eitaa logo
روش سنتیِ تحصیل علوم حوزوی
2.3هزار دنبال‌کننده
427 عکس
59 ویدیو
65 فایل
ارتباط با ما در ایتا: 🆔 @almoftagher آدرس کانال آرشیو دروس در ایتا: 🆔 https://eitaa.com/raveshsonnati2 آدرس کانال آرشیو دروس در تلگرام: 🆔 https://t.me/raveshsonnati2 آدرس وبلاگ برای دانلود صوت‌های درسی: 🆔 http://raveshsonnati.blog.ir/
مشاهده در ایتا
دانلود
(۱) 🔹بسم الله الرّحمن الرّحیم 🔹با توجّه به ایام ماه مبارک رمضان و تناسب سورۀ مبارکۀ قدر با این ماه، هر روز نکته‌ای ادبی یا روایی یا معرفتی یا علمی دربارۀ این سوره بیان کنیم. 1⃣ در تعداد آیات سورۀ قدر. 🔹سورۀ «القدر» یا به تعبیر ابن عطیّة در تفسیرش و جصّاص در أحکام القرآنش سورۀ «لیلة القدر» بنا بر مشهور پنج آیه است. و برخی قائل‌اند که شش آیه است. 🔹عثمان بن سعید معروف به أبو عمرو دانی عالم مشهور علوم قرآنی و قرائات، متوفّای ۴۴۴ هجری قمری در کتاب خود «البیان في عدّ آي القرآن» ص ۲۸۱ گفته است: وَهِي سِتّ آيَات فِي الْمَكِّيّ والشاميّ وَخمْس فِي عدد البَاقِينَ. اختلافها آيَة {لَيْلَة الْقدر} الثَّالِث عدهَا الْمَكِّيّ والشاميُّ، وَلم يعدّها الْبَاقُونَ. یعنی سورۀ قدر در شمارش مکّی و شامی ۶ آیه است و در شمارش دیگران ۵ آیه است. و اختلاف شمارش به خاطر «لیلة القدر» سوم در «لیلة القدر خیرٌ من ألف شهرٍ» است که در شمارش مکّی و شامی آیۀ مستقل دانسته شده است و دیگران جزء آیه می‌دانند. 🔹در مجمع البیان مرحوم طبرسی متوفای ۵۴۸ در ج ۱۰ ص ۷۸۴ هم مشابه همین عبارت آمده است. از این رو اینکه شیخ طوسی رحمه الله متوفّای ۴۶۰ در تفسیر التّبیان گفته است: «وهي خمس آیاتٍ بلا خِلافٍ» پذیرفته نیست. ↩️ ادامه دارد. 👉 @raveshsonnati
(۲) 🔹بسم الله الرّحمن الرّحیم 🔹با توجّه به شروع ماه مبارک رمضان و تناسب سورۀ مبارکۀ قدر با این ماه، مناسب دیدیم هر روز نکته‌ای ادبی یا روایی یا معرفتی یا ... دربارۀ این سوره بیان کنیم. ↪️ 2⃣ مکّی یا مدنی بودن سورۀ قدر 🔹در اینکه سورۀ قدر سوره‌ای مکّی است یا مدنی به شدّت اختلاف است. حتّی در اینکه مشهور دانشمندان علوم قرآنی و مفسّران نظرشان چیست نیز اختلاف است. 🔹برخی از قائلان به مکّی بودن آن عبارتند از: تفسیر قمّی، تفسیر کبیر طبرانی، تفسیر واضحِ ابن وهْب، مجمع البیان و .... . 🔹برخی از قائلان به مدنی بودن آن عبارتند از: تفسیر مقاتل بن سلیمان، تفسیر جمال القرّاء سخاوی، تفسیر الهدایة مکّی بن حموش و ... . 🔹برخی از مفسّران معاصر بر این باورند که ظاهرا سوره مدنی است نه مکّی. 🔻 🔸علامۀ طباطبایی در تفسیر المیزان ج ۲۰ ص ۳۳۰ می‌فرماید: «والسورة تحتمل المكية و المدنية ولا يخلو بعض ما روي في سبب نزولها عن أئمة أهل البيت علیه السلام و غيرهم من تأييد لكونها مدنية». ودر حاشیۀ المیزان آمده است: «وهو ما دل على أن السورة بعد رؤيا النبي ص أنّ بني أمية يصعدون منبره فاغتمّ فسلّاه الله بها». 🔸ابن عاشور نیز در تفسیر التّحریر والتّنویر ج ۳۰ ص ۴۰۱ گفته است: «وهي مكية في قول الجمهور وهو قول جابر بن زيد ويُروى عن ابن عباس. وعن ابن عباس أيضا والضحاك أنها مدنية ونسبه القرطبي إلى الأكثر. وقال الواقدي: هي أول سورة نزلت بالمدينة ويُرجّحه أنّ المتبادر أنها تتضمن الترغيب في إحياء ليلة القدر وإنما كان ذلك بعد فرض رمضان بعد الهجرة. وقد عدّها جابرُ بنُ زيد الخامسةَ والعشرين في ترتيب نزول السور، نزلت بعد سورة عبس وقبل سورة الشمس، فأما قول من قالوا إنها مدنية فيقتضي أن تكون نزلت بعد المطففين وقبل البقرة». ↩️ ادامه دارد. 👉 @raveshsonnati
