ch/rafda/mazandaran
محمد حسین پویانفرenc_17017994068444623224615.mp3
زمان: حجم: 3.7M
حال خوبی میده. +یا زهرا به نگاهت جوون‌ها رو سامون بده کسب و کار حلال و فراوون بده خونه میخوایم که روضه بگیریم برات بچه میخوایم که واست یه روز جون بده ...
راشِدون | کوثر نساج🇮🇷
به قول خانم مرادی عزیزم اینقدر خودت رو درگیر فکر کردن نکن که دیگه توانی برای عمل کردن نداشته باشی!
. تا حالا دیدید یه بچه‌ با یه کیسه پلاستیکی، یه کارتن، یه قاشق، یا حتی قابلمه ها ساعت‌ها غرقِ بازی بشه؟ نه دکمه ای هست، نه موسیقی، نه یه عالمه نور و چراغ… اما خنده هست، خیال‌پردازی هست، شادیِ واقعی هست. معمولا مسئله "چی داریم" نیست، "چطور بازی می‌کنیمه" 💡 خلاقیتِ ما یا خود بچه‌ها می‌تونه از ساده‌ترین چیزها، یه دنیای هیجان‌انگیز بسازه؛ دنیایی که اسباب‌بازی‌های گرون هم لزوما نمی‌تونن اونو بسازن :) مدرسه والدین https://eitaa.com/joinchat/2702376999C863e8a3b7b
وقت، مهم‌ترین سرمایه انسان است و هیچ سرمایه‌اى در دنیا عزیزتر از وقت نیست امّا بیش از وقت هم، همّت آنها را میگیرد. یک دخترى که همّتش به مسئله‌ى لباس و مُد و رفیق پسر و مذاکرات اینجورى، چجورى در فلان مهمانى ظاهر شدن، چجورى به فلان مجمع راه پیدا کردن و چجورى راه رفتن که دیگران از او خوششان بیاید باشد، کسى که این‌جور به این چیزها فکر میکند، چقدر میتواند خودش را در تحقیق صَرف کند؟ چقدر میتواند غرق کند خودش را در معلومات؟ یک عدّه‌ى معدودى میتوانستند به آن جاها برسند. ❞آیت الله خامنه ای ( این هم سندی برای اینکه بگیم بلاگری آخر و عاقبت نداره چون که همت شما رو در جای بی ارزشی مصرف می‌کنه. )
وقت جنگ، زندگی و مرگ خیلی به هم نزدیک می شوند، آن قدر که تو ناچاری هم به فکر نسوختن کتلت افطاری ات باشی و هم به آمدن موشک های اسرائیلی و مردن فکر کنی. |ماهی‌ها به دریا برمی‌گردند
«فقط خون گرم شهیده که این انقلاب رو به صاحب الزمان می رسونه بابا، فقط خون شهید. |شهید نوید
این روزهایی که بدون اینترنت گذشت، بعد از چند سال احتمالا از بهترین روزهای عمرم محسوب می‌شوند. با شخصیتی زندگی کردم که من را دوباره به زندگی برگرداند. علی هم ظاهراً خیلی دوستش داشت! من بِکِش، او بِکِش بالاخره توانستم یک نفس تا آخر کتاب را سر بکشم و حالا دلم می‌خواهد یکبار دیگر از ابتدا و جرعه جرعه مزه مزه‌اش کنم.... فکر نمی‌کنم تابه‌حال یک کتاب ادبیات دفاع مقدس را دوبار خوانده باشم! اما حوالی احمد فرق می‌کند.. احتمالا اولین کتابیست که درباره‌‌ی او خوانده‌ام. با او خندیدم، گریه کردم، نگران شدم، محبتش را چشیدم، پای درس زندگی‌اش نشستم و یکبار دیگر بعد از حاج قاسم، با کسی روبرو شدم که جمیع اضداد است. از خانم غفار حدادی ممنونم بابت این اثر ناب و از نشر شهید کاظمی بابت انتشار به موقعش در این روزها. اگه قلبتون سرد شده، کرخت شدین، فکر می‌کنین قحط‌الرجاله و خلاصه اگه حس کردین که موتور برانگیزاننده‌‌تون داره ریپ میزنه، خودتون رو برسونید به چشمه ی وجود یک آدم معنوی و پر کار. یک دوست با خدا. کسی که به محض همنشینی با او، موتورتون آچار کشی میشه. مثلا یه سری به حوالی احمد بزنین و با دوربین خانم غفارحدادی دورش بچرخین :) حاج احمد من رو یاد این شعر میندازه: گر مردِ رهی! میانِ خون باید رفت وز پای فتاده، سرنگون باید رفت تو پای به رَه دَر نِه و از هیچ مپرس خودْ راه، بگویَدَت که چون باید رفت