این متن پر محتوا و فصیح از کتاب ینابیع المودة نوشته خواجه کلان بن محمد، که از اساطیر متاخر اهل سنت حنفی مسلک بوده، روایتیست از امیر المؤمنین علی علیه السلام که بین علما شهرت به خطبة البیان یافته.
انشا الله چند روز خود خطبه رو با هم مطالعه میکنیم.
و سپس با دقت به برخی عبارات حضرت امیر که عمق و محتوای مهم تری دارند وجذابیتشون هم مشهوده میپردازیم.
البته به شرط توفیق
در نگاهِ خلق، از دیوانگان کم نیستم
فکرِ زخمی دیگرم، دنبال مرهم نیستم
#خیمهگاه
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
السَّلامُ عَلَيْ أَمِينَ اللّٰهِ فِي أَرْضِهِ
رَواقُ الخُدّامْ
ترجمه: سوید بن نوفل هلالی(پس از پیشگویی امیر المؤمنین از صده ششصد هجری) برخاست و گفت: ای امیرالمؤمن
...
قال: فصاح السائل صيحة عظيمة و خرّ ميتا.
فعقب أمير المؤمنين (كرّم اللّه وجهه) كلامه بان قال:
الحمد للّه بارئ النسم، و ذارىء الأمم و الصلوات على الاسم الأعظم، و النور الأقدم، محمد و آله و سلّم.
ثم قال: سلوني عن طرق السماء فانّي أعلم بها من طرق الأرض، سلوني قبل أن تفقدوني، فانّ بين جنبي علوما كثيرة كالبحار الزواخر.
راوی میگوید: پس آن پرسشگر فریادی عظیم برکشید و بر زمین افتاد و مرد.
پس از آن، امیرالمؤمنین (کرّم الله وجهه) در ادامهی سخن خود فرمود: «ستایش خدای را که آفرینندهی جانها و پراکندهکنندهی امتهاست، و درودها بر نام اعظم و نورِ قدیم، محمد و خاندان او باد.»
سپس فرمود: «از راههای آسمان از من بپرسید، که من به آنها از راههای زمین آگاهترم. پیش از آنکه مرا از دست دهید، از من بپرسید، چرا که در سینهام دانشهای فراوانی همچون دریاهای خروشان نهفته است.»
رَواقُ الخُدّامْ
صلی الله علیک یا ابا عبد الله
چه خلاف سر زد از ما که درِ سرای بستی💔
برِ دشمنان نشستی، دلِ دوستان شکستی
ز تو خواهش غرامت نکند تنی که کُشتی
ز تو آرزوی مرهم نکند دلی که خَستی
کسی از خرابهٔ دل نگرفته باج هرگز
تو بر آن خراج بستی و به سلطنت نشستی
179.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی که تو بر اسب سوار میشوی، ماه باید پیاده شود از استر آسمان.
سقای آب و ادب
...
فنهض إليه الرسخ من العلماء، و المهرة من الحكماء، و أحدق به الكمل من الأولياء، و الندر من الأصفياء، يقبلون مواطئ قدميه، و يقسمون بالاسم الأعظم عليه، بان يتم كلامه، و يكمل نظامه. فقال بحر الراسخين، و حبر العارفين، الامام الغالب علي بن أبي طالب (كرّم اللّه وجهه) :
يظهر صاحب الراية المحمدية، و الدولة الأحمدية، القائم بالسيف، و الحال الصادق في المقال، يمهد الأرض، و يحيي السنة و الفرض.
راسخون در علم برخاستند، و کاملان از اولیا و کمیابها از اصفیاء گرد او را گرفتند؛ جای پاهایش را میبوسیدند و او را به اسم اعظم سوگند میدادند که سخنش را تمام کند و نظام آن را کامل نماید. پس آن دریایِ راسخان و دانشمندِ عارفان، امامِ غالب علی بن ابی طالب (کرّم الله وجهه) فرمود: «به زودی صاحبِ رایتِ محمدی و دولتِ احمدی ظاهر میشود، آنکه با شمشیر قیام میکند، و در سخن راستگوست، زمین را هموار میسازد، و سنت و واجب را زنده میگرداند.»