(۳) 🔹بسم الله الرّحمن الرّحیم 🔹با توجّه به شروع ماه مبارک رمضان و تناسب سورۀ مبارکۀ قدر با این ماه، مناسب دیدیم هر روز نکته‌ای ادبی یا روایی یا معرفتی یا ... دربارۀ این سوره بیان کنیم. ↪️ 3⃣ اختلاف قرائت در سورۀ قدر 🔹 ۱. در آیۀ دوم کلمۀ «أدراک» را أبو عمرو و حمزه و کسائی و ابن ذکوان و خلف و شعبة و وَرْش با إماله خوانده اند. 🔹 ۲. در آیۀ دوم و سوم مرکّب «...القدرِ * لیلةُ ...» با ادغام کبیر (ادغام راء در لام) قرائت شده است. 🔹 ۳. در آیۀ چهارم در کلمۀ «تنزّل» بزّی تاء را به ما قبل خود (شَهرٍ) وصل کرده و جمع بین ساکنین کرده است. (شَهْرِنْ تْنَزَّلُ). 🔹 ۴. در همان کلمه طلحة بن مصرف و ابن السمیفع «تُنَزَّلُ» مجهول باب تفعیل قرائت کرده‌اند. 🔹 ۵. در آیۀ چهارم کلمۀ «أمْرٍ» را امام علی علیه السّلام و ابن عبّاس و عِکرمة و کلبی «إمْرِئٍ» (به معنای مرد و هر کس) قرائت کرده‌اند. 🔹 ۶. در آیۀ پنجم، أُبَیّ بجای کلمۀ «حتّی» «إلی» خوانده است. 🔹 ۷. در آیۀ پنجم، کلمۀ «مَطْلَع» را کسائی و أبو عمرو و اعمش و ابن محیصن و یحیی بن وثاب و أبو رجاء و عطاردی و طلحة و خلف «مَطْلِع» بکسر لام خوانده‌اند. 🔹 ۸. در همان کلمه، ازرق و ورش لام مطلع را با غلظت و تفخیم قرائت کرده اند. 📚 معجم القرائات القرآنیّة للدکتور عبد العال سالم مکرم والدکتور أحمد مختار عمر، ج ۸، ص ۲۰۳ و ۲۰۴) برای تفصیل بیشتر نک: معجم القرائات تألیف دکتور عبداللطیف الخطیب، ج ۱۰ ص ۵۱۷ – ۵۱۹. ↩️ ادامه دارد. 👉 @raveshsonnati
(۴) ↪️ 4⃣ فضیلت سورۀ قدر 🔹روایات گوناگونی از طرق فریقین به ویژه معصومان علیهم السّلام در فضیلت سورۀ قدر آمده است که به بیان برخی می‌پردازیم: 🔸 ۱. مرحوم کلینی در کافی ج ۲ ص ۶۲۴ و مرحوم صدوق در ثواب الأعمال ص ۱۲۴ با تفاوت ناچیزی در عبارت از امام باقر علیه السّلام روایت کرده‌اند که حضرت فرمود: «مَنْ قَرَأَ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ يَجْهَرُ بِهَا صَوْتَهُ كَانَ كَالشَّاهِرِ سَيْفَهُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَمَنْ قَرَأَهَا سِرّاً كَانَ كَالْمُتَشَحِّطِ بِدَمِهِ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَمَنْ قَرَأَهَا عَشْرَ مَرَّاتٍ غُفِرَتْ لَهُ عَلَى نَحْوِ أَلْفِ ذَنْبٍ مِنْ ذُنُوبِهِ». یعنی «هر که سورۀ قدر را بلند بخواند مانند کسی است که با شمشیر برهنۀ کشیده شده در راه خدا می‌جنگد. و هر که آن را آهسته و پنهانی بخواند، مانند کسی است که در راه خدا با خون خود آغشته شده است. و هر که آن را ده بار بخواند خدا هزار گناه از گناهانش را می‌آمرزد». 🔸 ۲. مرحوم صدوق در ثواب الأعمال ص ۱۲۴ از امام صادق علیه السّلام روایت کرده است که حضرت فرمود: «مَنْ قَرَأَ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي فَرِيضَةٍ مِنْ فَرَائِضِ اللَّهِ نَادَى مُنَادٍ يَا عَبْدَ اللَّهِ غَفَرَ اللَّهُ لَكَ مَا مَضَى فَاسْتَأْنِفِ الْعَمَلَ». یعنی: «هر که سورۀ قدر را در (قرائت) یکی از نمازهای واجب خود بخواند، منادی ای ندا دهد: ای بندۀ خدا! خدا گناهان پیشین تو را آمرزید، پس عمل از سر گیر». 