فیلهایفولادیآمریکاچطوردرمکهخاکسترشد؟!
پس از نابودی پایگاه سپاهابرهه در جزیرةالعرب، مردم به خانه خدا معتقد شدند!
زمزمه فتنهای از جانب مسیحیان یمن و حبشه به گوش میرسد! نمیدانم چرا دشمنی آنان با خانه خدا تمامی ندارد؟!
ابرهه فرمانده مسیحی و از حامیان جدی حبشه، نقشه ای طراحی کرد تا مانع مردم برای انجام حج و طواف کعبه شود[۱] و برای ترویج مسیحیت در کشورهای عربی، کلیسایی به نام "القُلَّیْس" ساخت[۲] و همچون #مسیحیان_تبشیری، هرچه در توان داشت برای مقابله با خانه خدا و تشویق مردم به عبادت در کلیسا خرج کرد!
انگار کلیسای ابرهه در یمن همان مسجد ضرار در مدینه است! معبدهای مجلل و پر زرق و برق[۳] اما با هدف نابودی خانه خدا و مسجدالنبی که در دو تاریخ جداگانه رخ داده است.
گروهی از اهل مکه در مقابل نقشه نفوذ ابرهه به کلیسای ساختگی او حمله کرده و آن را سوزاندند.[۴]ابرهه که نتوانسته بود نور خدا را خاموش کند[۵]، به کمک شیاطین[۶] سپاهیانش را برای عملیات زمینی به مکه آماده کرد تا بتواند با استقرار پایگاه خود در جزیرةالعرب خانه خدا را تخریب و نابود کند[۷].
اما با نزدیک شدن سپاه ابرهه به مکه، جناب عبدالمطّلب هشدار جدی عذاب الهی را به آنان دادند.[۸] هرچند ابرهه با #محاسبات_غلط خود تخریب خانه خدا را تصور میکرد اما به گفته جناب عبدالمطّلب، خانه خدا را فقط خداوند حفظ میکند.[۹]
به اراده الهی فیلهای ابرهه زمینگیر شده و سجیلها و ابابیلها بر سپاه ابرهه هجوم آوردند تا کعبه در امان باشد.[۱۰]
پس از نابودی سپاهیان ابرهه، جایگاه حقیقی کعبه در جزیرةالعرب نمایان شد[۱۱] و بعدها با بعثت رسولالله به مرکز گسترش اسلام در جهان تبدیل گشت.
⚡️تنها با سجیل و ابابیل میتوان پایگاهها و بتکدههای کفار را در جزیرةالعرب(منطقه) خاکستر کنیم تا جایگاه خانه خدا در میان مردم نمایان شود.
[۱]: جامع البيان، ج۱۵، ص۳۸۶
[۲]: تفسیر صافی ج۵، ص۳۷۷؛ مجمع البیان ج۱۰، ص۸۲۲
[۳]: شرح الكافي-الأصول و الروضة (للمولى صالح المازندراني)، ج7، ص 173و 174
[۴]: بحارالانوار ج۱۵، ص۶۵
[۵]: آیه ۸ سوره صف
[۶]: مناقب آل ابی طالب علیهمالسلام ج۲، ص۲۵۲
[۷]: قرب الاسناد ص۳۱۹
[۸]: الامالی (للمفید) ص۳۱۴
[۹]: الامالی (للمفید) ص۳۱۳؛ الامالی (للطوسی) ص۸۰
[۱۰]: الکافی ج۸، ص۸۴؛ علل الشرایع ج۲، ص۵۲۱
[۱۱]: مجمع البیان ج۱۰، ص۵۴۵
@rebbiunn
شکستکودتاابوسفیانباتجمعمردمدرمدینه!
دشمن با آتشبس مجدد، به دنبال فرصت مناسب برای جنگ شهری است!
تجمعات را باید تا پیروزی نهایی ادامه دهیم.
یک لحظه تصور کنید: فرمانده بزرگ و باعظمت ما حمزه سیدالشهدا شهید شده، آنهم نه به وسیله جنگندهای که از راه دور آمده و زده و رفته. نه! بلکه دشمنِ وحشی، خودش را به او رسانده، او را کُشته و با دشنهای سینهی حمزه را پاره کرده، جگرش را درآورده و به دندان کشیده و تصویر به دندانکشیدن را هم در صفحه اینستاگرام خود بارگذاری کرده!
لشکریان اسلام، سینهی بازشده فرماندهشان و تکههای پارهپاره جگر او در کنار پیکر غرق به خونش را جلوی چشمان خود دارند میبینند. حس تحقیری که به لشکریان دست داده را میتوانید تصور کنید؟!
