1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸الله اکبر
یک نفر تماس گرفت که رد موشکها توی آسمان پیداست. از حوزه هنری بیرون زدیم. چند نفری توی خیابان و فضای سبز ایستاده بودند. نگاهشان سمت آسمان بود. صدای بلندی آمد.
لحظهای بعد صدای الله اکبر و ماشاءالله همان چند پسر نوجوان به هوا بلند شد.
کارکنان آموزش و پرورش جمع شده بودند توی محوطه اداره و بالا را نگاه میکردند.
قرمزی موشک، کمرنگتر شد و بعد از چند ثانیه رد سفیدش ماند روی آسمان.
مردی با کت و شلوارک از خانه بیرون زد. بالای سرش را نگاه میکرد. دیر رسیده بود!
🔹معصومه عباسی
۹اسفند۱۴۰۴
#تا_پای_جان_برای_ایران
#جنگ_جنگ_تا_پیروزی
#خانه_روایت_ماه
#لرستان
🔻آدرس کانال در بله و ایتا:
@ravimah
🔸 دشمن با خیل عظیمی از آهن به مصاف ایمان آمده است و بچهها، همان بچههای محلهی من و تو، در برابر تمامیت كفر و ماشینِ جهنمیِ جنگش ایستادهاند؛ و تو میدانی كه پیروزی با كیست.
🔹شهید سید مرتضی آوینی
#تا_پای_جان_برای_ایران
#جنگ_جنگ_تا_پیروزی
#خانه_روایت_ماه
#لرستان
🔻آدرس کانال در بله و ایتا:
@ravimah
Reza Saghaei ~ UpMusic750248703770500866_1446319077442678.mp3
زمان:
حجم:
14.6M
📻 بشنوید:
دایه دایه از استاد سقایی
#مرگ_بر_اسراییل
#مرگ_بر_آمریکا
🔻 آدرس کانال در بله و ایتا
@ravimah
راوی ماه | روایت مردم لرستان 🇮🇷
#روایت من سربازم. نه از آنها که روی برجک بروم و نگهبانی بدهم. اما سربازم. سربازی که روز جمعه را در
به بهانه دومین نبرد با رژیم منحوس صهیونیستی
دوباره بخوانید
اولین روایت از جنگ اول ۱۲روزه
راوی ماه | روایت مردم لرستان 🇮🇷
🔸الله اکبر یک نفر تماس گرفت که رد موشکها توی آسمان پیداست. از حوزه هنری بیرون زدیم. چند نفری توی خ
🔶متحدتر از قبل
رفتم توی کوچه تا ببینم من هم میتوانم موشکها را ببینم یا نه!
عجب آتشبازی راه انداخته بودیم. نمیدانم فتاح بودند یا خیبر شکن، اما عجب خوشرنگ بودند.
یکی پس از دیگری با صدایی که به غرش شیر میماند، روانه آسمان شدند و به هدف نزدیکتر.
هم صدا با همسایهها موشکها را با نوای «الله و اکبر» و صلوات راهب سرزمینهای اشغالی کردیم.
تلفنم را با دودلی بالا بردم بلکه تصویری ضبط کنم و این افتخار را زودتر از همه بازتاب کنم. پسری جوان و به ظاهر لات که ادعا داشت مامور نیروی انتظامی است توجهم را به خودش جلب کرد.
همبستگیش با مردم جالب بود. او هم تکبیر میگفت و چندتایی فحش نثار صهیونیستها کرد.
مردم متحد شدهاند؛ این بار متحدتر از قبل.