🔸 ۳. مرحوم شیخ طوسی در کتاب «الغیبة للحجّة» ص ۳۷۷ از امام معصوم علیه السّلام روایت کرده که حضرت فرمودند: «عَجَباً لِمَنْ لَمْ يَقْرَأْ فِي صَلَاتِهِ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ كَيْفَ تُقْبَلُ صَلَاتُهُ». یعنی: «تعجّب می‌کنم از کسی که سورۀ قدر را در نمازش نمی‌خواند، چگونه نمازش قبول گشته و پذیرفته می‌شود؟!» کنایه از اهمیّت بسیار زیاد سورۀ قدر و استحباب مؤکّد قرائت آن در نماز. 🔸 ۴. مرحوم کلینی در کافی ج ۳ ص ۳۱۵ از أبی علی بن راشد روایت کرده که به امام کاظم علیه السّلام عرض کرد: «جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّكَ كَتَبْتَ إِلَى مُحَمَّدِ بْنِ الْفَرَجِ تُعَلِّمُهُ أَنَّ أَفْضَلَ مَا تقْرَأُ فِي الْفَرَائِضِ بِ إِنَّا أَنْزَلْناهُ وَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ وَ إِنَّ صَدْرِي لَيَضِيقُ بِقِرَاءَتِهِمَا فِي الْفَجْرِ فَقَالَ ع لَا يَضِيقَنَّ صَدْرُكَ بِهِمَا فَإِنَّ الْفَضْلَ وَ اللَّهِ فِيهِمَا». یعنی: «فدایت شوم. همانا شما به محمد بن فرج نوشته‌ای که با فضیلت‌ترین سوره‌ای که در نمازهای واجب قرائت قرائت می‌شود سورۀ قدر و توحید است ولی من از قرائت این دو سورۀ (کوتاه) در نماز صبح دلتنگ می‌شوم. امام علیه السّلام (در پاسخ او) فرمودند: اصلا دلتنگ مشو و سینه‌ات به آن دو سوره سنگینی نکند. چرا که – قسم به خدا - به درستی، فضیلت در این دو سوره است». 🔸 ۵. مرحوم ابن طاووس در کتاب فلاح السّائل و نجاح المُسائل ص ۲۸۱ از امام صادق علیه السّلام روایت کرده است که حضرت فرمودند: «مَنْ قَرَأَ سُورَةَ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ إِحْدَى عَشْرَةَ مَرَّةً عِنْدَ مَنَامِهِ وَكَّلَ اللَّهُ بِهِ أَحَدَ عَشَرَ مَلَكاً يَحْفَظُونَهُ مِنْ كُلِّ شَيْطَانٍ رَجِيمٍ حَتَّى يُصْبِحَ». یعنی: «هر که سورۀ قدر را یازده بار در وقت خواب بخواند، خدا یازده فرشته را موکّل او قرار می‌دهد تا او را از شرّ هر شیطان رجیمی حفظ کنند تا صبح کند». 🔹برای مطالعۀ بیشتر نک: مصباح المتهجد وسلاح المتعبدِ شیخ طوسی، ج۱، ص ۷۳ والدعواتِ راوندی ص ۲۱۹ و إقبال الأعمال ابن طاووس ج۱، ص ۱۱۴ و بحار الأنوار مجلسی، ج۸۲، ص ۶۶ و ج۸۳، ص ۱۲۵ و ص ۱۶۱ و ج ۸۴، ص ۱۷۹ و ج ۸۹، ص ۳۲۷. ↩️ ادامه دارد. 👉 @raveshsonnati
(۵) 🔹بسم الله الرّحمن الرّحیم ↪️🔹اشاراتی پیرامون آیۀ اول 5⃣ مرجع ضمیر «أنزلناه» 🔹مطابق آنچه از روایات به دست می‌آید و تقریبا همۀ مفسّران نیز بدان تصریح کرده‌اند، ضمیر «أنزلناه» به قرآن کریم (کلّ آن یا بخشی از آن) بر می‌گردد. هر چند قول بسیار ضعیفی نیز هست که ضمیر به جبرئیل باز می‌گردد. (روح المعانی آلوسی، ج ۱۵، ص ۴۱۱). در نتیجه معنای آیه عبارت است از «همانا ما آن را (قرآن را) در شب قدر نازل کردیم». از آنجا که سابقا ذکری از قرآن در این سوره نگذشته است، اصل این بود که بجای «أنزلناه» «أنزلنا القرآن» یا «أنزلنا الکتاب» گفته شود ولی از این اصل عدول شده و به جای اسم ظاهر از ضمیر استفاده شده است. به این صناعت در علم معانی که از علوم ادبی بلاغی است، «الإضمار في موضع الإظهار» «ضمیر آوردن در جایی که قاعده اسم ظاهر آوردن است» گویند. این ارتکاب خلاف اصل به ناچار دلیل و نکته ای می‌خواهد. ممکن است نکتۀ آن یک یا چند مورد از نکات زیر باشد: 🔸 ۱. ایجاز و اختصار گویی؛ زیرا وقتی امری معلوم و روشن باشد یا حذف می‌شود یا با ضمیر به آن اشاره می‌شود. در این مقام نیز – به قرینۀ «أنزلنا» و با عنایت به تکرار بسیار عبارت نزول قرآن و مشابهات آن در قرآن کریم - چون روشن است که آنچه نازل شده «قرآن» است، برای پرهیز از إطناب و إطاله و درازگویی و رعایت إیجاز و مختصرگویی، به واسطۀ ضمیر به آن اشاره شده است. شیخ طوسی رحمه الله در تفسیر التّبیان ج ۱۰ ص ۳۸۴ فرموده است: «يقول اللَّه تعالى مخبراً انه أنزل القرآن في ليلة القدر، فالهاء كناية عن القرآن، وإنما كنى عمّا لم يَجْرِ له ذكرٌ؛ لأنه معلوم لا يشتبه الحال فيه». ↩️ ادامه دارد. 👉 @raveshsonnati
