eitaa logo
بخوان و بیاندیش
179 دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
2هزار ویدیو
12 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
این نوشته رو داخل یه مغازه دیدم خوبه تا جایی که میتونیم منتشر کنیم.
🔹 نگاهی به ... 🌱 وقتی یک سیگار، علامه جعفری را به فکر فرو برد. اوایل سال ۱۳۶۱ بود. یک روز تلفن خانه زنگ خورد. یکی از همسایه‌ها پشت خط بود. سؤال ساده‌ای داشت: «آقا، سیگار کشیدن حلال است یا حرام؟» علامه جعفری پاسخ داد: «مباح است. اما علت این سؤال چیست؟» زن گفت: «پسر جوانی دارم که سیگار می‌کشد. هر وقت به او می‌گویم سیگار نکش، جواب می‌دهد: اگر سیگار بد بود، آقای جعفری سیگار نمی‌کشید!» برای محمدتقی جعفری، این جمله با یک پاسخ فقهی تمام نشد؛ انگار ناگهان مسئلۀ دیگری پیش رویش قرار گرفته بود؛ مسئله‌ای دربارۀ مسئولیت انسان در برابر رفتار خودش. خودش بعدها این لحظه را چنین توصیف کرد: «انگار که دیوار زندگی شکاف بردارد و ابدیت را نشان دهند.» فکر کرد اگر رفتار من باعث شود یک جوان، کاری را ادامه دهد که برای او زیان‌آور است، آیا من در برابر این تأثیر مسئول نیستم؟ به زن گفت: «از طرف من به پسرت بگو: جعفری از امروز اقدام به ترک سیگار خواهد کرد.» و این بار حرف فقط یک حرف نبود. تصمیم گرفت. ترک سیگار را آغاز کرد و چند ماه بعد، تا آبان همان سال، برای همیشه آن را کنار گذاشت. شاید نکتۀ مهم این خاطره، خود ترک سیگار نباشد. نکته این است که جعفری وقتی فهمید رفتار او برای دیگری تبدیل به دلیل شده است، رفتار خودش را اصلاح کرد. او می‌توانست بگوید: «من که نگفتم تو سیگار بکش»! اما چنین نکرد. برای او، انسان فقط مسئول حرف‌هایی که می‌زند، نبود. گاهی باید پاسخگوی پیامی هم باشد که با رفتار خود به دیگران منتقل می‌کند. و شاید این پرسش برای امروز ما نیز همچنان زنده باشد: اگر کسی از رفتار ما برای انتخاب زندگی خودش الگو بگیرد، آیا حاضریم مسئولیت آن رفتار را بپذیریم؟ 📚 بازنویسی از: محمدتقی جعفری، «سرگذشت و ایام»، ص ۲۰۰، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۰۲ 👈🏻 سایت دفتر نشر آثار علامه جعفری: allamehjafari.com @allameh_jafari
هدایت شده از نوسان تی وی
🔻آلون میزراحی صهیونیست سابق مقیم آلمان ‌ تنها نور جهان در تاریکی مطلق ایران شیعه دوازده امامی هست ‌ اگر همین الان به جهان پیرامون خود نگاه کنید، همان‌طور که ما به جهان پیرامونمان نگاه می‌کنیم، تصويرى از ناامیدی تقریباً مطلق پدیدار می‌شود. ‌ به تمدن‌ها یا فرهنگ‌های بزرگ این جهان نگاه کنید: آن‌ها هیچ چیز به عنوان غذای روح برای ارائه به شما ندارند. ‌ غرب میان پوچ‌گرایی (نیهیلیسم) و شرارتِ مطلق و آشکار در نوسان است. ‌ چین به طور انحصاری و تا حد انزجار، شیفته و سرگرم امور مادی است (شرط می‌بندم شما هم دیگر طاقت دیدن ویدیوها و عکس‌های بیشتر از پل‌ها، آسمان‌خراش‌ها و «انسان‌نماها» را ندارید). ‌ هند هر روز بیشتر و بیشتر در عقب‌ماندگی و انحطاط معنوی فرو می‌رود، آن‌قدر که شاید بتوان آن را به کلی از کتاب‌ها حذف کرد و نادیده گرفت. ‌ ژاپن به شکلی غیرقابل باور، برده و حقیر شده است. ‌ اسلام سنی کاملاً اشغال شده و مطیع است؛ کلیسای انگلستان؟ بی‌خیال، شوخی نکنید! مسیحیت آمریکایی؟ تصویر زنده‌ای از جهنم. ‌ کمونیسم مرده است و طرفداران باقی‌مانده آن اعصاب‌خردکن، دور از واقعیت و بسیار غیرقابل تحمل هستند. ‌ علم قابل باور نیست و ابزار اصلی تبدیل این جهان به یک زندان کابوس‌وار است. محیط‌های دانشگاهی یک شوخی غم‌انگیز هستند. ‌ رسانه‌ها صدای شیطان را حمل می‌کنند. انسان بودن در دنیای امروز، مستلزم احساسی تقریباً غیرقابل تحمل از رهاشدگی و تنهایی است. ‌ تنها مکان و تنها فرهنگ در این جهان فعلی ما که اخلاق (و در نتیجه عقلانیت و انسانیت) را محور گفتمان خود قرار می‌دهد، ایرانِ شیعه دوازده‌امامی است.