به نظرتان دیگر چگونه میشود روحیه این سپاهیان را بازگرداند؟
علاوه بر شهادت این فرمانده ممتاز، تعدادی از دلاورترین نیروهای او مثل مصعب بن عمیر و سعد بن ربیع به همراه بیش از یکهشتمِ لشکر اسلام هم به شهادت رسیدهاند، خورندهی جگرها [۱] همان کاری که با فرماندهی کل کرده را با اینها هم انجام داده!
همزمان یک عده منافق مثل عبدالله بن اُبَی بین مردم دارند ورّاجی میکنند که "بیایید از این انقلابمان برگردیم [و در مقابل دشمن تسلیم شویم]؛ این درگیری یکطرفه است و ما فقط داریم آسیب میبینیم" [۲]
آیه نازل شد: به حرف خدا گوش بدهید: به خانههایتان در مدینه نروید! در جایی حوالی مدینه تجمع کنید! همین! در موقعیتی که دشمن، شما را ببیند و بفهمد آماده جنگید. بفهمد که حمزه از دنیا رفته ولی همه شما حمزهاید!
أَلَّذينَ اسْتَجابُوا لِلّهِ وَ الرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ ما أَصابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذينَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَ اتَّقَوْا أَجْرٌ عَظيمٌ. [۳]
مسلمانان در حمراءالاسد تجمع کردند؛ نه برای جنگ نظامی با مشرکین قریش و ابوسفیان؛ بلکه برای اینکه دشمن را بترسانند. [۴]
خدا مگر از چه چیز خبر دارد که میگوید به خانه نروید و در صحن جامعه تجمع کنید؟
دوربین را از بین مسلمانان برداریم و به میان ابوسفیان و يارانش برویم.
بعد از اتمام جنگ اُحد، دارند میگویند چرا برگردیم به مکه؟ باید به مدینه برویم و با یک جنگ شهریِ اساسی، تمام ملت محمّد را نابود کنیم. [۵]
مسلمانان با همه زخمهایی که به روح و جسمشان خورده بود به خدا اعتماد کردند و به خانهها نرفتند. چه شد؟
فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللهِ وَ فَضْلٍ [۶] شرایط زیر و رو شد. بازی باخته را خدا برایشان درآورد.
مَعبَد خُزاعیِ مُشرک، تجمع مسلمانان را دیده و نزد ابوسفیان آمد، گفت: "مسلمانان چنان جمعیتی دارند که تابحال مثال آن ندیده بودم. در تعقیب شما هستند و به زودی به سراغ شما میآیند!" [۷]
خدا اینگونه نصرتش را نازل کرد: تعداد مسلمانان را در چشم معبد خزاعی بسیار بیشتر جلوه داد.
حالا دیگر با این گزارش، رعب شدیدی در دل ابوسفیان و مشرکان افتاد و باعث شد به سمت مکه فرار کنند. [۸]
به پیامبر خبر دادند که مشرکان به سمت مکه فرار کردند [۹] و مسلمانان بدون هیچ آسیبی به خانههایشان بازگشتند: لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ. [۱۰]
آیه نازل شد: اینکه بعد از شهادت فرماندهتان، به حرف خدا گوش دادید و به خانههایتان نرفتید و تجمع کردید؛ دو نتیجه داشت: ۱. کوچکترین آسیبی به مملکتان از سوی تروریستهای قریشی نمیرسد. ۲. نعمت و فضلی از جانب خدا میرسد که صحنهی ظاهرا شکستخوردهتان را به پیروزی و فتح تبدیل میکند...
📥 نسخه عربی یادداشت
[۱] "آکلة الأکباد" تعبیری که خدای متعال در زیارت عاشورا برای هند جگرخوار استفاده کرده.
[۲] امیرالمؤمنین فرمود: آیه ۱۴۹ سوره آل عمران در مورد منافقینی است که بعد از جنگ اُحد به مردم میگفتند به همان دینی که داشتید برگردید.
مجمع البیان، ج۲، ص۸۵۶
[۳] آیه ۱۷۲ سوره آل عمران
[۴] انما خرج رسول الله ص مُرهبا للعدو.
تاریخ طبری، ج۲، ص۵۳۴
[۵] أصَبْنَا حَدَّ أَصْحَابِ مُحَمَّدٍ وَ قَادَتِهِمْ، ثُمَّ نَرْجِعُ قَبْلَ أَنْ نَسْتَأْصِلَهُمْ! لِنَكُونَ عَلَى بَقِيَّتِهِمْ فَلَنَفْرَغَنَّ مِنْهُمْ.