روش سنتیِ تحصیل علوم حوزوی
#النکت_الشهریة #النكت_الرمضانية (۵) #نکته‌های_سوره_قدر 🔹بسم الله الرّحمن الرّحیم ↪️🔹اشاراتی پیرا
(۶) ↪️🔹اشاراتی پیرامون آیۀ اول 🔹 ادامه وجوه بلاغی الاضمار فی موضع الاظهار در این آیه شریفه 🔸 ۲. اشاره به معروف و مشهور بودن قرآن و اینکه در اذهان مسلمانان حاضر است، از این رو نیازی به تصریح بدان نیست. ابن عاشور در تفسیر التّحریر والتّنویر ج ۳۰ ص ۴۰۲ گفته است: «و في الإتيان بضمير القرآن دون الاسم الظاهر إيماءٌ إلى أنه حاضر في أذهان المسلمين لشدة إقبالهم عليه فكون الضمير دون سبق مُعادٍ إيماءٌ إلى شهرته بينهم». 🔸 ۳. تعظیم و بزرگداشت قرآن به واسطۀ کنایه گویی و عدم تصریح کردن؛ زمخشری در تفسیر الکشّاف ج ۴ ص ۷۸۰ گفته است: «عظّم القرآن بما جاء بضميره دون اسمه الظاهر شهادةً له بالنباهة والاستغناء عن التنبيه عليه». بیضاوی نیز در تفسیر خود «أنوار التّنزیل» ج ۵ ص ۳۲۷ گفته است: «الضمير للقرآن فَخَّمه بإضماره من غير ذكرٍ شهادةً له بالنَّباهة المغنية عن التصريح». نَباهت یعنی شهرتی که ریشه در والایی قدر و منزلت و کمال شرف دارد. 🔸 ۴. نکتۀ پایانی دربارۀ مرجع ضمیر: 🔹چنانکه گذشت، ضمیر تقریبا به إجماع مفسّران به قرآن بر می‌گردد. برخی نیز قائل بودند که به جبرئیل بر می‌گردد که قول بسیار ضعیفی است. مطابق نقل برخی، آیت الله شاه آبادی استاد امام قائل بودند که «ضمیر در «أنزلناه» اشاره به حقیقت غیبیّۀ نازله در بنیۀ محمّدی است که حقیقت شب قدر است». به نظر می‌رسد نظر ایشان این نیست که ضمیر در عبارت و از جهت لفظی به آن حقیقت بر می‌گردد تا محذورات ادبی اش بررسی شود، بلکه ظاهرا ایشان منکر رجوع ضمیر به قرآن نبوده و در مقام بیان حقیقتی از قرآن هستند که فراتر از این قرآن ظاهری است. و این نکته را امام خمینی در کتاب آداب الصّلاة خویش در تفسیر سورۀ مبارکۀ قدر با کمی توضیح بیان کرده‌اند. (مراجعه شود). بنابراین می‌تواند نکتۀ اشارۀ با ضمیر، اشارۀ به چهره و حقیقتی از قرآن باشد که غائب و پنهان از انظار و افکار و اوهام انسان‌های عادی است، چنانچه در ضمیر نوعی خفاء و پنهانی‌ای است که در اسم ظاهر نیست. و تناسب این خفاء و عظمت با خفاء و عظمت شب قدر زماناً و مرتبةً بسیار لطیف است؛ والله العالم. ↩️ ادامه دارد. 👉 @raveshsonnati
(۷) 🔹بسم الله الرّحمن الرّحیم ↪️🔹اشاراتی پیرامون آیۀ اول 6⃣ تحلیل دقیق مرجع ضمیر 🔹بنا بر آنچه گذشت، ضمیر «أنزلناه» به قرآن کریم بر می‌گردد. تا به این حدّ، چنانکه گذشت، مورد اتّفاق مفسّران است. امّا اینکه دقیقا به چه بخشی از قرآن بر می‌گردد، اختلاف است: 🔸 ۱. بیشتر مفسّران قائلند که به کلّ قرآن و مجموع آن بر می‌گردد. 🔸 ۲. برخی قائلند که به بخشی از قرآن بر می‌گردد. یعنی آیات نخستین سورۀ علق. 