eitaa logo
طلوع سرخ
120 دنبال‌کننده
45 عکس
26 ویدیو
0 فایل
طلوع سرخ واژه واژه هایی از صمیم قلبم برای هویت، دیانت و رشادت مردم شهرم دزفول محمدصادق مطیع رسول 🍎☀ @motie296
مشاهده در ایتا
دانلود
🔺حالا با این مقدمه مـــــــــــاجرای گروه بندیِ کلاس سوم را می گویم👇
کی رو می فروشید؟ 🔰 امروز کلاس سوم، اولین تجربه‌ی جدی اش را برای گروه‌بندی پشت سر گذاشت. و من هم که بی رحم.😈 گذاشتم تا گرگ‌ها ، گوسفندان را بدرند. 🐺 بعد با گرگ ها وارد مذاکره شدم. به یکی از بچه ها که انصافا جزو دسته‌ی سوسول مامانی ها نبود و صرفا بخاطر اینکه توی گروه های چهار نفره، به عنوان اولویت پنجم شناخته می‌شد توی هیچ گروهی قرار نگرفته بود؛ گفتم بیا بالا کنارم. 💰 رو به گروه هایی که تشکیل شده بود (شما بخوانید جمع گرگ ها) کردم و گفتم: کی هادی رو با 50 امتیاز ویژه میخره؟ نمی ارزید! گفتم 100 ؟ باز هم کسی نبود. تا آخر، سر ِ200 امتیازِ ویژه با یکی از گروه ها معامله مان شد. قرار بود هر گروهی که هادی را بپذیرد، 200 امتیاز جایزه بگیرد. 🧮 و حالا گروه زرنگ ها پیش خودشان حساب کرده بودند که خب هم رفیقمان رو می آوریم هم 200 امتیاز می افتیم جلو. 🤠 بهشان گفتم خب! کی رو می فروشید؟ گروه ها نمی شود 5 نفره باشند، یک نفر را حذف کنید تا هادی به همراه 200 امتیاز بیاید به گروهتان. دو تاشان دست به یکی کردند که یکی را معرفی کنند. پشیمان شدند. کمی معرفت داشتند. 🧐 بعد یک مغز متفکری ایده اش را دم گوش دو تای دیگر پچ پچ کرد. دیدم سه نفری آمدند گفتند:«ما نمی خواهیم توی گروه سبحان باشیم! می خواهیم توی گروه هادی باشیم.» 😎 و به همین نحو با کلمات بازی کردند و خیلی شیک و مجلسی سبحان را از گروهشان حذف کردند. (اینا رو میفرستادیم برای بررسی متن برجام هنوز بهتر بود.) 😳 سبحان رنگش پرید. جا خورد. چند ثانیه هیچ نگفت. راست می گفتند. گروه، گروهِ سبحان بود. او بود که اینها را دور هم جمع کرده بود و قهرا مدیرِ گروه بود، اما ولش کردند و به 200 امتیاز ناقابل فروختندش. 🎬 من چه می کنم !؟ من اینجا در حال تماشای یکی از بهترین فیلم های سینمایی هستم و هیچ کاری نمی کنم.😎 و کاملا سنگ دلانه بر اساس قواعدی که چیده ام با بچه ها معامله می کنم. 😶‍🌫 رفتم پای تخته و اسم سبحان را پاک کردم و به جایش هادی را نوشتم. سبحان کز کرده بود پشت نیمکتش و صداش در نمی آمد و چشم هاش سرخ شده بود. 🥶 همه‌ی کلاس منتظر یک معجزه بودند تا این صحنه‌ی دراماتیک و غم انگیز زودتر تمام شود. نَفَسْ حتی از فضول‌ترین فرد کلاس هم بالا نمی‌آمد. 👀 سبحان، زرنگ‌ترین فرد کلاس، به 200 امتیاز از جمع برادرانش به قعر چاه حسادت پرت شده بود. و همه‌ی نگاه‌ها به آقای پرورشی بود ... 👣 شما باشید چه می کنید؟ 🔹
1- روی میز می‌زنم و می‌گویم:  بخاطر رعایت عدالت و مساوی بودن توان گروه ها، خودم گروه بندی می کنم تا زرنگ ها در یک گروه جمع نشوند.
🔹
2- با هم گروهی های سبحان حرف می زنم و برایشان از اهمیت رفاقت می گویم تا خودشان از این تصمیم منصرف شوند.
🔹
3- سبحان را دلداری می‌دهم و او را به تشکیل یک گروه جدید تشویق می‌کنم.
🔹
4- بی خیال چهارنفره بودن می‌شوم و یک گروه پنج نفره با حضور هادی و سبحان تشکیل می‌دهم.