تاریخ الاسلام (ذهبی)، ج۲، ص۲۲۵
[۶] آیه ۱۷۴ سوره آل عمران
[۷] مُحَمَّدٌ قَدْ خَرَجَ فِي طَلَبِكُمْ فِي جَمْعٍ لَمْ أَرَ مِثْلَهُ قَطُّ، يَتَحَرَّقُونَ عَلَيْكُمْ تَحَرُّقًا، قَدِ اجْتَمَعَ مَعَهُ مَنْ كَانَ تَخَلَّفَ عَنْهُ فِي يَوْمِكُمْ...
تاریخ طبری، ج۲، ص۵۳۵
[۸] فانصرف القوم سراعا خائفين من الطّلب لهم.
المغازی (واقدی)، ج۱، ص۳۳۹
[۹] أرسل رجلا من خزاعة إلى رسول اللّه ص يعلمه أن قد انصرف أبو سفيان و أصحابه خائفين وجلين.
همان، ص۳۴۰
[۱۰] آیه ۱۷۴ سوره آل عمران
✍ محمد سعادتمند
@rebbiunn
هزيمة مؤامرة أبي سفيان وتجمّع أهلالمدينة!
العدو، بإعادة الهدنة، يبحث عن فرصة مناسبة لخوض حرب داخل المدن!
يجب أن نستمر في التجمعات حتى تحقيق النصر النهائي!
تخيلوا لحظةً واحدة: قُتِل قائدنا العظيم ذو الهيبة، حمزة سيد الشهداء، شهيدًا!
وليس بقتلٍ من محاربٍ جاء من بعيد، ضرب ثم غادر. كلا! بل وصل إليه العدو الوحشي بنفسه، فقتله، وشق صدره بسكين، وأخرج كبده، وعضها بأسنانه، بل و نشر صورة "عضّ الكبدة" على صفحته في إنستغرام!
إن جيوش الإسلام، أمام عيونهم، ترى صدر قائدهم قد شُقّ، وكبده قد تمزق، وجثته مغمورة بالدماء.
هل يمكنكم تخيل ذلك الإحساس بالذل الذي أصاب جيوش الإسلام؟
كيف يمكن، في رأيكم، إعادة الروح المعنوية لهذا الجيش بعد ذلك؟
إضافةً إلى استشهاد هذا القائد المميز، استُشهد أيضًا أنصاره الأبطال مثل مصعب بن عمير وسعد بن ربيعة، مع أكثر من ثُمن جيش الإسلام! وقد فعل أكّالو الأكباد [1] بنفس ما فعلوا بقائدهم العام مع هؤلاء الأبطال أيضًا!
في تلك الأثناء، كان المنافقون مثل عبد الله بن أُبي يتجولون بين الناس، يزرعون الشك واليأس: تعالوا، ارجعوا عن ثورتنا هذه! [استسلموا للعدو]! هذا صراع من طرف واحد، نحن فقط من نتضرر! [٢]
فأنزل الله تعالى هذا الوحي:استمعوا إلى كلام الله: لا تعودوا إلى بيوتكم في المدينة! بل تجمعوا في مكان قريب من المدينة! هذا كل ما في الأمر! في موقف يجعل العدو يراكم، فيفهم أنكم مستعدون للقتال. ليفهم أن حمزة قد رحل، لكنكم جميعًا أنتم حمزة!
قال الله تعالى:أَلَّذينَ اسْتَجابُوا لِلّهِ وَ الرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ ما أَصابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذينَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَ اتَّقَوْا أَجْرٌ عَظيمٌ [٣]
فتجمع المسلمون في حمراء الأسد؛
ليس لغرض القتال العسكري المباشر مع مشركي قريش وأبي سفيان، بل لإرهاب العدو و إظهارالقوة! [٤]
أفلا يعلم الله من أين تأتي الأخبار؟
لماذا أمرهم بعدم العودة إلى بيوتهم، بل بالتجمع في ساحة المجتمع؟
لننقل الكاميرا من بين صفوف المسلمين، وننقلها إلى قلب أبي سفيان وأتباعه:
بعد انتهاء معركة أحد، كانوا يقولون لبعضهم البعض:
لماذا نعود إلى مكة؟ بل يجب أن نذهب إلى المدينة! و نخوض حربًا داخل المدن، لنبيد أمة محمد جمعاء! [٥]
المسلمون، رغم الجروح العميقة التي أصابت أرواحهم وأجسادهم، اعتمدوا على الله ولم يعودوا إلى بيوتهم.
