eitaa logo
راشِدون | کوثر نساج🇮🇷
210 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
223 ویدیو
16 فایل
اگردنیاراغاری‌تصورکنیم‌وماانسانهای‌اولیه‌‌ای باشیم‌ که‌کمی‌رشدکرده وصاحب‌تکنولوژی‌شده‌ایم هنوزهم‌برای‌بقاواثرگذاری،به‌نوشتن‌نیازداریم. مهمان«کارشناس‌اتاق‌عملی»هستیدکه جهان‌معمولی‌وفهم‌ناکاملش رابه‌ کلمه تبدیل میکند محب‌مولا‌علی/همسر/مادر/دانشجومعماری
مشاهده در ایتا
دانلود
در روایت میگه نوروز نامِ دیگرِ امیرالمومنین علی ست... نوروز، ایامِ امیرالمومنین رو به آقاجانم صاحب الزمان و شما محبانِ امیرالمومنین تبریک میگم. ان شاء الله سالِ ظهور و پر از خیر و برکاتِ عرشی و فرشی باشه. رزق و روزی‌مون ان‌شاء‌الله وسیع و بَسیط باشه، چه رزقِ مادی و چه معنوی.. خدایِ عزیز ان شاء الله ما رو در این سال در نوکریِ اهل بیت و کسبِ معارفِ شیعه توانا و قدرتمندتر و رزقِ اشکِ ما رو افزون‌ کنه..
الحمدلله علی ما هدانا..🌱 + ! این عکس اینجا بماند به یادگار از جوری که امسال کنار هم نماز عید خواندیم :) ان‌شاءلله روزی برسد که قد کشیده‌ای و با هم به مولا و مقتدا و سرورمان آقا صاحب الزمان اقتدا می‌کنیم..
به استناد حکم بزرگانِ ما، شرکت در تجمعات شبانه‌ی خیابانی در حکم جهادِ قطعی و مکمل رشادتِ نیروهای مسلحه. هر کس دنبال رسالتش می‌گرده، این شب‌ها توی خیابون‌های ایران پیداش کنه :)
یه ایرانی هیچوقت از شکمش نمیگذره حتی وسط شعار جدی جمعیت😁❤️
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هزاران درود و هزاران سلام به تو عزیز دلم :)
اگر جایی را که ایستاده اید، نمی پسندید عوضش کنید، شما درخت نیستید :)
هدایت شده از چیمه🌙
. توی جلسه ماتِ خنده‌هایشان مانده‌ام. هر خاطره‌ای تعریف می‌کنند خط لبخند از گونه‌ها به سمت زیرچشم‌هایشان کشیده می‌شود. هردو شصت‌وچند ساله‌اند‌. از نوجوانی برایم تعریف می‌کنند تا همین حالا و برای عبور از هر مرحله‌ای لبخند عمیق‌تری می‌زنند. بعد از داستان روزهای انقلاب و کتک خوردن توسط کدخدا قهقهه می‌زنند. بعد از داستان رفتن به جبهه و عملیات والفجر قهقهه می‌زنند. هر پیج تاریخی را که می‌گذرانند تا من صدایشان را ضبط کنم با آرامش بیشتری می‌روند سراغ پیچ بعدی. یک دفعه سوالی خارج از مصاحبه می‌پرسم. دیگر نمی‌توانم تحمل کنم. بهشان می‌گوید: «چجوری می‌تونید بخندید؟! من بعد از شهادت آقا هروقت خواستم بخندم یه ترکش رفت توی قلبم.» تازه می‌فهمند چقدر آرامشی که دارند برایم عجیب است. می‌فهمند نیاز به تقویت روحیه دارم. آن‌قدر خاطراتی از شرایط بحرانی می‌گویند که راضی شوم پیروزیم و نیازی به غمگین بودن نیست. که راضی شوم ایران ابرقدرت جهان شده و این روزها بهای روزهای خوش در راه است. جانباز شیمیایی می‌گوید: «ما با دست خالی هشت سال یه وجب خاک بهشون ندادیم الان که همه چیز داریم.» آن یکی جانباز پایش را روی زمین می‌کشد. شیرینی و چای می‌آورد و می‌گوید: «آقا به آرزوش رسید. آرزوی همه ما.» لب‌هایم به خنده‌ای کش می‌آیند، اما هم‌زمان اشک‌ها از هر دوطرف صورتم چکه‌چکه می‌کنند. از جلسه که می‌روم بیرون همه جا بارانی شده و لبخندهای عمیق‌تری می‌زنم. @chiiiiimeh .