eitaa logo
روابط عمومی مرزبانی ایلام
88 دنبال‌کننده
12.7هزار عکس
4.9هزار ویدیو
238 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از نگهبان
حال تو مثل کبوترهای بی بال و پر است خنده هایت فاطمه! آرام جان حیدر است بون نان در خانه پیچیده ست، پس شکرخدا حال تو از روزهای قبل قدری بهتر است خانه را جارو زدی، از بسترت برخاستی از نگاهت می توان فهمید روزهای آخر است ای ستون خانه ی من، حرفی از رفتن مزن بی تو حالم مثل یک فرمانده ی بی لشکر است این نمک نشناس ها آتش مهیا کرده اند بی خبر از اینکه اینجا خانه ی پیغمبر است موی زینب مثل حال حیدرت آشفته است فاطمه! این حال و روز خانه ی بی مادر است از همان روزی که آتش بوسه از بالت گرفت جای بال زخمی و خاکی تو روی در است چند ماهی می شود، حیدر شده خانه نشین چند ماهی می شود زهرا میان بستر است دستهایی را که می بوسید پیغمبر، شکست راستی زینب چه حالی داشت وقتی در شکست دست در دست حسن می رفت زهرا، ناگهان روی خاک افتاد قرآن، سوره ی کوثر شکست دستهای بسته ی مولا گواهی می دهد بارها بعد از پیمبر حرمت حیدر شکست یک مَلَک ای کاش چشمان حسن را می گرفت لحظه ای که بی هوا بال و پر مادر شکست : 💔 بغض دارم مرو از پیش علی، زهرا جان تو نباشی چه کسی پاک کند اشکم را؟ سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير، روزتون معطر بنام عجل_فرجهم ✅با ما همراه شوید. 🔗ایتا: نگهبان https://eitaa.com/mnegahban
هدایت شده از نگهبان
کاسه ی چــشم مـرا از آب زمـزم پر کنید کاسه ی خالی من را نیز نـم نـم پـر کنید من به اینکه روزوشب اینجا بیایم دلخوشم راضی ام این کاسه را هربار، کم کم پر کنید کربلایی شد کسی که صبر او لبـریز شد لـطف کرده، کاسه ی صبر مرا هم پر کنید این همان شورِ غمِ عشقِ حسین بن علی ست سینه ی مـارا از این شور دمـادم پـر کنید شیعیان باید قـیـام دیگری بــر پـا نمود عـالمی را از دم پر کنید بر سر نام این جنگها بـرپا شده هرکجا را باید از این ذکر و پرچم پر کنید زیـنبـش با دست بسته تا سر بازار رفت دفتر اشک مرا این بار زین غم پر کنید بعد از این دیدید اگر که خانمی خورده زمین دور او را زودتر با چند مَحرَم پر کنید : میشود این روزها درد فراغم بیشتر صبحها این بغض میآید سراغم بیشتر السلام ای در کنار آب مقطوع الورید آه نامت آمد و شد حسِ داغم بیشتر سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير، روزتون معطر بنام عجل_فرجهم ✅با ما همراه شوید. 🔗ایتا: نگهبان https://eitaa.com/mnegahban
هدایت شده از نگهبان
باز باید سر کنم با خاطرات اربعین خاطرات گریه در صحنِ یل اُم البنین از مرور خاطراتش نیز لذت می‌برم می‌نشستم رو به ایوان امیرالمؤمنین خوب یادم هست هر موکب که رفتم، پهن بود زیر پای زائرانت بالِ جبرئیلِ امین با چه شوقی تاول پاهای خود را می‌شمرد زائری که بود گویا با ملائک همنشین دسته دسته وارد کرب و بلایت می‌شدیم گوئیا بودیم دستان خدا در آستین این سفر تا کربلا ای کاش برگشتن نداشت هاتفی می‌گفت با ما: فادخلوها خالدین من تمام سال را با اربعینت زنده‌ام ادعایی هم ندارم، عاشقی یعنی همین با زبان تازیانه هیچکس صحبت نکرد در میان راه هر جایی که میخوردم زمین : تا کی به تو از دور سَـــلامی برسانم جانْ بی‌تو به‌لَب آمده، ای پاره‌ی جانم سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير، روزتون معطر بنام عجل_فرجهم ✅با ما همراه شوید. 🔗ایتا: نگهبان https://eitaa.com/mnegahban
هدایت شده از نگهبان