🔹امّا احتمال اینکه به خود سورۀ قدر برگردد یا به آیات و سور نازلۀ پیش از سورۀ قدر برگردد، دو احتمالی است که جدّا ضعیف است. (نک: الفرقان في تفسیر القرآن بالقرآن والسنّة، ج ۳۰، ص ۳۷۲». در قول دوم نیز برخی احتمال داده‌اند که مراد بیشتر قرآن است. (نک: تفسیر «في ظلال القرآن» سیّد قطب، ج ۲، ص ۱۷۱). به همین خاطر به کلّ، نسبت داده شده است. این احتمال نیز بدون دلیل است. (نک: التمهید في علوم القرآن، ج ۱، ص ۱۱۵) در قول نخست نیز نباید احتمال داد که مراد نزول کلّ قرآن مفصّل با خصوصیّات زمانی و مکانی و تعبیریِ آیات و سور به زمین است؛ زیرا قرآن به این کیفیّت به تدریج در طول ۲۳ سال نازل شده است نه یک شب خاصّ. (برای توضیح بیشتر: نک: الفرقان، همان والتمهید، همان، ص ۱۱۳ و ۱۲۱). 🔹بنابراین، سه قول معقول و قابل پیگیری است: 🔸 ۱. مقصود نازل کردن کلّ قرآن به صورت جَمْعی و یک حقیقت نوری یکپارچۀ محکم خالی از عوارض زمانی و مکانی و قوالب لفظی و عبارتی است. 🔸 ۲. مقصود نازل کردن کلّ قرآن به همین شکل ظاهری با خصوصیّات زمانی و مکانی و تعبیریِ آیات و سور به آسمان چهارم در محلّی به نام بیت المعمور است. 🔸 ۳. مقصود از «إنزال القرآن» «إنزال بعض القرآن» حقیقتاً یا مجازاً است. یعنی آیات نخستین سورۀ علق. یا مقصود «ابتداء إنزال القرآن» است. در صورت نخست، بعضیّت، از ضمیر مفعولی و در صورت دوم، از فعل «أنزلنا» برداشت شده است. 🔺هر کدام از این اقوال سه‌گانه قائل و شاهد یا شواهدی دارند که در ادامۀ بحث به آنها می‌پردازیم. ↩️ ادامه دارد. 👉 @raveshsonnati
(۸) ↪️🔹اشاراتی پیرامون آیۀ اول 6⃣ تحلیل دقیق مرجع ضمیر 🔹گفته شد که در کمیت و کیفیت نزول قرآن با عنایت به آیۀ نخست سورۀ قدر سه قول، معقول و قابل بحث است. 🔹قول نخست این بود که در شب قدر کلّ قرآن به صورت جَمْعی و یک حقیقت نوریِ یکپارچۀ محکم، خالی از عوارض زمانی و مکانی و قوالب لفظی و عبارتی بر قلب پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله نازل شده است. 🔹ظاهرا نخستین کسی که به این مطلب تصریح کرده است، محقق فیض کاشانی متوفای ۱۰۹۱ هجری در مقدّمۀ تفسیر صافی در مقدّمۀ نهم ج ۱ ص ۶۵ است. پس از او ابو عبدالله زنجانی متوفّای ۱۳۶۰ در کتاب تاریخ القرآن خود ص ۳۸ و پس از وی علامۀ طباطبایی با توضیح و تفصیل بیشتری در المیزان این قول را اختیار کرده اند. (نک: المیزان، ج ۲، ص ۱۵ و ۱۶). 🔹این قول مبانی‌ای دارد که صحّت آن بر درستی و پذیرش آن مبانی استوار است. این مبانی عبارتند از: 🔸 ۱. ظاهر آیاتی که دلالت بر إنزال قرآن در شب قدر می.کنند، إنزال کلّ قرآن است نه ابتدای انزال آن و نه إنزال بعض آن. زیرا هر دو خلاف ظاهرند. (نک: المیزان، ج ۲، ص ۱۶) 🔸 ۲. آیاتی که دلالت بر إنزال قرآن در ماه رمضان و شب قدر می کنند، (۱۸۵ بقره، ۳ دخان و ۱ قدر) در آنها تعبیر به إنزال شده است نه تنزیل. فرق بین إنزال و تنزیل هم این است که إنزال دفعی و تنزیل تدریجی است. واین فرق معنوی باب إفعال و تفعیل است. (نک: المیزان، ج ۲، ص ۱۵ وج ۳، ص ۷ وج ۵ ص ۱۸۰ و ۳۰۵ وج ۱۲ ص ۲۶۱ وج ۱۵ ص ۲۰۹ و ۳۱۶ و ج ۱۸ ص ۱۳۰ و ج ۲۰ ص ۲۶۱ و ۳۳۰) 🔸 ۳. مقصود از البیت المعمور در روایاتی که دلالت دارند که قرآن یکجا و یکپارچه بر آن نازل شده است، قلب مبارک پیامبر است. (تفسیر الصافی، ج ۱، ص ۶۵ و تفسیر الفرقان، ج ۳ ص ۳۳ و تفسیر أطیب البیان، ج ۱، ص ۷۰) 🔺از این رو برای پذیرش یا عدم پذیرش این قول، لازم است درستی یا نادرستی این مبانی مورد بررسی قرار گیرد. ↩️ ادامه دارد. 👉 @raveshsonnati
