رازِدِل 🫂
#قسمت_شانزدهم بخاطر فشار های عصبی تا مرز سکته رفته بودم اما بازم خدا انگار میخواست زنده بمونم... ن
#قسمت_هفدهم
وقتی به کارگاه رسیدم مستقیم رفتم دفتر مدیرم...
بعد در زدن صدای خانوم صادقی بود امروز خودش تنها بود شوهرش نبود.
چه بهتر اینطوری راحت تر حرف میزدم
_سلام خوبین خانوم صادقی
-سلام عزیزم خوبی از این ورا هنوز دو روز دیگه مرخصی داری که...
لبخند محجوبی زدم و گفتم:
_راستش باهاتون کاری داشتم...
-بفرما بیا بشین...
_ببخشید مزاحم که نیستم
-نه اصلا بشین عزیزم...
_راست درمورد جاریم باهاتون حرف دارم
-جاریتون؟
_همونی که همیشه اینجا قرار میزاشت مخصوصا روزایی که شوهرتون بودن...
صورتش یهو زنگ عوض کرد...
_منظورت و متوجه نشدم میشه واضح توضیح بدی؟
ای گلوم و قورت دادم و گفتم...
#ادامه_دارد...
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
https://eitaa.com/raz_del
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
سلام وقتتون بخیر
من دختری هستم 17ساله کلاس یازدهم هستم درسمم خوبه
من از بچگی دوست داشتم مستقل باشم برای خودم درآمد داشته باشم ولی هر دفعه نمیشد من خانوادم خیلی سختی بخاطر وضع مالی بابام کشیدیم الآنم حدود چندماه هست که بابام بیکاره بعضی وقتا اینقدر گریه میکنم تا آروم میشم من هنوز وقتی میخوام مانتو بگیرم باید آنقدر اصرار کنم تا برام بگیرن چون واقعا وضع مالی خوبی نداریم ولی منم جوونم بعضی وقتادوستای خودمو میبینم که همه امکاناتی دارن حسرت میخورم لطفاً کمکم کنید تا بتونم یه کار با گوشی داشته باشم
ممنون میشم مهربونا🌸
برای ارسال پیام و کمک کردن به دوستمون به آیدی ما پیام بدید🌹❤️@hastammmm
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
https://eitaa.com/raz_del
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
#سوال_اعضا👇🌱
سلام وقت بخیر لطفا پیام من رو هم بزارید.
من ی دختر ۱۶ساله هستم تازه نامزد کردم و نامزدم ۲۳سالشه.خیلی خیلی دوسش دارم اما نمیتونم باهاش درست رفتار کنم مثلا گاهی ی چیزایی بهش میگم ک ناراحت میشه ولی ب روی خودش نمیاره لطفا کمکم کنید راهنماییم کنید بشدت بهتون احتیاج دارم
برای ارسال پیام و کمک کردن به دوستمون به آیدی ما پیام بدید🌹❤️@hastammmm
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
https://eitaa.com/raz_del
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
#سوال_اعضا👇🌱
سلام به همه اعضای کانال و ادمین گل
من شوهرم زندانه 1سالی میشه😔بهم گفتن برم تهران دیوان اونا میتونن کمکم کنن که زندانیشو کمتر کنن
لطفا پیاممو بزارین کانال خیلی کارم لنگه
اگر کسی سابقه ای داره راهنماییم کنه، که باید چکار کنم پیش کی برم وقتی رفتم دیوان اگر کسی تجربه ای داره توروخدا راهنماییم کنه
🙏🙏💔
منم باشم فری خانم
برای ارسال پیام و کمک کردن به دوستمون به آیدی ما پیام بدید🌹❤️@hastammmm
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
https://eitaa.com/raz_del
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
رازِدِل 🫂
#مادرمبخاطربرادرمبلاییسرماوردکه... 👌چشامو که باز کردم، همه جا سفیدپوش بود، پرده ها دیوارا ه
#مادرمبخاطربرادرمبلاییسرماوردکه...
