اینکه هر اتفاقی میافته با منتظر پیام رهبریم و هر چی آقا بگن – انگار که قبل از این نگفتهن – واکنش نشون بدی ظاهرش ولایتپذیریه، مفهوم واقعیش اینه که من هنوز درس قبلی رو نگرفتهم و این بار هم حتی اگر رهبر با صراحت تمام فتوا بدن و تکلیف رو معلوم کنن به دو تا تکبیر اکتفا میکنم و نوبهٔ بعد که توی میدون قرار بود دست به عمل بزنم، باز بلاتکلیف و شیعهکوفی و توابینوار میشینم و روی شمشیر غلافشدهم خوابم میبره.
برچسبگذاری سادهترین راه برای کنارهگیری از گفتگوی بدون حاشیه با فردیه که دیدگاهش در ظاهر با تو همسو نیست.
ما میتونیم همزمان که در عملیات X پیروز شدهیم در عملیات Y مشغول غرامت دادن و غرامت گرفتن باشیم. انکار پیروزی و توفیقات به دست اومده کمکی به ادامهٔ حضور فعالانهمون در میدان نمیکنه.
نظریۀ نامحبوب: کانال، وبلاگ و صفحات مجازی تریبون هستن، نه دفترچه یادداشت شخصی. تفاوتی بین یک یا چند میلیون دنبالکننده نیست؛ در مقابل اونچه که میگی، میپسندی، تأیید میکنی، رد میکنی، دست میگیری، در مقابل نگاه این همه کاربر، مسئولی و ”مسئولیت“ داری.
طیف نامعلوم و گستردهای از افراد مخاطب شما هستن؛ از جمله افراد کمسال، افرادی که قدرت تفکیک مسائل رو ندارن، افرادی که تشخیص شوخی و کمیک از مطالب جدی و واقعیتها براشون آسون نیست. مخاطبین شما اثرپذیری متفاوتی از محتواهای یکسان دارن؛ از یک میزان هوش، ادراک و قوۀ تحلیل بهرهمند نیستن؛ و علم به این مطلب، تولید محتوا رو به امری حساس و ذیاهمیت تبدیل میکنه.
اگر شب تا سحر پای سجاده بشینی، در راه خدا شمشیر بزنی، از مال و جان انفاق کنی، اما اطرافیان از اخلاقت در عذاب و شکایت باشن؛ ره به بادیه و تن به غاشیه میبری.
اگر دوست و آشنا شما رو آدمی مذهبی و اهل دین میدونن، باید چندین برابر مراقب رفتار و کردارتون باشید. هر آینه نزدیک بود رفتار ناشایست و خارج از عرفی از شما سر بزنه، با خودتون تکرار کنید: ما برای جذب کردن آمدیم، نی برای دفع کردن آمدیم.