(۹) ↪️🔹اشاراتی پیرامون آیۀ اول 6⃣ تحلیل دقیق مرجع ضمیر 🔹گفته شد که در کمیت و کیفیت نزول قرآن با عنایت به آیۀ نخست سورۀ قدر سه قول، معقول و قابل بحث است. 🔹قول دوم در کیفیّت و کمیّت نزول قرآن در شب قدر مطابق آیۀ نخست سورۀ قدر و آیات دیگری که گذشت، عبارت از این بود که کلّ قرآن به همین شکل ظاهری با خصوصیّات زمانی و مکانی و تعبیریِ آیات و سور به آسمان چهارم در محلّی به نام بیت المعمور نازل شده است. 🔹این قول مختار بسیاری از مفسّران و اهل حدیث و روایت است. مستند این قول در نزد شیعیان روایتی است که علی بن إبراهیم قمّی متوفّای اوائل قرن چهارم (۳۰۷ یا پس از آن) و عیّاشی متوفّای ۳۲۰ در تفسیر خود ج ۱ ص ۸۰ و مرحوم کلینی متوفّای ۳۲۹ در کافی شریف ج ۲ ص ۶۲۹ و محدّث صدوق متوفّای ۳۸۱ در أمالی ص ۶۲ و فضائل الأشهر الثّلاثة ص ۸۷ روایت کرده‌اند. متن روایت مطابق نقل کلینی این است: عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ دَاوُدَ عَنْ حَفْصِ بْنِ غِيَاثٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: «سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ» وَإِنَّمَا أُنْزِلَ فِي عِشْرِينَ سَنَةً بَيْنَ أَوَّلِهِ وَ آخِرِهِ» فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: «نَزَلَ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وَاحِدَةً فِي شَهْرِ رَمَضَانَ إِلَى الْبَيْتِ الْمَعْمُورِ ثُمَّ نَزَلَ فِي طُولِ عِشْرِينَ سَنَةً» ثُمَّ قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ صلی الله علیه و آله: «نَزَلَتْ صُحُفُ إِبْرَاهِيمَ فِي أَوَّلِ لَيْلَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ أُنْزِلَتِ التَّوْرَاةُ لِسِتٍّ مَضَيْنَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ أُنْزِلَ الْإِنْجِيلُ لِثَلَاثَ عَشْرَةَ لَيْلَةً خَلَتْ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ أُنْزِلَ الزَّبُورُ لِثَمَانِيَةَ عَشَرَ خَلَوْنَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ أُنْزِلَ الْقُرْآنُ فِي ثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ». 🔸این حدیث را صدوق در دو کتاب خود با سند خود از أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى الْعَطَّارُ از سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَصْبَهَانِيِّ از سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ الْمِنْقَرِيِّ از حَفْصِ بْنِ غِيَاث روایت کرده است. 🔻حاصل آنکه وقتی راوی حدیث، حفص بن غیاث از امام صادق علیه السّلام می‌پرسد که با اینکه قرآن یقینا در طول بیست سال بر پیامبر نازل شده است، چطور خدا می‌فرماید: «قرآن در ماه رمضان نازل شده است»؟!. امام علیه السّلام در پاسخ می‌فرمایند: «قرآن یک‌جا و یک‌پارچه در ماه رمضان به البیت المعمور نازل شده است، سپس در طول بیست سال بر پیامبر نازل شده است. 🔹از طرق اهل سنّت نیز روایات بسیاری به طرق گوناگونی به این مضمون آمده است که قرآن نخست به 🔸۱. آسمان دنیا 🔸۲. یا البیت المعمور که جایگاه ستارگان در آسمان دنیاست 🔸۳. یا بیت العزّة در آسمان دنیا نازل شده است. (نک: الدرّ المنثور سیوطی، ج ۱، ص ۱۸۹). 🔹امّا در روایات ایشان سخنی در باب نزول قرآن از جایگاه بیت المعمور در آسمان چهارم نیست. گر چه در جای دیگر از جایگاه بیت المعمور در آسمان چهارم یا هفتم سخن گفته‌اند. (نک: جامع البیان طبری، ج ۱۵، ص ۱۱ و تفسیر ابن أبی حاتم، ج ۱۰، ص ۳۳۱۴). 🔹بنا بر ظاهر این روایات کلّ قرآن، نخست با همین تفصیل و تکثّر در شب قدر و ماه مبارک رمضان بر جبرئیل نازل شده است، حال یا در مکانی به نام البیت المعمور در آسمان اول یا چهارم یا هفتم، یا در مکانی به نام بیت العزّة در آسمان نخست، یا در خود آسمان نخست. البتّه روشن است که میان سه دسته از روایات تعارضی نیست جز در اینکه در کدامین آسمان بوده است. ↩️ ادامه دارد. 👉 @raveshsonnati
