چهار اثر جدید از استاد حسن انصاری
https://t.me/rasullib
https://eitaa.com/rasullib
مکتبة نفس الرسول المصطفی
https://eitaa.com/rasullib .
◾️ مروری کوتاه بر بخشهایی از مقدمه کتاب «محمّدِ مورخان»
در دو فرسته
✍🏻محمدعلی امیرمعزی و جان تولان در مقدمه کتاب تازه انتشاریافته محمّدِ مورخان، پیش از ورود مستقیم به بررسی تاریخی شخصیت پیامبر(ص)، به تبیین مبانی نظری تاریخنگاری و مفهوم «مورخ» میپردازند. نویسندگان از همان آغاز تأکید میکنند که تاریخنگاری بهمثابه دانشی مستقل، انتقادی و خودآگاه نسبت به روش، پدیدهای مدرن است و نباید آن را بهصورت بیواسطه به سنتهای پیشامدرن تعمیم داد. به بیان دیگر، هرچند در سنتهای اسلامی و مسیحی آثار فراوانی ذیل عناوینی چون تاریخ، سیره یا وقایعنگاری پدید آمده، اما مورخ به معنای دقیق امروزی و تاریخ بهمثابه یک علم انتقادی، حاصل تحولات فکری و روششناختی قرن نوزدهم میلادی است.
در سنتهای کلاسیک، تاریخ هرگز دانشی مستقل تلقی نمیشد، بلکه همواره در پیوندی وثیق با الهیات، فقه، اخلاق یا ادب معنا مییافت. تاریخنگاری نه با هدف بازسازی انتقادی گذشته، بلکه برای تبیین مشیت الهی، تثبیت هویت دینی، مشروعیتبخشی به ساختارهای حقوقی و سیاسی، و انتقال الگوهای اخلاقی انجام میگرفت. از اینرو، نویسندگان تأکید میکنند که انتظار تاریخنگاری مدرن از متون پیشامدرن، نوعی خطای روششناختی است؛ زیرا این متون در افق مفهومی و معرفتی متفاوتی تولید شدهاند.
🔹در این چارچوب نظری، امیرمعزی و تولان به مسئله بررسی تاریخی زندگی پیامبر(ص) میپردازند و نشان میدهند که این حوزه از همان آغاز با چالشی بنیادین روبهرو بوده است: مسئله منابع. آنان با نقد دیدگاه کلاسیک ارنست رنان در قرن نوزدهم که بر این باور بود زندگی پیامبر(ص) در روشنایی کامل تاریخ قرار دارد، تصریح میکنند که پژوهشهای چند دهه اخیر این خوشبینی را بهطور جدی زیر سؤال برده است. تحقیقات جدید نشان دادهاند که فاصله زمانی میان حیات پیامبر(ص) و تدوین منابع اصلی اسلامی بهمراتب بیش از آن است که بتوان این متون را گزارشهایی بیواسطه و شفاف از واقعیت تاریخی تلقی کرد.
نویسندگان یادآور میشوند که آثاری چون سیره ابنهشام یا تاریخ طبری، دههها و حتی قرنها پس از رحلت پیامبر(ص) تدوین شدهاند. این متون بیش از آنکه بازتاب مستقیم وقایع باشند، محصول فرآیند شکلگیری حافظه جمعی مسلمانان و پاسخ به نیازهای حقوقی، کلامی و سیاسی جوامع اسلامی، بهویژه در دوره عباسیاند. از این منظر، منابع سنتی نه آینهای شفاف از گذشته، بلکه متونی تاریخیاند که خود باید موضوع تحلیل، نقد و پرسش قرار گیرند.
🔸در ادامه، نویسندگان تمایز روشنی میان تاریخنگاری کلاسیک و تاریخنگاری مدرن ترسیم میکنند. شخصیتهایی چون طبری یا مسعودی در این مقدمه نه بهعنوان مورخان به معنای امروزی، بلکه بهعنوان عالمانی معرفی میشوند که تاریخ را در دل منظومهای دینی و معرفتی میفهمیدند. طبری در عین حال فقیه، محدث و مفسر بود و تاریخ را ابزاری برای گردآوری و انتقال روایتها میدانست. روش او بر نقل سلسلهوار اخبار و اسناد استوار بود، بیآنکه نقد درونی، تحلیل تناقضها یا بررسی شرایط اجتماعی و سیاسی تولید روایتها در کانون توجه قرار گیرد. در چنین رویکردی، تاریخ در خدمت الهیات قرار داشت و معنا و غایت وقایع از پیش تعیین شده بود.