فماذا حدث؟
فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللهِ وَ فَضْلٍ [٦]
انقلبت الأوراق! فالله هو من حول لعبة الخسارة إلى فوزٍ مبين!
رأى معبد الخزاعي المشرك تجمع المسلمين، فأسرع إلى أبي سفيان وقال:
يا أبا سفيان! إن المسلمين قد جمعوا جمعًا لم أرَ مثله قط! هم يتبعونكم، وسيعودون إليكم قريبًا! [٧]
وهكذا نزل نصْرُ الله: فجعل الله في عيون معبَد الخزاعي جيش المسلمين أكبر بكثير مما هم عليه في الواقع!
وبهذه الرواية، ساد رعب شديد في قلوب أبي سفيان والمشركين، فاضطروا للفرار نحو مكة! [٨]
أُخبر النبي (صلى الله عليه وآله) أن المشركين قد فرّوا إلى مكة [٩]، فعاد المسلمون إلى بيوتهم سالمين، لم يمسّهم سوءٌ: لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ [١٠].
فأنزل الله تعالى هذه الحقيقة العظيمة:
إن استماعكم لكلام الله بعد استشهاد قائديكم، وعدم عودتكم إلى بيوتكم، بل تجمعكم، قد أسفر عن نتيجتين عظيمتين:
١. لم يصب بلدكم أي أذى من قبل إرهابيي قريش.
٢. نعمتُ الله وفضله قد حوّل مشهد ظاهريّ الهزيمة إلى نصرٍ مبين وفتحٍ عظيم!
[١]: عبارة «آکلة الأكباد» هي تعبير استخدمه الله تعالى في زیارة عاشوراء للإشارة إلى هند بنت عتبة (أكلة الكبد).
[٢]: قال أميرالمؤمنين : إن الآية ١٤٩ من سورة آل عمران نزلت في المنافقين الذين كانوا بعد معركة أحد يقولون للناس: ارجعوا إلى دينكم الذي كنتم عليه
المصدر: مجمع البیان، المجلد ٢، الصفحة ٨٥٦.
[٣]: الآية ١٧٢ من سورة آل عمران.
[٤]: إنما خرج رسول الله (صلى الله عليه وآله) مُرهبًا للعدو
المصدر: تاریخ الطبری، المجلد ٢، الصفحة ٥٣٤.
[٥]: أصَبْنَا حَدَّ أَصْحَابَ مُحَمَّدٍ وَ قَادَتِهِم،
ثُمَّ نَرْجِعُ قَبْلَ أَنْ نَسْتَأْصِلَهُمْ! لِنَكُونَ عَلَى بَقِيَّتِهِمْ فَلَنَفْرَغَنَّ مِنْهُمْ.
المصدر: تاریخ الإسلام (لذهبی)، المجلد ٢، الصفحة ٢٢٥.
[٦]: الآية ١٧٤ من سورة آل عمران
[٧]: مُحَمَّدٌ قَدْ خَرَجَ فِي طَلَبِكُمْ فِي جَمْعٍ لَمْ أَرَ مِثْلَهُ قَطُّ، يَتَحَرَّقُونَ عَلَيْكُمْ تَحَرُّقًا، قَدِ اجْتَمَعَ مَعَهُ مَنْ كَانَ تَخَلَّفَ عَنْهُ فِي يَوْمِكُمْ...
المصدر: تاریخ الطبری، المجلد ٢، الصفحة ٥٣٥.
[٨]: فانصرف القوم سراعا خائفين من الطّلب لهم
المصدر: المغازی (لواقدی)، المجلد ١، الصفحة ٣٣٩.
[٩]: أرسل رجلًا من خزاعة إلى رسول الله (صلى الله عليه وآله) يعلمه أن قد انصرف أبوسفيان وأصحابه خائفين وجلين
المصدر: نفسه ، الصفحة ٣٤٠.
[١٠]: الآية ١٧٤ من سورة آل عمران.
✍️ به قلم برادر عزیزم محمد سعادتمند
@rebbiunn
چگونهابوسفیانتسلیمشروطرسولاللهشد؟!
عامل فتح مکه، وحدت مسلمین و اختلاف مشرکین بود!
رسولالله در برابر نقض پیمان مشرکین مکه چه اقداماتی انجام دادند؟
ایشان چگونه مراسم حج را در شرایط جنگیِ مکه برگزار کردند؟!
هنوز تصاویر #شکست_حماسی مشرکان و متحدانشان در غزوه خندق از ذهن رؤسای آنان پاک نشده.
