eitaa logo
اطلاع رسانی راوی مقاومت شو
682 دنبال‌کننده
56 عکس
46 ویدیو
12 فایل
کانال اطلاع رسانی دوره راوی مقاومت شو اینجا جزئیات و اتفاقات لحظه ای دوره رو میتونید ببینید از اینجا میتونید به ادمین پیام بدید @ruhollah_s
مشاهده در ایتا
دانلود
826613505_-1312309366.ogg
زمان: حجم: 1.5M
اولین روایت من از کتاب فارسی و یک‌بیت شعر شروع شد که اگر خواب بمانیم ز ما می ربایند به زور ... همین شعر رو با چرا؟ مطرح کردم و برای پاسخ از کره زمین استفاده کردم ... نام راوی: حکیمه کامران https://eitaa.com/ravishooo
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
اولین روایت من برای همکارانم در مدرسه بود نام راوی: مینا نویدی https://eitaa.com/ravishooo
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
برای اولین روایت از کلاس هنر استفاده کردم و در کنار نقاشی و محتوای متفاوت برای بچه ها از قصه فلسطین گفتم نام راوی: کریم جمالی https://eitaa.com/ravishooo
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
ساعت ۸ صبح وارد کلاس شدم ، اما این دفعه فرق داشت ! چطور باید قصه فلسطین رو به بچه های هنرستانی رشته گرافیک می‌رسوندم با خودم تعدادی طرح آوردم سر کلاس ... وسط گفتگو یه چالش بوجود اومد من یکی از دانش آموزان گفت خب مردم فلسطین می‌خواستند نجنگند تا بچه هامون به این روز نیفتن و یکی دیگه هم مجددا تکرار کرد که این سرزمین مال یهودی ها بوده و الان اومدن به سرزمینشون چرا دارن باهاشون می‌جنگند ؟ خوب که بحث شکل گرفت من هم وارد شدم و ... نام راوی: سهیلا اصغری https://eitaa.com/ravishooo
-246472957_-2025119774.ogg
حجم: 8.9M
برای اولین روایت، من از سر کلاس درس خیلی ساده شروع کردم، محتوا های ویدیو ای رو که توی کام اپل بود ساده کردم و یه بچه گفتم و البته ایده تفرقه بینداز و حکومت کن و تجزیه کشور ها برای تسلط بر اونها رو توضیح دادم نام راوی: حسین رشوند https://eitaa.com/ravishooo
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
اولین روایت من سر کلاس درس اینجوری شروع شد که بچه ها کسی تا حالا اسم فلسطین رو شنیده ؟ از فلسطین چی شنیدید... اینجوری بحث رو شروه کردم و ثروتی که در منطقه هست و غربی ها برای غارت اون افرادی و به جون ما انداختند گفتم ... نام راوی: کبری یاری https://eitaa.com/ravishooo
-1937826047_-1657219554(2).mp3
زمان: حجم: 1.2M
اولین روایت من با کمک دانش آموزان کلاس اولی بود اول ازشون سوال کردم شما هم دوست دارید با بچه های فلسطین و داشتانشون آشنا بشید و بعد داستان رو به صورت خلاصه براشون تعریف کردم و قرار شد این داستان رو به صورت نمایش در بیاریم در ادامه به کمک یکی از دانش آموزان با بقیه بچه ها مصاحبه کردیم و هر کدوم از بچه ها بخشی از قصه رو روایت میکرد و اینجوری تونسته بودم به کمک خود بچه های کلاس اولی روایت قصه فلسطین رو به بقیه منتقل کنم نام راوی: ربابه حکیمی https://eitaa.com/ravishooo
