یادتونه چقدر از حرم میذاشتم؟
اونموقع اصلا خبر نداشتم که امسال قراره بریم مشهد:)
حالم اصلا خوب نبود..
خیلی امام رضا رو صدا میزدم..
همیشه برا حرم زنگ میزدم هر مشکلی داشتم بابارضا برام حلش میکرد..
یبار انقدر که دلتنگ مشهد بودم زنگ زدم حرم گفتم آقا اصلا صدایِ منو میشنوی؟؟
چقدر باید صدات کنم؟!
چقدر باید دلتنگی کنم؟
دقیقاً فرداش عموم پیشنهاد مشهد رو داد: )))
اصلا شرایط نداشتیم امسال بریم، اما بابارضا دعوتمون کرد...
پس نامه هام و حرفام با امام زمان الکی نبود:)
پس چله دعای عهد و زیارت عاشورا واقعا حاجتمو بهم دادن:)))
باورم نمیشه الان که دارم این متنو مینویسم حرمم:))
عزیزان بخواین، خیلی بخواین، مطمئن باشید امام رضا یروز صداتونو میشنوه:))
مسلمون بودن رو فقط به حجاب و نماز ربط ندید؛
من یه مدت از نظر ظاهر مسلمون بودم ولی باطنم اصلا اینطور نبود تا همین پارسال؛
با بابامهدی دوست باشید..
سعی کنید یه مومن واقعی باشید..
با خدا، ائمه دوست باشید:)
خیلی کمکتون میکنن، من شاید خودمم عیب هایی از نظر مسلمون بودن داشته باشم،اما خداروشکر با کمک ائمه نسبت به قبل خیلی تغییر کردم:))
الان واقعا معنای قسمت رو فهمیدم:)))
*ممنونم بابارضا
#نَخـواندِه_نَگذریـم