eitaa logo
𝒓𝒂𝒛𝒆 𝒆𝒔𝒉𝒈𝒉
14 دنبال‌کننده
26 عکس
10 ویدیو
0 فایل
༺ بـہ نام حامے حم ༻ 𝓜𝓪𝓱𝓮 𝓼𝓱𝓪𝓫𝓮 𝓽𝓪𝓻𝓪𝓶𝓶 🫀✨ 🤍 Wₑₗₗ cₒₘₑ 🤍 شروع بی پایانمون : ۱۴۰۴/۱۱/۲۱🌈
مشاهده در ایتا
دانلود
گفتی هنوز دوستم داری؟ دلم می‌خواست بگویم بله؛ دلم می‌خواست داد بزنم و گریه کنم و بگویم بله، اما فقط سکوت کردم.
و چه ناگهان بعضی از آدم‌ها برایمان غریبه میشوند.
بعضی از زخم‌ها قدیمی‌اند، بسته شده‌اند، درد نمیکنند اما جای‌شان هنوز هست و هروقت نوازششان میکنی، جریان دردی خیالی از تنت میگذرد و در حافظه‌ات زنده میشود.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
رمان راز عشق پارت چهارم 🫀 باران : نیلا رو رسوندم در خونشون خودمم رفتم خونه گشنم بود ولی حوصله هی کاری رو نداشتم رفتم اهنگ گوش کنم بعدم خوابیدم اخه عادت کرده بودم هر شب با اهنگای حامیم بخوابم صبح ساعت ۱۱ بود پاشدم دیر شده بود سریع اماده شدم رفتم مدرسه از دیروز بعد از ظهر هیچی نخورده بودم سر کلاس بودم که وسط درس دادن سرم گیج میرفت دیگه رفتم از بوفه خوراکی گرفتم خوردم که منتظر بودم فقط زنگ تفریح بخوره صدای زنگ رو که شنیدم رفتم تو دفتر دبیران زنگ زدم به نیلا هر چی زنگ زدم جواب نداد پیام دادم که بازم سین زد جواب نداد داشتم از نگرانی میمردم اخه چند ساله نیلا بهترین رفیقمه هیچ وقت نشده بود که جواب تلفن هاشو نده حالم خوب نبود ولی گفتم تحمل میکنم چون زنگ اخر بود دیگه کلاس که تموم شد اومدم سوار ماشینم شدم رفتم در خونشون بارون هم میومد شدید + سلام خاله نیلا کجاست _ سلام گلم نمیدونم چیکارش داری ؟ + زنگ زدم جواب نداد نگران شدم اخه _ هر وقت اومد خونه میگم بهت زنگ بزنه + باشه ممنون _ خواهش میکنم عزیزم مراقب خودت باش + فداتشم خاله جون مرسی باران : دیگه رفتم خونه حوصله غذا پختن نداشتم چون تنها زندگی میکنم باید برا خودم غذا هم درست کنم هم کارای خونه و هم مدرسه اومدم یکم بخوابم که پاشدم برگه بچه ها رو صحیح کنم که نیلا زنگ زد + سلام خوبی آبجی نگرانت شدم چرا جواب نمیدی _ سلام خوبم نگران نباش + دیوونه چرا جواب نمیدی میمون _ گالری بودم گوشیم سایلنت بود + اهان _ ببین امشب دیگه عموم اینا میان چه غلطی کنم ؟ + تو اول بگو حامیم چی بهت گفت تا بگم _ برو بابا + نگران نباش دورت بگردم _ چجوری ؟ + نمیدونم والا نیلا : با باران که حرفم تموم شد رفتم اماده شم الان بود که سروکله شون پیدا بشه لباسمو پوشیدم یه آرایش ملایم هم کردم سروصدا میومد از تو اتاق اومدم دیدم مامان و بابام بازم دارن دعوا میکنن 𝓜𝓪𝓱𝓮 𝓼𝓱𝓪𝓫𝓮 𝓽𝓪𝓻𝓪𝓶𝓶 🫀✨ https://eitaa.com/razeeshghh کپے ؟ ـ؋ـور گشنگ ترههـہ 🌈🩵
خدایی کجای دنیا دیدید که ساعت ۱ شب پارت بدن ؟