همون پرستار برگشت و گفت چی شده، چیزی میخوای!؟
با اشکی که از گوشه چشمام چکید گفتم بچم، زندس... ؟
با ترس نگاهمو دوخته بودن به لباش که تکون میخوردن! 🥺😰
آره عزیزم نترس، حال اون از تو بهتره، جمع کن خودتو، مادر شدی دیگه بچه که نیستی..!
خداروشکر، به خیر گذشت😮💨
گفت : اگه خدا نخواد برگی هم از درخت نمیفته، نگران نباش..
خیالم راحت شد، از بابت بچم
دیگه غلط بکنم برم خونه بابام که بلا سرم بیارن، ولی هنوز گیج بودمو نمیدونستم مهران چرا اون حرفا رو بهم زد،
👌تو این یسال زندگی هيچوقت از گل بهم نازک تر نگفته بود،
من بزور زنش شده بودم تا محسن به عشق سوز و گدازش برسه،😤😫
عشقی که به 6 ماهم نکشید..
من دوسش نداشتم، خودشم از همون روزای اول که برای خرید عروسی میرفتیم فهمیده بود ولی به روی خودش نمیاورد،
همش دنبال خوشحال کردنم بود، برعکس محسن که همش در حال دعوا بود تا به خواسته هاش برسه، مهران زور میزد منو عشقشو تو قلبم بکاره
هر چقدر من ازش فاصله میگرفتم اون بیشتر میومد سمتم، تا اینکه شب عروسیمون وقتی باهم تنها شدیم گفتم خیلی خستم و رفتم تو اتاق که بخوابم، درو از پشت قفل کردم،
مهران نشسته بود پشت در، حسش میکردم..
منتظر بودم در بزنه، اون چیزی که حق داشت و ازم بخواد ولی هیچی نگفت..
نمیدونم کی خوابم برد،😴
نصفه شب از زور دستشویی بیدار شدم و با همون لباس عروس رفتم دستشویی، انقدر گیج خواب بودم که یادم رفته بود خونه بابام نیست!🤦♀
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
https://eitaa.com/raz_del
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
سلام خسته نباشید من فاطمه هستم.❤️
خواهش میکنم بزارین تو کانال: میخواستم ازتون مشاوره بگیرم لطفاً کمکم کنید.🍁
من ۱۶ سالمه و هشت ماهه که نامزد کردم. نامزدم فامیل خیلییی دوره ، من حتی تا قبل از خواستگاری تا حالا اونو ندیده بودم . شب خواستگاری هم اصلا از من نظری نخواستن بابام هم بهشون جواب مثبت دادن من خیلی ناراحت شدم ولی به خاطر احترامشون چیزی نگفتم.😞 من قبلاً چند تا خواستگار دیگه هم داشتم ،یکیش نوه عموی بابام بود ، منم خیلی دوسش داشتم چند سالی میشه من بهش فکر میکردم ولی چون راهمون دور بود هم دیگه رو نمی دیدیم. اونم از احساس من خبرنداشت .منم نمیدونم احساسش نسبت به من چیه.
الان خیلی ناراحتم .نامزدم آدم خوبیه ولی من دلم پیش کس دیگه هست . نمیتونم خواستگار قبلیم رو هم فراموشش کنم . از طرفی هم هر کاری میکنم که نامزدم رو دوست داشته باشم هم نمیشه. مامانم و بابام از هیچی خبر ندارن ، میترسم اگه بهشون بگم ناراحت بشن. بس که تو خودم ریختم قلبم درد میگیره. چند بار سعی کردم به مامانم بگم ولی نتونستم.
تورو خدا بگین چی کار کنم؟؟ کمکم کنید😔
ببخشید که طولانی شد!🙂🌸
برای ارسال پیام و کمک کردن به دوستمون به آیدی ما پیام بدید🌹❤️@hastammmm
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
https://eitaa.com/raz_del
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
#سیاست_های_رفتاری
#نوع_دوست_داشتن
دوست داشتن را باید دید از چه نوع دوست داشتنی است!