🔹رمیصا عالیزاده
۹اسفند۱۴۰۴
#تا_پای_جان_برای_ایران
#جنگ_جنگ_تا_پیروزی
#خانه_روایت_ماه
#لرستان
🔻آدرس کانال در بله و ایتا:
@ravimah
به نام خدا
و برای خون خواهی گرمترین خونها
و تازه ترین لختهها
که بر زمین این سرزمین ریخته
خون کودکان دانش آموز مینابی
بزنید
از دبی تا حیفا
از ریاض تا تل آویو
از منامه تا الجلیل
بزنید
که خداوند نبرد بدر
در میانه ماه مبارک رمضان
با ماست
#تا_پای_جان_برای_ایران
#جنگ_جنگ_تا_پیروزی
#خانه_روایت_ماه
#لرستان
🔻آدرس کانال در بله و ایتا:
@ravimah
📢#اطلاعیه |📍#خرم_آباد
🟨تجمع مردم غیور خرمآباد در پی محکومیت حمله متجاوزانه آمریکا به ایران و پاسخ موشکی مقتدرانه و شکوهمند نیروهای مسلح
▫️زمان: امروز شنبه ۹ اسفندماه | ساعت۱۷
▫️مکان: میدان شهدا
#تا_پای_جان_برای_ایران
#جنگ_جنگ_تا_پیروزی
#خانه_روایت_ماه
#لرستان
🔻آدرس کانال در بله و ایتا:
@ravimah
🔻جنگ منطقهای هنوز در پرده اول است.
تمام کشورهایی که پیشتر وعده داده بودند در این جنگ مشارکت نکنند، عملاً به صحنهای برای عملیات و حملات تبدیل شدند.
🟡از صبح امروز، پایگاههای آمریکا و برخی اهداف دیگر که در میان مناطق مسکونی پنهان شده بودند در هفت کشور هدف قرار گرفتند.
سرزمینهای اشغالی بدون توقف، از شمال تا جنوب، زیر ضربات مستمر قرار دارند.
شدت و گستره آتش ایران در روز نخست، بسیاری را شگفتزده کرده است.
🔻 @hossein_pak69
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دایه دایه وقته جنگه
هایپرسونیکی که از خرم آباد شلیک میشه 😅
جونم ایران ✌
@ravimah
راوی ماه | روایت مردم لرستان 🇮🇷
#روایت من سربازم. نه از آنها که روی برجک بروم و نگهبانی بدهم. اما سربازم. سربازی که روز جمعه را در
🔸تجربه
هشت ماهی گذشته. حالا دیگر سربازی را تمام کردهام.
بخاطر ماه رمضان، صبحش را تا حوالی سه بیدار بودم. و بعد خوابیدم و دوباره نزدیک پنج، بیدار شدم. جمع اخبار و تخلیه اتباع کشورها و بازشدن پناهگاههای اسراییل، میگفت قرار است حمله شود. کانالها را چک کردم، خبری نبود.
ساعت ده با تکانی از سمت همسر چشم باز کردم: «تهران رو زدن.»
اینبار نه بهتزده شدم، نه عصبانی. آماده حمله بودیم، پس غافلگیری در کار نبود.
تجربه، آدم را محکم میکند، پس نه اشک، نه ترس.
شبکه خبر داشت جای خبر، تحلیل میداد بیرون و کانالها هم گمانهزنیهایی از منابع اگاه!
آماده شدم بروم بیرون تا باز واکنش مردم را ببینم.
تقریبا همه چیز مثل قبل بود. جز صف نانواییها، عابربانکها و بعضی فروشگاهها. هرچند مذموم، اما این تشکیل صف هم بخشی از پاسخ طبیعی آدمها به یک چنین وضعیتی است.
حوالی ۱۲ونیم بود که با یک تلفن، نگاهم رفت سمت آسمان: «داریم میزنیم!»
داشتیم میزدیم! نه ۱۲ساعت بعد از حمله و نه بعد از دادن کلی شهید و نه فقط اسراییل را؛
امارات، قطر، بحرین، کویت، اردن.
تجربه آدم را هشیارتر هم میکند؛ پس گیج زدن اهداف نیستیم و صاف میزنیم جایی که باید؛ رادار، ناو، فرودگاه، پایگاههای هوایی.