در برابر این سنت، تاریخنگاری مدرن که در پی تحولات فیلولوژیک و روششناختی قرن نوزدهم شکل گرفت، بر استقلال تاریخ بهعنوان یک دانش تأکید میکند. در این رویکرد، متن تاریخی از قداست پیشینی جدا میشود و بهعنوان پدیدهای انسانی، مشروط به زمان، مکان، منافع و افق فکری نویسندهاش تحلیل میگردد. مورخ مدرن نه در پی تأیید یک روایت ایمانی است و نه در پی نگارش سیرهای قدسی، بلکه میکوشد فرآیند شکلگیری روایتها، منطق درونی آنها و زمینههای تولیدشان را بازسازی کند.
یکی از محورهای اساسی پیشدرآمد، تأکید بر کثرت و ناهمگونی منابع و گزارشهاست. نویسندگان تصریح میکنند که بهسبب فاصله زمانی، تنوع جغرافیایی و تفاوتهای گفتمانی، دسترسی به «واقعیت صُلب تاریخی»، آنگونه که دقیقاً رخ داده، برای مورخ ممکن نیست. از اینرو، وظیفه تاریخنگار مدرن نه کشف یک روایت نهایی و قطعی، بلکه مطالعه بازنماییهاست. منابع تاریخی حامل واقعیت خام نیستند، بلکه بازتاب نگاهها، دغدغهها، منازعات و افقهای فکری جوامعیاند که آنها را تولید کردهاند.
در این چارچوب، توجه به «بازنمایی» و ریشهها و علل آن، بهعنوان یکی از وظایف اصلی مورخ مدرن برجسته میشود. مورخ باید بپرسد هر منبع چگونه پیامبر(ص) را تصویر کرده، این تصویر در پاسخ به چه نیازها یا بحرانهایی شکل گرفته، و چه عناصر الهیاتی، سیاسی یا فرهنگی در آن دخیل بوده است. به بیان دیگر، مسئله اصلی نه این است که کدام روایت «درستتر» است، بلکه این است که هر روایت چه چیزی را درباره زمینه تاریخی خود آشکار میکند.
ادامه در فرسته بعدی
https://eitaa.com/rasullib
مکتبة نفس الرسول المصطفی
◾️ مروری کوتاه بر بخشهایی از مقدمه کتاب «محمّدِ مورخان» در دو فرسته ✍🏻محمدعلی امیرمعزی و جان تولا
فرسته دوم
اختلاف روایتها در این نگاه نه نشانه ضعف پژوهش تاریخی، بلکه دادهای بنیادین برای فهم تاریخ است.
در همین راستا، نویسندگان بر ضرورت بررسی همزمان منابع متنوع تأکید میکنند. منابع اسلامی در کنار گزارشهای مسیحی، یهودی، سریانی و ارمنی. این تنوع به پژوهشگر امکان میدهد دریابد که شخصیت پیامبر(ص) چگونه در سنتها و جوامع مختلف بازخوانی شده و چگونه تصویر او در طول زمان دچار تحول شده است. تاریخنگاری مدرن، بهجای حذف این تکثر، آن را به رسمیت میشناسد و موضوع تحلیل قرار میدهد.
در بخشهای پایانی مقدمه، امیرمعزی و تولان به رویکردهایی اشاره میکنند که پیامبر(ص) را در بستر «اواخر عهد باستان» تحلیل میکنند. در این چشمانداز، پیامبر(ص) نه در انزوای فرهنگی یا جغرافیایی، بلکه در پیوندی عمیق با سنتهای ابراهیمی، ادبیات کتاب مقدس و فضایی آکنده از انتظارات آخرالزمانی فهم میشود. ظهور اسلام در این چارچوب، بخشی از تحولات گسترده دینی و فکری جهان متأخر باستان تلقی میگردد.
در نهایت، نویسندگان یادآور میشوند که این نوع تاریخنگاری افزون بر هدف علمی، حامل نوعی مسئولیت مدنی نیز هست. تاریخنگاری انتقادی میتواند از اسطورهسازیهای سادهانگارانه و بهرهبرداریهای ایدئولوژیک از دین جلوگیری کند و امکان گفتوگویی سنجیدهتر میان دانش آکادمیک و ایمان دینی فراهم آورد؛ گفتوگویی که بر فهم تاریخی، عقلانیت و پرهیز از پیشداوری استوار است.
باید گفت مقدمه کتاب محمدِ مورخان با تأکید بر تمایز میان تاریخنگاری کلاسیک و مدرن، نشان میدهد که مطالعه تاریخی شخصیت پیامبر(ص) نه از مسیر بازسازی یک زندگینامه قطعی، بلکه از راه تحلیل انتقادی منابع و بازنماییها ممکن است. در این رویکرد، مورخ مدرن وظیفه دارد بهجای جستوجوی حقیقتی نهایی، شبکهای از روایتها، زمینهها و منطقهای تاریخی را بررسی کند و از خلال آنها به فهمی عقلانی و تاریخی از گذشته دست یابد.
