من زهرا قبیسی هستم
یک مجسمهسازی که در رشته تربیت موسیقی هم تحصیل کردهام
دختری که همواره دغدغه جبهه مقاومت را داشتم و کارهای داوطلبانهای برای خدمت به مردم انجام میدادم
نه فقط در لبنان
بلکه در سوریه، یمن، حتی در بحرین و فلسطین.
اما به یمن نرفتم، کارهای داوطلبانهای که برای یمن، بحرین و فلسطین انجام میدادم به صورت مجازی بود
دختر آتش به اختیار لبنانی که چشم در چشم جلوی تانک مرکاوای اسرائیلی ایستادم و روستای مارون الراس را آزاد کردم
دختری که ۸ ترکش از آن نبردِ چشم در چشم با خود به سوغات آوردم
اگر از من بپرسی که این همه شجاعت را از کجا آوردم و چه شد که پاهایم نلرزید به تو خواهم گفت که:«نحن خُمینیّون، وهذه البذرة من الشجاعة قد زرعها الإمام الخمینیّ فی قلوبنا. ما خمینیون هستیم و این بذر شجاعت رو امام خمینی در دل ما کاشته.»
☀️ رواق آفتاب ☀️
من معصومه کرباسی هستم
مادر ۵ فرزند
دختر ایرانی که در سال ۱۳۸۲ با همکلاسی لبنانی ام دکتر رضا عواضه ازدواج کردم و به همراه همسرم به لبنان رفتیم و به حزب الله لبنان پیوستیم
فارغ التحصیل رشته مهندسی کامپیوتر دانشکده مهندسی دانشگاه شیراز و از فعالان فرهنگی و رسانهای و از نخبگان برنامه نویسی در این دانشگاه بودم
همسر من از نخبگان امنیت سایبری حزب الله بود و تا آخرین لحظه در کنار حزب الله با رژیم غاصب صهیونیستی مبارزه کردیم
بارها خانواده به دلیل خطرهایی که در لبنان من و خانواده ام را تهدید میکرد از من خواستند که به ایران برگردم و من در جواب میگفتم که «همینجا میمانم، کنار مردم لبنان مقاومت میکنم و اگر قسمتم بود شهید میشوم.»
من از فدا شدن هر ۵ فرزندم در راه مقاومت هیچ باکی نداشتم و فرزندانم تقدیم به مقام معظم رهبری هستند
پهپاد ارتش تروریستی روز شنبه ۲۸ مهر به طور هدفمند یک خودرو در شهر جونیه را تعقیب میکرد، خودرویی که سرنشینانش من و همسرم بودیم.
خودروی ما در حال حرکت بود که پهپاد رژیم صهیونیستی به سمتمان موشکی پرتاب کرد اما به گوشه ماشین برخورد کرد و صدمهای به ما وارد نشد.
همسرم خودرو را متوقف کرد.
کنار اتوبان ایستاد، پیاده شد و دست من را گرفت تا گوشهای پناه بگیریم. سرنشینهای خودروهای دیگر هم پیاده شدند
اما انگار هدفهای پهپاد مشخص بودند.
موشک دوم هم شلیک شد و من و همسرم به آرزوی خود یعنی شهادت رسیدیم
☀️ رواق آفتاب ☀️
من طناز بحری هستم
دختر ایرانی که بزرگ شده کشور هلندم
نخبه ی ایرانی و رئیس کلینیک هماتولوژی بیمارستان آراسموس روتردام هلند که حقوق 10 هزار یورویی را رها کردم و به ایران آمدم
این خواسته قلبی خودم بود که تمام امکانات رفاهی در هلند را رها کنم و به ایران بازگردم.
از زمانی که به ارزش حجاب و رعایت آن پی بردم، تا زمانی که حجاب گذاشتم حدود ۱۰ سال طول کشید. چند نفر از دوستان مسلمانم می گفتند که سخت می گیری، حجاب را بگذار، خدا کمک خواهد کرد، اما من می ترسیدم… می ترسیدم از آنکه قداست و ارزش حجاب را با کاستی های خودم زیر سوال ببرم.
اگر از من از وضعیت حال حاضر ایران بپرسی، آن را به کشتی نوح توصیف میکنم که هر فردی سوار این کشتی شود بُرده است و اگر از آن دوری کند فرصت را از دست داده است.
☀️ رواق آفتاب ☀️