تربتت خاکستر بی مایه را زر می کند سنگ اسود را مثال در و گوهر می کند حال ما خوب است، اما پنج وعده در صلاه حال ما را سجده بر خاک تو بهتر می کند ای بنازم تربتت را، که فقط یک دانه اش کل جامهری مسجد را معطر می کند ذره ای تربت به کام طفل، آغاز حیات روزی اش را تا دم مرگش مقرر می کند اندکی از آن به کام یک مریض رو به موت بهتر از کل اطبا، کار محشر می کند در میان قبر یک مقدار خاک مدفنت چهره ی خاموش میّت را منور می کند مستی از پابوس برمی گردد و بعد از سفر تربتت را هدیه بر یک مست دیگر می کند مست آن خاک جنون خیزم که در روز دهم یک غلام روسیه را شمس انور می کند خاک پای تو کجا، عاشق خودش را از ادب خاک پای شوذب و نعمان و جعفر می کند خاک صحنت دست هرکس میرسد بی اختیار رو به قبله با سلامی دیده را تر می کند با نظر بر تربت اعلای مال کـربلا بی هوا عاشق هوای شاه بی سر می کند : یادش مرا دومرتبه بیتاب میکند دارد غمش وجود مرا آب میکند جانم فدای شاعر خوش مسلکی که گفت نوکر همیشه تکیه به ارباب میکند سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير، روزتون معطر بنام عجل_فرجهم ✅با ما همراه شوید. 🔗ایتا: نگهبان https://eitaa.com/mnegahban
هدایت شده از نگهبان
جایِ گِلِـه ز فاصلـه ها می کنم با نام گـریه می کنم من کـه تمام عـمـر ز داغت گریستم در بین قبر هم چه بسا گـریه می کنم باید هـزار سـال برای تـو گــریه کرد قدر هــزار سـال تو را گـریه می کنم من سمت روضه میروم و عابری به من می گـوید التماس دعـا گـریه می کنم تو خواستی كه حاجتِ من شد روا حسین بـر نـذرهـای گـشته ادا گــریه می کنم حالا تو بخش بخش شدی،’حا’شدی و’سین’ حالا تو را هجـا به هجـا گـریه می کنم تـو در ازای اشک به مـن بده من در ازای گـریه می کنم : با هَـر سَـلام صُبــح دلـم طوفِ کربــلاست اینگـونه مـادَرَم به مَن آموخت درسِ عِشـقْ سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير، روزتون معطر بنام عجل_فرجهم ✅با ما همراه شوید. 🔗ایتا: نگهبان https://eitaa.com/mnegahban
هدایت شده از نگهبان
يادش بخير گوشه ی ايوان، حسين جان يادش بخير نـم نـم بـاران، حسين جان پايين پا درست زمينگير تو شديم يادش بخير ديده ی گريان، حسين جان يک پيرمرد رو به حرم گريه اش گرفت ياد مدينه گفت حسن جان، حسين جان ما در همان زيارت اول عوض شديم يادش بخير توبه و غفران، حسين جان يادش بخير كـودكـي ام بين دسته ها پرچم به دوش بين خيابان، حسين جان يادش بخير پشت در تـَكـيـه ی محـل دعواى كـودكانه ی طفلان، حسين جان يادش بخير نـوحـه ی تركـىِ روضه ها با لـحـن آذرى سنه قربان، حسين جان ما در همين حسينيه ها قد كشيده ايم با چشم خويش معجزه بسيار ديده ايم : اول هفته پس از گفتن یک بسم الله از دل و جان تو بگو سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير، روزتون معطر بنام عجل_فرجهم ✅با ما همراه شوید. 🔗ایتا: نگهبان https://eitaa.com/mnegahban
هدایت شده از نگهبان
روز هشتم غزلی عشق مرا می چیند سفره را گوشه ی ایوان طلا می چیند از همین اول صبح نیت مشهد کردم نام سلطان دلـم را به زبان آوردم شور عشقی به دلم ریخت، غمی پیرم کرد یا رضا گفتم و این اسم نمک گیرم کرد هشتمین روز؛ قرار از دل ما میگیرد سحر، عطر حرم و صحن و سرا میگیرد هشتمین روز هوای دلمان بارانیست مشهد و کرب و بلا هر دو حرم مهمانیست سحر هشتم ماه رمضان، در سفرم بین اربابم و سلطان خودم در به درم هم سر سفره ی سلطان دو عالم هستیم هم پریشان شب هشت محرم هستیم هم علی اکبری ام هم رضوی، حیرانم کفتر بام حسین و حـرم سلطانم : چَشمِ من خیره به عکسِ حَرَمَت بَند شُده با چه حالی بنویسم که شده؟ حَـرَمَـت رام کـنـد قـلـب گـنـهـکـاران را بِطلب شـاهِ خـراسان دلـم از سنگ شده سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير،  روزتون معطر بنام عجل_فرجهم ✅با ما همراه شوید. 🔗ایتا: نگهبان https://eitaa.com/mnegahban