eitaa logo
رَستا
111 دنبال‌کننده
10 عکس
0 ویدیو
0 فایل
من چه گویم که غریب است دلم در وطنم – ابتهاج سلام eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_7r2h4u&btn=rasta اون‌جا @otaghkoochak
مشاهده در ایتا
دانلود
اگه به اندازهٔ کافی سرگرم‌کننده نباشی، آدما دور می‌ندازنت.
نبودن – علی مصفا – ۱۳۹‌۹
یک وطن برای آدمیزاد کم است؛ تو هم برایم وطن باش.
شمایی که برای گذاشتن یه استوری و نوشتن چهار جمله در حمایت از وطن چهل روز تعلل کردید، وقتی دشمن به خاک ایران هجوم بیاره تا از زیر پتو بیرون بیاید میراث ایرانی به یغما رفته.
شانزده روز قبل از شروع جنگ، در گلزار شهدای علی بن جعفر (علیه‌السلام) قم، مشغول زیارت و قدم زدن بودم. حضور در این فضا برایم تازگی داشت. گویی روح پاک شهدا را تمام‌قد، حاضر و ناظر بر آن مکان می‌دیدم. به ذهنم رسید چند کلمه‌ای عامیانه با شهدا صحبت و درد دل کنم. «سلام! شهدا شما زنده‌اید، شما حاضرید، شما...» صدای لطیفی جمله‌ام را ناتمام گذاشت. «سلام خانم، بفرمایید. این روزی شماست؛ هدیه از طرف شهید ابراهیم هادی!» بدون آنکه منتظر واکنشم بماند، کتابچه را توی بغلم گذاشت و رفت. مات و مبهوت ماندم. اسم روی کتاب را خواندم: «خدای خوب ابراهیم» چند دقیقهٔ تمام، کتاب را به سینه‌ام چسبانده بودم. به خانه که رسیدیم گذاشتم‌اش روی کتابخانه، جایی که جلوی چشم باشد. با خودم گفتم: «به وقتش می‌خوانم‌اش؛ به وقتش.» ده روز بعد از شروع جنگ، شب بیست و یکم رمضان، شب قدر، کتاب را برداشتم. به رسم عادت اول با چشم بسته تورقش کردم. دلم می‌خواست "کتاب" با من حرف بزند. پی آیتی، نشانه‌ای، الهامی از «شهید ابراهیم» می‌گشتم. ورق زدم، ورق زدم. صفحهٔ ۲۰ دهان باز کرد و گفت: «بخوان.» «بعد از آزادی خرمشهر، عملیات رمضان و چند حملهٔ دیگرِ رزمندگان با ناکامی همراه بود. برخی دوستان ابراهیم که ایمان ضعیف‌تری داشتند، جبهه را رها کردند. می‌گفتند اگر ما بر حق هستیم چرا پیروز نشدیم. ما که نیت خوبی داریم و می‌خواهیم مردم عراق را نجات دهیم. چرا خداوند ما را یاری نکرد؟ ابراهیم در جواب آن‌ها گفت در زمان پیامبر هم جنگ‌هایی بود که با موفقیت مسلمین همراه نشد. در ثانی خداوند می‌گوید شکست و پیروزی علت‌های متفاوتی دارد. اگر به ما شکستی رسیده، به دشمن ما هم رسیده. خدا به این وسیله ایمان ما را کامل می‌کند و دشمن ما را نابود می‌سازد.» آیات ۱۴۰ و ۱۴۱ سورهٔ آل‌عمران به انتهای صفحه پیوست شده بود. چند بار خواندم‌شان: «چندین بار الک می‌شوید؛ تنها خالص‌هایتان می‌مانند، تنها آدم‌های با صلابت و با ایمان.» لبخند زدم و کتاب را بستم. اسم روی کتاب را خواندم؛ خدای خوب ابراهیم.
مهم نیست موشک‌ها چه رنگی‌ان، مهم اینه که صهیونیست رو به خاک سیاه می‌نشونن. سید مجید، بزن.
عکس را باز می‌کنم. زوم می‌کنم. روی تک‌تک چهره‌ها، روی معصومیت چشم‌ها و خنده‌های نارس‌شان. مثل یک ملودی غمگین که از عمد تکرارش می‌کنی، بارها این کار را تکرار می‌کنم. دیشب، در ظلمتی که تمام دنیا را فرا گرفته بود، چند گلبرگ سرخ روی خاک افتادند و پا خوردند؟ زمین امروز، چند لاله کمتر دارد؟ چشم‌های روشن‌تان کدام‌سو را می‌نگرد؟ به کدام اقلیم می‌روید پرستوها؟ مقصدتان چند درخت سرو دارد؟
وطن‌فروشی همیشه زیر علم بیگانه رفتن نیست. گاهی ترک صحنه و عدم حضور و اقدام به‌موقع، بزرگ‌ترین مصداق خیانت به وطنه.
اینکه هر اتفاقی می‌افته با منتظر پیام رهبریم و هر چی آقا بگن – انگار که قبل از این نگفته‌ن – واکنش نشون بدی ظاهرش ولایت‌پذیریه، مفهوم واقعی‌ش اینه که من هنوز درس قبلی رو نگرفته‌م و این بار هم حتی اگر رهبر با صراحت تمام فتوا بدن و تکلیف رو معلوم کنن به دو تا تکبیر اکتفا می‌کنم و نوبهٔ بعد که توی میدون قرار بود دست به عمل بزنم، باز بلاتکلیف و شیعه‌کوفی و توابین‌وار می‌شینم و روی شمشیر غلاف‌شده‌م خوابم می‌بره.
برچسب‌گذاری ساده‌ترین راه برای کناره‌گیری از گفتگوی بدون حاشیه با فردیه که دیدگاهش در ظاهر با تو هم‌سو نیست.
با اجازهٔ بعضی از دوستان دغدغه‌مندمون دیگه می‌تونیم بگیم پیروز شده‌یم؟
ما می‌تونیم همزمان که در عملیات X پیروز شده‌یم در عملیات Y مشغول غرامت دادن و غرامت گرفتن باشیم. انکار پیروزی و توفیقات به دست اومده کمکی به ادامهٔ حضور فعالانه‌مون در میدان نمی‌کنه.