آیا مانند شیر است که آهو دوست دارد؟؟ گربه که موش دوست دارد؟؟؟
باید دید وقتی کسی میگوید دوستت دارم آیا معنی اش اینست که میخواهد ما را خرج خودش کند و ما را بخورد و ما را به مصرف خودش برساند
یا دوستت دارم به این معنی است که تو دوست من هستی و خاطرت پیش من عزیز است و اگر کاری داشتی برایت انجام میدهم اگر بیمارشدی تا صبح برای تو بیدار میمانم.
#استاد_الهی_قمشه_ای
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
https://eitaa.com/raz_del
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
💠 زن و شوهر نباید #توقع داشته باشند طرف مقابل بعد از اینکه با او ازدواج کرد تمام روابط، تفریحها، دوستان و دل مشغولیهایش را فراموش کند و همه وقتش را به او اختصاص دهد.
💠 این توقع و محصور کردن طرف مقابل، مانع از ایجاد ارتباط صمیمی و موثر است.
💠 و یقینا روز به روز از محبوبیت شما بخاطر محدود کردن همسرتان کاسته میشود.
البته فرق زیادی بین دوست خوب و بد است
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
https://eitaa.com/raz_del
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
6.37M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💥اگه برای شریک عاطفیت وقت نذاری شخص دیگه ای براش وقت میزاره،
به همین سادگی 😎
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
https://eitaa.com/raz_del
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
رازِدِل 🫂
عاقبت حسادت خواهرم😔 وقتی خواهرم پیشنهادم شنید اولش مخالفت کرد گفت نه نمیخوام مزاحم یا سربار شما با
عاقبت حسادت خواهرم😔
خواهرم بعد از مستقر شدن درطبقه پایین برای صرف ناهار و شام منزل ما بود طوری که اکثر وقتها با ما بود و فقط برای خوابیدن میرفت پایین.
یه جورایی دیگه انگار با شوهرم راحت نبودم و وجود خواهرم هم من و هم شوهرم معذب میکرد
اما اصلا بروی خودم نمیاوردم چون خودم اصرار کرده بودم که بیاد و با ما زندگی کنه
احساس میکردم به خاطر وجود خواهرم حتی شوهرم باهام سرد شده و با هم کمتر حرف میزدیم و وقت کمتری با هم میگذروندیم.....
ادامه دارد....
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
https://eitaa.com/raz_del
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
💑دعواهای زناشویی به دو نتیجه ختم میشود:
✔️یا هر دو نفر از آن برنده بیرون می آیند،
❌یا هر دو بازنده!
⚠️فردی که تلاش میکند دعوای زناشویی را از همسرش ببرد، بزرگترین بازندهی زندگی است.
ممکن است #دعوا را برده باشد، اما به مرور رابطه و زندگی را خواهد باخت.
✅یاد بگیرید که مشکلاتتان را به درستی طرح و سپس حل کنید و شنوندهی گلایه و شکایت همسرتان باشید و در پایان سعی کنید به نقطهیی برسید که هر دو با رضایت به #اختلاف پایان دهید.
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
https://eitaa.com/raz_del
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
سلام و صد تا سلام به همه
دوستون دارم خیلی
امروز مهمون داشتیم مهمون غریبه دور هم نشسته بودیم وحرف میزدیم یکی از مهمونا هی میگفت بچه ی من شبیه بقال محله هست 😳😳😳 وای منو میگی ...اخه این چه حرفی این میگه.... من هم سرخ وسفید میشدم هی هم تکرار میکرد آخرش من نتونستم خودم رو نگه دارم گفتم حالا چرا اون حتما ازش چیز میز زیاد گرفتی خوردی واسه همین برگشت گفت نه بابا بقال محله پدر شوهرمه خوب به بابا بزرگشون رفتن دیگه منو میگی از صبح تا حالا دارم میخندم 😭😭😭😭😭
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
https://eitaa.com/raz_del
══❈═₪❅💕❅₪═❈══