🔸در پایان، برای آشنایی بیشتر با رویکردهای طرحشده در این پیشدرآمد، میتوان به برخی ارائهها و گفتوگوهای علمی در ماههای اخیر اشاره کرد.
از جمله، میتوان به سخنرانی اخیر شخص استاد محمدعلی امیرمعزی بهمناسبت انتشار همین کتاب اشاره کرد که در آن، خطوط اصلی این رویکرد تاریخنگارانه و مبانی روششناختی آن شرح داده شده است. این سخنرانی پیش از این نیز در کانال معرفی شده بود. (اینجا)
همچنین ارائه استاد ارجمند دکتر رسول جعفریان که در آن بازخوانیِ منابع کهن اسلامی، معرفیِ دیدگاهها و رویکردهای گوناگون درباره تاریخنگاری اسلامی، و طرحِ نقدهای کوتاه بر برخی رویکردهای تجدیدنظرطلبانه صورت گرفته برای آشنایی با طیف متنوع این مباحث و نقدهای مربوطه راهگشاست. (اینجا)
افزون بر این، گفتوگوی تخصصی، مفصل و بسیار مفید جناب استاد دکتر حسن انصاری درباره جریانهای گوناگون اسلامشناسی و شیعهپژوهی در غرب، که در آن به این رویکردهای نوین نیز پرداخته میشود و نقدهایی بر آن طرح میگردد (اینجا) امکان مقایسه و درک دقیقتری از زمینههای نظری و اختلافنظرهای موجود در این حوزه فراهم میآورد.
پینوشت:
برای دسترسی به ارائههای معرفیشده به کانال تلگرام کتابخانه
https://t.me/rasullib
مراجعه نمایید.
------------------------------------------
◾️معرفی کوتاه و مروری اجمالی بر فهرست کتاب و اینجا
◾️معرفی و پادکست مقالهای از کتاب با عنوان «تصویر پیامبر در تشیع دوازده امامی کهن»؛ نوشته روی ویلوزنی
https://eitaa.com/rasullib
https://t.me/rasullib
مکتبة نفس الرسول المصطفی
مرحوم صاحب عبقات در شرح حال برخی علمای عامّه از کتاب کمتر شناخته شدهی "عجالة الراكب وبلغة الطالب" تأليف "عبد الغفار بن ابراهیم العلوي العكّي العدناني (قرن ١٠)" استفاده نموده است.
علامه میر حامد حسین در سفر حج در سال ۱۲۸۲ قمری از کتابهای مهم و کمیابی در کتابخانههای شهرهای مدینه و مکه فیش برداری کرده و در آثار خود از آنها استفاده نمودهاست که کتاب مذکور از جمله همان آثار کمیاب است.
به عنوان نمونه در مجلد غدیرِ کتاب عبقات در شرح حال "نور الدین سمهودی" چنین آمده است:
"نور الدین ابو الحسن بن الجمال الحسيني السمهودي که جلالت مقام و شرف منزلت و عظمت شأن و رفعت مرتبت او از .....عجالة الراكب وبلغة الطالب" تصنیف "عبد الغفار بن ابراهیم العلوي العكّي العدناني الشافعي" که نسخه صحیحه آن در خزانه کتب حرم محترم مکّه معظّمه زاد الله شرفا از نظر فقیر گذشته و بتوفیقات ربّانی اتفاق انتخاب هم از آن افتاده.....واضح و لائح است"
عبقات الأنوار، مجلد غدير (چاپ بروجردی)، ج ١، ص ٤١؛ (چاپ جدید)، ج۱، ص ۱۲۱)
ظاهرا از این کتاب تنها یک نسخه شناسایی شده و این نسخه همان نسخه حرم مکّی به شماره ۲۸۴۳ است که از نظر مرحوم صاحب عبقات گذشته و تاریخ کتابت آن سال ۹۲۱ قمری است. (فهرس مخطوطات مكتبة الحرم المكي الشريف، ج ٩، ص ٦٢١ _ ٦٢٢)
جالب اینجاست نویسندگان فهرست مخطوطات حرم مکّی این کتاب را مجهول المؤلف معرّفی کردهاند! در حالی که نام مؤلّف در انتهای نسخه ذکر شده است.
به فضل الهی کتاب فهرس مخطوطات مكتبة الحرم المکّی به همراه کتابهای مهم دیگری که از نمایشگاههای قاهره، ریاض شارجه و مسقط خریداری شده بود، اخیرا به دستمان رسید.
@rasullib
هدیه ارزشمند استاد ارجمند جناب مستطاب سید علی شهرستانی به کتابخانه
https://eitaa.com/rasullib
https://t.me/rasullib