تجربه ی روایت گری اول✨ با توجه به مطالب گام اول و دوم تصمیم گرفتم روایتگری را از خانواده ی خودم شروع کنم. مطالب به قدری برایم جالب بود که سعی داشتم این اشتياق را به خانواده هم انتقال دهم. خیلی عمیق در حال گوش دادن بودند و بعد از آن گفتند که بخش زیادی از این مطالب را جایی نشنیده بودند و برایشان جالب بود. راوی : ملیکا اصفهانی https://eitaa.com/ravishooo
اطلاع رسانی راوی مقاومت شو
تجربه ی روایت گری اول✨ با توجه به مطالب گام اول و دوم تصمیم گرفتم روایتگری را از خانواده ی خودم شرو
تجربه ی روایت گری دوم✨ من دبیر ریاضی هستم و به واسطه ی حجم زیاد مطالبی که باید سر کلاس بگم اصولا فرصت کم هست، ولی تلاش میکنم از هر زمان کوچکی بهره ببرم روز سه شنبه سر کلاس دانش آموزان پایه ی یازدهم، شروع به روایت گری کردم. با آنچه در گام های اول و دوم یاد گرفتم خیلی با دقت گوش میدادن. البته اول کار به این صورت نبود، ولی سعی کردم مخاطب رو درگیر موضوع کنم به شکلی که مثلا میخواستم حدس بزنن داریم درباره ی چی صحبت میکنیم. و چند سوال جغرافیایی درباره ی منطقه ی خودمان هم پرسیدم که میدونستم با توجه به رشته ی تحصیلی شان می‌توانند پاسخ دهند. بعد از روایت بسیار بازخورد ها مثبت بود. خیلی ها می‌گفتند مسائلی که مدت هاست سوال ذهنی شان بوده پاسخ داده شده راوی : ملیکا اصفهانی https://eitaa.com/ravishooo
اطلاع رسانی راوی مقاومت شو
تجربه ی روایت گری دوم✨ من دبیر ریاضی هستم و به واسطه ی حجم زیاد مطالبی که باید سر کلاس بگم اصولا فر
تجربه ی روایت گری سوم✨ تصمیم گرفتم برای دانش آموزان پایه ی دهم درباره ی فلسطین روایت گری کنم. وضعیت ممتنع داشتند و نه بی توجهی می‌کردند و نه اشتیاق ویژه ای نشان می‌دادند تلاش کردم فضای روایت پر شور تر باشد ولی تا اتمام روایت فضای کلاس به گونه باقی ماند که گویا بچه ها در یک شوک فرو رفته بودند و همزمان دریافت این حجم مطالب جدید برایشان دشوار بود. من هم فرصت دادم تا کم کم با مطالب ارتباط بگیرند. راوی : ملیکا اصفهانی https://eitaa.com/ravishooo
امروز چون جمعه بود و ماشین عمومی نبود و من هم صبح زود بیرون از منزل کار داشتم مجبور شدم برای انجام کاری بگیرم. بعد از چند دقیقه ماشین آمد ، سوار شدم ،دیدم رادیو روشن و موضوع هم موضوعِ فلسطین، گفتم آقای راننده میشه صدای رادیو را زیادتر کنید؟ رادیو داشت از اخبار و کشته های فلسطین می گفت اینجا بود که فرصت را غنیمت شمردم و گفتم الان وقتشه ،خلاصه اینکه دلم را زدم به دریا وگفتم خدا لعنت کنه دشمن را ، خدا لعنت کنه آمریکا را ، خدا لعنت کنه اسرائیل را ، خدا لعنت کنه ... یدفعه راننده گفت : ای بابا خانم انگار صبح اول وقت خیلی ناراحتید و دلتون پره !!! گفتم : بله ، مگه میشه این همه ظلم باشه و ناراحت نبود ؟!! مگه میشه این همه خون بی گناه ریخته بشه و دل آدم برا مظلومیت بی گناه ها خون نشه ؟؟! و اینجا بود که از مظلومیت فلسطین گفتم و از استعمار و غارت اونا که اگر یه خرده دیگه ادامه میدادم اشک راننده در می یومد، اما خب در همین حین به مقصد رسیدم و دیگه مجبور شدم پیاده بشم ، موقع پیاده شدن بلند گفتم : حاج اقا دستتون درد نکنه ، به امید پیروزی حق بر باطل . راوی : خام محبوبه اسماعیلیان از مبارکه اصفهان دومین روایت من https://eitaa.com/ravishooo