این که رفرنسای ما از آمریکا نوشته شده به تنهایی مشکل نداره
ولی حقایقی که توش نوشته هر بار آنچنان شوک فرهنگیای بهم میده که نگو و نپرس.
مثلا تعداد نوجوونای آمریکایی که اعلام کردن تاحالا مشروب خوردن تقریبا ۳ برابر اوناییه که تاحالا سیگار کشیدن
و اونایی که ماریجوانا مصرف کردن هم ۲ برابر کسایی که سیگار مصرف کردن
حالا بقیهاش هم برای سنم مناسب نیست ولی خدایی اینا با زندگیاشون چیکار میکنن؟:)
آخه از ۱۳ سالگی؟:)
به عنوان خواهر کوچیکترتون
اگه در مورد انتخاب رشته شما اون رتبهی لازم برای قبولی دانشگاه تاپ توی رشته مورد علاقهاتونو آوردین، بهتون تبریک میگم و طرف صحبت من شما نیستین
ولی اگه رتبهای آوردین که باهاش میشه دولتی آورد اما نه لزوما دولتیهایی که تاپ و اوکین، دیگه توجهتون رو تا حد ممکن از اسم دانشگاه بردارید و تحقیق کنید ببینید رشتهی مورد نظرتون توی اون دانشگاه چه جایگاهی داره.
بعضی دانشگاها رو اگه علمی دسته بندی کنن سطح خوبی نمیگیرن و اسم بزرگی هم ندارن (مثالش دانشگاه خودم) ولی توی بعضی از درسا عالی و توی یه سری درسای دیگه واقعا افتضاحن. یا رشتهاتون نووروده یا اساتید خوب نیستن و خیلی ایرادای دیگه که ممکنه فکرشم نکرده باشید.
توصیهام اینه اگه وقت دارید (چون میدونم دیر یادم افتاده اینو بگم) گروه چت دانشگاه مد نظرتونو پیدا کنید، با دانشجوهای رشته مورد علاقهاتون ارتباط بگیرید و در مورد شرایطشون سوال کنید.
این خیلی میتونه کمکتون کنه
و در نهایت آرزوی موفقیت و درخشیدن دارم برای همه.
این پروژهی خودکشی دانشگاه واقعا داره من رو به جنون میکشونه و آخر بچهها مجبور میشن خودم رو به عنوان کیس واقعی ارائه بدن
دیگه فقط در مورد طعم لبای عمهی فروید از چتGPT مقاله نگرفتم. ولم کن استاد فاضلی دهنمو سرویس کردی.
هدایت شده از زیرزمین
شیطان در ادبیات رمانتیک و پسارمانتیک غرب، به نماد آزادی مشهوره، جایی که نویسندگان به جای اینکه اون رو موجودی شرور، بدجنس و بیرحم ببینن، قهرمانی عصیانگر علیه اقتدار مطلق به تصویر میشکن، مهمترین نمونهی این نگاه داخل کتاب بهشت گمشدهی جان میلتون دیده میشه که بخشی ازشون رو براتون گذاشتم و منجر میشه که نویسندهی این کتاب الهامبخش فیلسوفان و نویسندگان ازادیخواه زیادی باشه، توی ادبیات رمانتیک قرن 17 تا 19 نویسندگان اروپایی شیطان رو نه یک نیروی بیرحم بلکه یک قهرمان ازادیطلب معرفی میکنن، کسی که علیه اقتدار خدا میایسته و خواهان آزادی اراده هست
برای مثال جان میلتون داخل کتاب بهشت گمشده، شیطان رو طوری به تصویر میکشه که شخصیتی کاریزماتیک، سخنور، شورشی و اهل رقابته و حتی یک شعار بزرگ داره:
"بهتر است در جهنم فرمانروا باشم تا در بهشت خدمتکار"
همین جمله بعدها تبدیل به نماد آزادی فردی در برابر قدرت مطلق میشه و این برداشت بعدها توسط فیلسوفانی مثل ویلیام گادوین تقویت میشه و یک جنبهی سیاسی بزرگ پیدا میکنه.
حالا چرا شیطان و نماد آزادی؟
دلایل زیادی وجود داره، اما بزرگترین دلیل:
چون انتخاب و ارادهی فردی رو به دستور الهی ترجیح میده و در ادبیات شخصیتهایی که علیه نظم موجود در اون وضعیت میایستن، اغلب نماد آزادیخواهی میشن.
با این نگاه:
شیطان در یک مرحله، سعی میکنه به خواستهی خودش پایدار باشه تا خواستهی خدا و اینجاست که از دستور سرپیچی میکنه و تا ابد در دوزخ گرفتار میشه اما حتی در اون لحظه هم کوتاه نمیاد و برای آزادی خودش میجنگه.