(۱۰) ↪️🔹اشاراتی پیرامون آیۀ اول 6⃣ تحلیل دقیق مرجع ضمیر 🔹گفته شد که در کمیت و کیفیت نزول قرآن با عنایت به آیۀ نخست سورۀ قدر سه قول، معقول و قابل بحث است. 🔹قول سوم در کیفیّت و کمیّت نزول قرآن در شب قدر مطابق آیۀ نخست سورۀ قدر و آیات دیگری که گذشت، عبارت از این بود که آنچه در ماه مبارک رمضان و در شب قدر نازل شده است، بعض قرآن است نه کلّ آن. مثل آیات نخستین سورۀ علق. بنا بر این قول، مقصود از «إنزال القرآن» «إنزال بعض القرآن» یا «ابتداء إنزال القرآن» است. در صورت نخست، بعضیّت، از ضمیر مفعولی و در صورت دوم، از فعل «أنزلنا» برداشت شده است. 🔹مستند این نظریّه عبارت از این است که آنچه مسلّم است، نزول قرآن در طول بیست سال و به صورت تدریجی است. دلیل قاطعی هم بر دوبار نازل شدن کلّ قرآن نیست. بنا بر این ناچاریم بگوییم: مقصود از «أنزل فیه القرآن» در سورۀ بقره یا «أنزلناه» در سورۀ دخان و قدر، إنزال قسمتی از قرآن است. حال یا بنا بر إطلاق قرآن بر بعض از باب مجاز یا حقیقت یا بنا بر إطلاق إنزال بر ابتدای به نزول حقیقتاً یا مجازاً. 🔹ابن عاشور در تفسیر التّحریر والتّنویر ج ۲ ص ۱۷۰ این باره گوید: المراد بإنزال القرآن ابتداء إنزاله على النبي صلّى اللّه عليه وسلّم، فإن فيه ابتداء النزول من عام واحد و أربعين من الفيل فعبر عن إنزال أوله باسم جميعه؛ لأن ذلك القدر المنزل مقدّر إلحاق تكملته به كما جاء في كثير من الآيات مثل قوله: وَهذا كِتابٌ أَنْزَلْناهُ مُبارَكٌ [الأنعام: ۹۲] وذلك قبل إكمال نزوله فيشمل كل ما يلحق به من بعد، وقد تقدم عند قوله: وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ. ودر ج ۳۰ ص ۴۰۲ گفته است: يجوز أن يراد به القرآن كلّه فيكون فعل «أنزلنا» مستعملا في ابتداء الإنزال لأن الذي أنزل في تلك الليلة خمس الآيات الأول من سورة العلق ثم فتر الوحي ثم عاد إنزاله منجما ولم يكمل إنزال القرآن إلا بعد نيف و عشرين سنة، ولكن لما كان جميع القرآن مقررا في علم اللّه تعالى مقداره وأنه ينزل على النبي صلى اللّه عليه و سلم منجّما حتى يتم، كان إنزاله بإنزال الآيات الأول منه لأن ما ألحق بالشيء يعد بمنزلة أوله فقد قال النبي صلى اللّه عليه وسلم: «صلاة في مسجدي هذا أفضل من ألف صلاة فيما سواه» الحديث؛ فاتفق العلماء على أن الصلاة فيما ألحق بالمسجد النبوي لها ذلك الفضل، وأن الطواف في زيادات المسجد الحرام يصحّ كلما اتّسع المسجد. ومن تسديد ترتيب المصحف أن وضعت سورة القدر عقب سورة العلق مع أنها أقلّ عدد آيات من سورة البينة و سور بعدها، كأنه إیماءٌ إلى أن الضمير في أَنْزَلْناهُ يعود إلى القرآن الذي ابتدئ نزوله بسورة العلق. و يجوز أن يكون الضمير عائدا على المقدار الذي أنزل في تلك الليلة وهو الآيات الخمس من سورة العلق فإن كل جزء من القرآن يسمى قرآنا، وعلى كلا الوجهين فالتعبير بالمضي في فعل أَنْزَلْناهُ لا مجاز فيه. و قيل: أطلق ضمير القرآن على بعضه مجازا بعلاقة البعضية. ↩️ ادامه دارد. 👉 @raveshsonnati
