eitaa logo
راوی ماه | روایت مردم لرستان 🇮🇷
816 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
334 ویدیو
14 فایل
ارسال روایت‌های مردمی به @ravimah_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸چهلمین سیزده بدر خبر نداشتم سیزده بدر به جز اینکه، سیزده بدر باشد و بوی قرمه‌سبزی و هیزم و کباب بدهد، چه روز دیگری می‌تواند باشد! سیزده بدر امسال خودش داد می‌زند؛ مثل دود تنهایی که از شعر سپید بلند می‌شود، می‌گوید: «دنبال من اگر می‌آیید، پشت گلزارم؛ پشت گلزار، قصه‌ها جاریست. قصه‌ی دخترهای بی‌بابا؛ قصه‌ی مادرهایی که زندگی‌شان توفیق اجباریست! پشت گلزار اگر می‌آیید پر از درد است، پر از لحد جداییست!» هوا ابری بود. رسیدیم به دروازه میله‌میله‌ای گلزار. با همان قطعه اول کار داشتیم. پرنده هم پر نمی‌زد. نزدیک اذان مغرب بود. همه رفته بودند. موتوری از کنارمان رد شد. پارک کرد کنار پله‌ها، زیر صندلی‌های بتنی. به همسرم گفتم: «عه اینا هم اومدن سر مزار شهید ابوذر!» دو مرد جوان بودند. کیک تولد را که دستشان دیدم، یاد رمز گوشی دخترش افتادم «۱۳/۱/۱۳۶۵». گفتم:«خدای من! امروز تولد ابوذره!» نزدیک بود از خوشحالی بال دربیاورم. گفتم: «کربلایی ابوذر! از روزی تو رفتی؛ نشده بریم خونت؛ ولی خودت مثل همه مهمون نوازی‌هات، واسه تولدت دعوتمون کردی!» دو مرد جوان، کیک سفید را گذاشتند روی مزار. زیارت عاشورا از بلندگوی گوشی‌شان پخش می‌شد تا تولد چهل سالگی شهید ابوذر را در آغوش امام حسین جشن بگیرند. 🔹سمانه قاسمی‌منش ۱۳فروردین۱۴۰۵ 🔻آدرس کانال در بله و ایتا: @ravimah