الهی عاملنا بفضلک
و لا تعاملنا بعدلک
وافعل بنا ما انت اهله
و لا تفعل بنا ما نحن اهله...
خدایا با مهربونیت با ما رفتار کن نه با عدالتت
با ما اونجوری رفتار کن که تو شایستهاش هستی
نه اونطور که ما شایستهاش هستیم..
+ بالای تابلوی اتاق رییس #اتاقعمل با رنگ قرمز نوشته شده بود. تا نشستم روی صندلی، توجهم رو جلب کرد.
چقدر ترسیدم از عدلش..
خدایا کمک کن تا در این نقطه که قرار گرفتهام، از تمام حقوقی که برایمان قرار دادهای، مراقبت کنم.
سلام از این زاویه :)
آدم وقتی مدتی دور میشه از جایی که بوده، تازه میتونه بفهمه کدوم یک از احساساتش واقعی بودن و کدوما متاثر از شرایط و هیجانات و حوادث.
حدود دو سال از #اتاقعمل فاصله گرفتم و فهمیدم آدم هیچوقت از کار کردن اذیت نمیشه،
آدم از حس پوچی، بی هدفی، شرایط کاری و حواشی هست که خسته میشه و یجایی دیگه دلش میخواد همه چیز رو بذاره کنار.
الان که برگشتم اتاق عمل، نه قراره طرح اجباری بگذرونم، همچنان حقوق زیادی ندارم و نه آیندهی خودم رو اینجا تصور میکنم. تقریبا همهی آیندهام رو با معماری طراحی کردم و در اون فضا مشغولم.
فقط اومدم اینجا چون اینجا رو میدانی برای مجاهدت میدونم. چون اگر من نباشم، شخص دیگه ای هم نیست. چون اینجا برای من هیچ انگیزهی جدی دنیایی نداره. اینجا تنها جایی هست که میتونم در اون از دنیا جدا بشم. من اگه بتونم همینجایی که هستم، باعث آرامش عدهای باشم و کمک کنم تا حالشون خوب بشه، بارمو بستم.
الان که خودم با پای اختیار وارد این چهار دیواری سبز شدم و قرار هست با همین نیت مدتی رو اینجا خدمت کنم، حالم باهاش بهتره و بیشتر از قبل تلاش میکنم تا بهتر از قبل باشم.
#خدایا شکرت برای فرصت خدمت
ولی واقعا روزی که از پنج صبح بیدار میشی
و مشغول کار، جور دیگهای برکت داره.
توی پنج ساعت گذشته، به اندازهای کار کردم که شاید توی ۲۴ ساعت گذشته، نه!
تصمیم گرفتم از این به بعد از این زمان بیشتر بهره ببرم. انگار یه ۲۴ ساعت از خدا قرض میگیری و به کارهای نیمه تمومت میرسی و بعد تازه ۲۴ ساعت فعلیت شروع میشه.
باحاله دیگه، نیست؟ :)
هدایت شده از مشق جهاد✍🏻
والا زن و چه به اخبار سیاسی
زن ریحانه است، روحش لطیفه
این حجم از دیاثت رو تاب نمیاره ( منظور دیاثت سیاسی هست)