کابوس #گورستان_خندق را میگویم![۱]
چنان ضربات مهلکی را رسولالله و امیرالمومنین به آنان وارد کرده که تاب آوری آنان تمام شده و چون در دام جنگ های پیدر پی خود(از سال دوم تا پنجم هجری) علیه اسلام گرفتار شده و آرزوی تغییر رژیم مدینه را در سر دارند، تن به قمار نابودی خود دادند.
اما این بار قرار است مانع مسلمانان از برگزاری مراسم حج عمره[۲] در مکه شوند![۳]
به خیال باطل خود میخواهند مدینه را تحت فشار قرار داده و مسیر طواف خانه خدا را ناامن کنند تا مکه، مرکز قدرت مشرکین باقی بماند اما غافل از اینکه تغییر رژیم اتفاق خواهد افتاد!
نه در مدینه بلکه در مکه!
مشرکین طی نقشهای از قبل طراحی شده که قصد محاصره رسولالله و ۱۴۰۰نفر از مسلمانان[۴] را در منطقه حدیبیه و در نزدیکه مکه داشتند، با حاجیان مسلّح [۵] مواجه شده و مشرکین که به دنبال اسیر گرفتن از مسلمانان بودند، نه تنها موفق نشده بلکه خودشان به اسارت مسلمانان درآمدند![۶]
مسلمانان که برای اعمال حج قصد ورود به مکه را داشتند اما در شرایطی که مشرکین راه مکه را بسته بودند، به دستور رسولالله در خارج از مکه موهای خود را کوتاه کرده، از احرام در آمده، قربانی های خود را ذبح کرده و به خانه خدا مشرف نشدند[۷].
تدبیر نظامی_امنیتی رسولالله در پیشگیری از حمله غافلگیرانه و گروگانگیری از سوی مشرکین و از طرفی پیوند قلبی مسلمانان با رسولالله و تعظیم ایشان[۸] سبب شد تا نقشه مشرکین در مکه شکست بخورد.
مشرکین که در برابر رسولالله مغلوب شده بودند، به همین سبب در میان قبایل خود دچار #اختلافات_شدیدی شده[۹] و ناچار به اعلام تسلیم و صلح با رسولالله شدند. رسولالله با اینکه میدانستند مشرکین پیمان خود را خواهند شکست اما شروط خود را در پیمان صلح اعمال کردند[۱۰] چراکه خداوند بشارت #فتح_مبین را به امت رسولالله دادند[۱۱].
یکی از مهمترین شروط رسولالله، توقف جنگ با مسلمانان و همپیمانانشان به مدت ۷ یا ۱۰ سال بود[۱۲].
مشرکین با وجود پذیرش شروط، مدتی بعد با حمله به یکی از قبایل همپیمان مسلمانان، پیمان صلح را نقض کردند![۱۳]
رسولالله در پاسخ به عهدشکنی آنان، لشگری ۱۰هزار نفره را برای فتح پایتخت مشرکین یعنی مکه اعزام کردند[۱۴].
مشرکین مکه و رؤسای آنان بویژه ابوسفیان با دیدن لشگر عظیم اسلام خودشان را تسلیم مسلمانان کردند[۱۵].
⚡️در نهایت رژیم مکه تغییر کرد و خانه خدا به مرکز گسترش اسلام در جزیرةالعرب و جهان تبدیل گشت!
[۱]: ر ک: https://eitaa.com/rebbiunn/105
[۲]: الکافی ج۴ ص۲۵۱
[۳]: الخصال ج۲ ص۳۹۸
[۴]: الطبقات الکبری ج۲ ص۹۵
[۵]: الکافی ج۸ ص۳۲۲
[۶]: ابن هشام، السیرة النبوية ج۳ ص۷۷۷؛ بحارالانوار ج۲۰ ص۳۲۶
[۷]: من لایحضره الفقیه ج۲ ص۵۱۷؛ تهذیب الاحکام ج۵ ص۴۲۴؛ الکافی ج۴ ص۳۶۸؛ عیون اخبار الرضا علیهالسلام ج۲ ص۱۹۶؛ سنن ابن ماجه ج 2
[۸]: مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب) ج۱ ص۲۰۳
[۹]: الکافی ج۸ ص۳۲۳
[۱۰]: مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب) ج۱ ص۲۰۴
[۱۱]: الکافی ج۸ ص۳۲۶
[۱۲]: مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب) ج۱ ص۲۰۴؛ تفسیر القمی ج۲ ص۳۰۹
[۱۳]: قصص الانبیاء ص۶۸۲
[۱۴]: دلائل النبوة ج۵ ص۲۴
[۱۵]: همان
@rebbiunn