ملاحظه هم در کار نیست؛ جان در برابر جان.
ساعت هفت و نیم است؛ آمدهام خانه. عصبانیام اما گریهام نمیگیرد. مدرسه زدهاند حرامزادهها. آمار قطعی نیست؛ فعلا ۸۵ دانشآموز شهید!
تجربه قدرت پیشبینی هم میدهد؛ خون مظلوم، ظالم را غرق میکند.
🔹امین ماکیانی
۹اسفند۱۴۰۴
#تا_پای_جان_برای_ایران
#جنگ_جنگ_تا_پیروزی
#خانه_روایت_ماه
#لرستان
🔻آدرس کانال در بله و ایتا:
@ravimah
🔸اولین افطار جنگی
صبح آنقدر درگیر انتخاب روسری بودم که گوشیم را چک نکردم؛ آخرش هم از انتخابم راضی نبودم.
در مسیر، مردم به طور مشکوکی از مسائل سیاسی صحبت میکردند که با توجه به اوضاع مذاکرات، بنظرم طبیعی آمد.
به محل قرار با دوستان که رسیدم هیجان خاصی در چهره و حرکاتشان دیدم. با خودم گفتم: «من از پلهها بالا اومدم اینا چرا هیجان دارن؟!» بین صحبتها به گوشم آمد: «ما هم باید بزنیم.» متعجب پرسیدم: «چی رو بزنیم؟!»
_ زدنمون!
خیلی طول نکشید که با صدای شلیک موشک و «الله اکبر» چندین نفر متوجه شدم پایگاههایشان در منطقه را زدهایم.
با بیحالی ناشی از روزه به خانه برگشتم.
پمپ بنزین نزدیک خانهمان شلوغ بود. با خودم گفتم باز شروع شد! جوانی هم گفت: «تنها پمپ بنزینی که شلوغه همینه.» فحشی هم داد که از گفتنش معذورم؛ خودتان یکجوری جای خالی را پر کنید!
تصمیم گرفتم بیحالیام را با خوابیدن حل و فصل کنم که ترکیب صدای پدافند و آفند با هیجان برادر کوچکم، بیدارم کرد. اوضاع که آرام شد، مشغول تحلیل وضعمان شدم. همانطور که میگفتم: «توانایی ما برای اونا توی ابهامه» مربای هویچ مامان را هم چشیدم! توی آشپزخانه میچرخیدم و تحلیل میکردم که مامان گفت: «تو مگه روزه نبودی؟!» هنوز شیرینی و تکههای مربای هویچ توی دهانم بود! «هییی» کنان دویدم سمت روشویی! از منی که در تمام روزهای سال تصور میکنم روزهام، بعید بود.
حالا که مینویسم همچنان به افطار زودهنگامم کفایت کردهام و دود جوجه کبابمان بالا رفته!
این بود اولین افطار جنگی من!
🔹فاطمه امیری
۹اسفند۱۴۰۴
#تا_پای_جان_برای_ایران
#جنگ_جنگ_تا_پیروزی
#خانه_روایت_ماه
#لرستان
🔻آدرس کانال در بله و ایتا:
@ravimah
توی جنگ دوازده روزه نشد چیزی ازت بنویسیم سردار. حالا هم...
پهپادهایتان قیامت کرده.
بدون مزاحم میروند و راست میخورند توی برجهای شیخنشینهایِ همپیالهی صهیونیستها.
هنوز یک روز نشده، نالههایشان بلند شده.
ممنون بابت اقتداری که بهمان دادی.
ممنون همشهری؛ بچه لرستان؛ شهید محمدباقر طاهرپور؛ فرمانده پهپادی هوافضا.
#تا_پای_جان_برای_ایران
#جنگ_جنگ_تا_پیروزی
#خانه_روایت_ماه
#لرستان
🔻آدرس کانال در بله و ایتا:
@ravimah