(۱۱) ↪️🔹اشاراتی پیرامون آیۀ اول 6⃣ تحلیل دقیق مرجع ضمیر 🔹گفته شد که در کمیت و کیفیت نزول قرآن با عنایت به آیۀ نخست سورۀ قدر سه قول، معقول و قابل بحث است. 🔹داوری دربارۀ صحّت و درستی هر کدام از این آراء و نادرستی دیگر نظریّات وابسته به تحلیل دقیق هر کدام از آنها و مبانیشان است که طرح آن به درازا می‌کشد و از حوصلۀ بحث ما خارج است. إجمالا عرض می‌شود که هر کدام از این نظریّات با مشکلات و بحثها و تأمّلاتی رو برو هستند. 🔸در قول اول إثبات اینکه تعبیر إنزال دفعیّت را می‌رساند یا اینکه مقصود از البیت المعمور قلب مبارک پیامبر است، مشکل است و با بحث علمی جدّی مواجه است. 🔸در قول دوم نیز تصحیح سندی و دلالی روایات آن با چالش روبروست و جدا از این، خبر واحد بودن آن روایات در مباحث اعتقادی و تفسیری مشکل دیگری است. 🔸در قول سوم نیز مشکل طرح روایات را داریم. جدا از آن تفسیر «أنزلناه» یا «أنزل فیه القرآن» به ابتدای به نزول یا نازل کردن بخشی از آن، اگر مجاز نباشد، خلاف ظاهر نخستین و تبادر اوّلیّه است. 🔹به نظر می‌رسد، به قطع یا اطمینان رسیدن در این مسأله با وجود این مباحث، برای کسی که تمامی شواهد را بررسی کرده است، اگر متعذّر نباشد، قطعا بسیار سخت و متعسّر است. بله؛ استظهار عرفی و رسیدن به ظنّ و گمان با ترجیح شواهد و قرائن درونی و بیرونی ممکن و میسّر است. والله العالم وهو الموفِّق. ↩️ ادامه دارد. 👉 @raveshsonnati
(۱۲) ↪️🔹اشاراتی پیرامون آیۀ اول 7⃣ تحلیل واژۀ «إنّا» 🔹۱. ظاهراً واژۀ «إنّا» در اصل «إنَّنا» بوده که مرکّب است از دو لفظ «إنَّ» که از ادوات تأکید است به معنای «همانا» یا «به درستی» یا «قطعا» و تعبیراتی مانند این، و لفظ «نا» که ضمیر متکلّم است. گاهی یکی از نون‌ها را (احتمالا نون دوم «إنَّ») حذف می‌کنند و واژۀ «إنَّنا» به «إنّا» تبدیل می‌شود. 🔹در آیات قرآن در بیشتر موارد (قریب ۲۰۰ مورد) «إنّا» به کار رفته است. و «إنَّنا» فقط در ۶ مورد به کار رفته است. (آیاتِ ۱۶ و ۱۹۳ آل عمران، ۶۲ هود، ۴۵ طه، ۵ فصّلت و ۴۹ زخرف). و این نشان می‌دهد که دستِ‌کم در قرآن کریم «إنّا» اصل ثانوی شده است تا جاییکه تعبیر به «إنّنا» - با اینکه مطابق اصل اوّلی و قاعدۀ نخستین است - گویا تعبیری نادر و شاذّ و خلاف أصل است. 🔹نکتۀ حذف نون و عدول از اصل اوّلی در «إنّا» می‌تواند یکی از این دو امر باشد: 🔸 ۱. تخفیف لفظی و پرهیز از اجتماع سه نون در تلفّظ. 🔸 ۲. کم کردن تأکید آن، بنا بر پذیرش اصل و عکس قاعدۀ «زیادة المباني تدل علی زیادة المعاني» که عکس آن می‌شود: «نقص المباني تدلّ علی نقص المعاني». بنا بر این، تأکید «إنّا» از «إنَّنا» کمتر خواهد بود. 🔹۲. احتمال این هم هست که «إنَّنا» مرکّب است از دو لفظ «إنَّ» مشدّده و لفظ «نا» و «إنّا» مرکّب است از دو لفظ «إن» مخفّفه (به سکون نون) و لفظ «نا». بنا بر این نیز تأکید «إنّا» از «إنَّنا» کمتر خواهد بود، البتّه نه از باب قاعدۀ مذکور، بلکه از باب اینکه جزء نخست آن «إن» مخفّفه است که تأکیدش کمتر از «إنَّ» مشدّده است. فتأمّل. 🔹امّا نکتۀ إثبات نون در «إنّنا» - با لحاظ اصل ثانوی بودن «إنّا» وخلاف اصل ثانوی بودن «إنّنا» (بنا بر آنچه گذشت) - بعید نیست دلالت بر تأکید بیشتری باشد که مقام بیان، مقتضی و طالب آن است مانند آنچه در ۶ مورد مذکور به نظر می‌رسد. والله العالم. ↩️ ادامه دارد. 👉 @raveshsonnati