همرزم
اومدم بنویسم یعنی چی که دیگه نیستید؟ ولی دیدم شهیدید، هستید؛ اما ما نمیبینیم. و حقیقتاً که: «پندار
به روی خودمون نمیاریم؛ ولی داریم برای شنیدن صداتون و دیدن قامتتون وقتی وارد حسینیه میشید، جون میدیم.
گفت: یه وقتایی از طرف بندهها، یه ظلمی به ما میرسه که سنگینه برامون. خیلی مهمه بدونیم که این ظلم، از طرف بنده بوده و نه خدا و از خدا شاکی نشیم. از خدا هیچ شر و ظلمی نمیرسه به بندهش.
اون چیزی که ما شر میبینیم، یا واقعاً ظلمی بوده از طرف بنده، یا خیر و رحمتی بوده از جانب خدا که ما نتونستیم اون زمان خیرش رو ببینیم.
تکلیف رحمتی که از جانب خدا میرسه مشخصه.
اما دربارهی ظلم، درسته که از طرف خدا نبوده؛ اما خدا در تمام لحظاتش کنارت میایسته و کاری میکنه که تحمل برات آسونتر بشه. واسهت نشونه میفرسته، هوات رو داره و مسیرهایی پیش روت قرار میده که زودتر از اون رنج گذر کنی و بتونی ازش درس بگیری.
ضمناً، خودش گفته که جلوی ظلم و ناحقی بایستیم... پس هیچ جایی برای شاکی شدن ازش نیست.
گفتم: خدا هم غریبه ها...