eitaa logo
روان دان
9 دنبال‌کننده
0 عکس
0 ویدیو
0 فایل
روانشناسی مطالعه می‌کنم و به اشتراک می‌ذارم. کانال های بنده در دیگر شبکه های اجتماعی👇🏻 https://takl.ink/Ravan_dan/ برای ارتباط با بنده👇🏻 @ERahmatnia
مشاهده در ایتا
دانلود
ادراک پریشی چهره‌ای Prosopagnosia پدیده‌ای هست که به علت آسیب در نیمکره‌ی راست مغز به وجود میاد. منجر میشه به مشکل در تشخیص چهره های آشنا حتی عدم تشخیص چهره‌ی خود در آینه و تمییز بین همسر و یک کلاه هم در این بیماران مشاهده شده. نتیجه ای که میشه از این موضوع گرفت اینه که حداقل کارکرد های مغز بخش معیینی در مغز دارند.
تعریف روانشناسی بررسی علمی رفتار و فرایند های ذهنی
یاد زوددگی کودکی Childhood amnesia ثبت نشدن خاطرات تا سه سالگی
مشاهده شده است که تماشای محتوای خشونت‌آمیز احتمال بروز رفتار در آینده را افزایش میدهد.
منشا روانشناسی چه از لحاظ شناخت فرایند ذهن چه رفتار رو فلاسفه‌ی یونان می‌دونند.
فیزیولوژی Physiology شناخت بدن موجودات زنده از چه فیزیکی و چه شیمایی
بسم الله الرحمن الرحیم ص ۴۱ زمینه‌ی روانشناسی هلیگارد بدین شرح است: روانشناسی در عین حال از طریق تاثیری که بر قوانین و سیاست گزاری ها دارد بر زندگی ما اثر می گذارد. قوانین مربوط به تبعیض نژادی، مجازات اعدام، هرزه نگاری، رفتار جنسی و مسئولیت پذیری افراد در برابر اعمال خود، همه از نظریه ها و پژوهش های روانشناختی اثر می‌پذیرند. برای مثال، قوانین مربوط به انحراف جنسی طی چهل و پنج سال اخیر دستخوش تغییرات چشمگیری شده اند، زیرا پزوهش ها نشان داده که بسیاری از اعمال جنسی که در گذشته انحراف به حساب می‌آمدند اینک اعمالی «بهنجار» به شمار می‌آیند، به این معنا که بسیاری از مردم به آنها دست می‌زنند. از متن مذکور به این برداشت را که مقصود نویسنده و مترجم نبوده(شاید) و احتمال برداشت اولیه‌ی خواننده از متن وجود دارد توجه بفرمایید: از متن چنین برداشت می شود که منظور هم جنس خواهی در روابط جنسی مدنظر است. بیایید این قاعده را درست گرفته و فکر کنیم به جز پذیرش و گسترش روابط هم جنس خواهی این قاعده که "عملی که توسط بسیاری از مردم انجام شود انحراف نیست" چه نتایجی در پی خواهد داشت؟ آیا اگر کشت و کشتار گسترش یابد می بایست این عمل را انحراف ندانست و طبیعی به معنای آنچه که می‌بایست تلقی کرد؟ اگر دزدی و هزار اعمال دیگر گسترش پیدا کرد می بایست آن را طبیعی و مطلوب و اصلا آرمان شهر گرفت؟ و اما اصل این قاعده ریشه‌ای روانشناسی و علمی به معنای مشاهده و تعمیم صرف نداشته و تا حد زیادی متاثر از فلسفه است. چنانکه که اصلا خود گزاره‌ی "عملی که توسط بسیاری از مردم انجام شود انحراف نیست" اصولا اخلاقیست. تجویزی است اخلاقی به معنای خوب و بد. به صورت خلاصه خوب وبد با نظر عامه‌ی مردم تعیین، تغییر، حذف یا جایگزین نمی شوند بلکه اگر امری ما را به سمت آرمان شهر ببرد خوب و در غیر این صورت بد تلقی خواهد شد. آرمان شهر جوامع بر اساس تعریفی که از انسان ارائه می دهند بستگی خواهد داشت که آیا این انسان مادی است یا بخشی غیر مادی و روحانی هم دارد؟ کمال او، بدنش و روحش چگونه است؟ و پاسخ این پرسش ها برای فهم و تصور انسان و آرمان شهر او بستگی به خدا شناسی و هستی شناسی ما دارد بدین شرح که آیا خدایی وجود دارد؟ این جهان چه پایانی دارد؟ و پاسخ این سوالات و به تبع تمامی سوالات به معرفت شناسی به معنای این که ما اطلاعات را چگونه به دست می آوریم دارد. کدام کانال های دانشی را قبول داریم و کدام را نه و چرا؟ اگر در معرفت شناسی به این نتیجه رسیده باشیم که وحی باطل است و تجربه و تعمیم را برگزینیم، به این نتیجه می رسیم که گزارات آدمی هیچ کدام یقینی نیستند که این خود می بایست قطعی باشد و این جا سرآغازی بر پایان مکاتب فلسفی غربی در نطفه است. سرآغازی با تناقضات عقلی. عدم قطعیت در ذات تعمیم است.یعنی چه؟ یعنی شما بیاید مشاهده بفرمایید هر روز صبح که آفتاب می تابید نوعی پرنده آواز می خواند. این را تعمیم زمانی می دهید که این نوع پرنده با مشاهده‌ی آفتاب آواز میخواند. عدم قطعیتش کجاست؟ در این جا که شما تعمیم دادید و ممکن است علت و معلول را درست تشخیص نداده باشید و اصلا بین علت و معلول شما رابطه‌ی دائمی وجود نداشته باشد چنانکه آواز خواند آن پرنده مربوط به فصل خاصی باشد یا دچار بیماری شده باشد یا فقط مربوط به همین یک پرنده از این گونه باشد و هزاران احتمال دیگر. اگر به این نتیجه برسیم که هیچ گزاره ای یقینی نیست نه آرمان شهری وجود خواهد داشت و نه خوب و بد معنایی. خوب و بد که معنایی نداشته باشند باید و نباید هم بی معنا خواهند بود و در چنین دنیایی رای با اکثریت مردم است چرا که حقیقتی یقینی وجود نخواهد داشت.(ایراد این موضوع ذکر شد که خود وجود نداشتن حقیقتی یقینی، یقینی است یا خیر؟) در آخر گزاره‌ی مورد بحث "عملی که توسط بسیاری از مردم انجام شود انحراف نیست" ابدا در قاموس روانشناس نمی گنجد و هیچ وجه‌ی علمی به معنای مشاهده و تعمیم ندارد. مثل آن می ماند که مسئله ای آماری را از تاریخ دانان بخواهیم حل کنند. @ravan_dan