روی گزینه ها بزن کپی میشه. 💞 ممنونم که نظرت رو اینجا بهم میگی 👇 📲 @motie296 😉 بگو تا بقیه داستان رو برات بگم... 2 مهر ۱۴٠۴ 🍎☀️ @Reddawn | طلوع سرخ
هوووووم. مبناتون قابل احترامه ولی آخه چرا طول میکشه!؟
حالا گفتم من بی رحمم ولی دیگه نه اینقدر 😅 اتفاقا اگر از معلم انعطاف ببینن، یاد میگیرن که لج بازی نداشته باشن. ولی خب به جاش و به اندازه.
طلوع سرخ
کی رو می فروشید؟ 🔰 امروز کلاس سوم، اولین تجربه‌ی جدی اش را برای گروه‌بندی پشت سر گذاشت. و من هم که
👁👁 تماشا چی نباشی ها منتظرم ببینم با سبحان چه کنم!؟ 😁 از اینجا بخون و نظرت رو بده. 🍎☀️ @Reddawn | طلوع سرخ
ســــــــــــــــ🚁ـــــــــــــــلام یه لحظه اومدم یه چیزیو سریع بگم و برم و شما رو در این دستآورد بزرگ همراه کنم امشب بعد از حدود ۶ سال، اولین شبی هست که گل پسرم 🧿 قبل از ساعت ۹ شب خوابیده 😍 من این دستآورد رو در درجه اول به خودم و همسرم تبریک عرض می کنم. همچنین تبریک به مدیریت محترم و معلم مهربان بابت تدبیر عالی در پیش دبستانی. فکر نکنید زود خوابیده که زود بلند شه بره ها! کلاسش ظهر شروع میشه. نکته اینه که توی پیش دبستانی 🔋 به صورت روشمند صفر میشه 😉 بقیه داستان رو میام براتوم میگم. فعلا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
یکی مرد جنگی به از صد هزار فکر نکنید چون تعداد مخاطبین کانال کمه، کم انگیزه میشم ها ☺️ کمیت مخاطبین کانال که مهم نیست 😏 کیفیتشون مهمه 😉 یه روز در میون پیام میده بقیه داستان رو بگو 😍 ...
با اینکه یک هفته گذشته ولی به اندازه سه هفته مطلب انباشته شده 🤯 اول بریم سراغ ادامه داستان سبحان و هادی
با این نظر شما که یادم رفته بفرستم شروع کنیم. 😂
پس من شدم جوکر 😈 شما در حال مطالعه‌ی ادامه‌ی ماجرای گروه بندی کلاس سوم ابتدایی هستید: خب من رسما همه‌ی کارها را کردم 😅 حتی گشتم و به اقتضای وقت کلاس چند کار غلط دیگر هم پیدا کردم و آنها را هم با کمال میل مرتکب شدم. 😏 اگر عدالت امری است فطری، که هست؛ پس جالب نیست که بخوای عدالت رو آموزش بدی، باید اون محقق کنی. ⚖ و برای تحقق عدالت در یک بستر تربیتی، یک بک‌گراند با کُنْتراست بالا لازم هست. 🔲 پــــس من شدم جوکر 👨‍🎤 و بـــچه‌ها شدن بتمن‌هایِ قهرمانِ گروه‌هاشون. 🦸‍♂️ فکر نکنید اگر کاری رو اشتباه سر کلاس انجام بدید بچه‌ها یاد می‌گیرن. یا اگر فقط کارهای خوب و جذاب کنید، بچه‌ها بیشتر جذب میشن. من ترجیح میدم که یک معلمِ منطقیِ قابلِ تعامل باشم 🧠👥 تا یک معلمِ مهربانِ قابلِ معامله! 💖🤝 خلاصه بچه ها پیشنهادهای مختلفی می، دادن و اعتراض می‌کردن و من هم می‌پذیرفتم. در آخر، گروه ِسوسول‌ها وقتی تلاش بقیه گروه‌ها رو برای حفظ همبستگی خودشون دیدن، دورِ هم جمع شدن و به راحتی یک گروه شدن. 🔗 می‌دونید چرا؟ 🤨 💡دلیلش به نظرم برمی‌گرده به یک ابرقاعده که این روزها خیلی به کار کشور میاد. اگر نمی‌تونید با هم دیگه دوست باشید، حداقل دشمن (رقیب) مشترک داشته باشید. و این است اکسیر . 👨‍🔬 ۹ مهر ۱۴٠۴ 🌃 تصویر: جوکر در حال تماشای دو از مردمِ به دام افتاده در کشتی های بمب گذاری شده. در فیلم The Dark knight 2008 اثر استاد نولان 🍎☀️ @Reddawn | طلوع سرخ
🇵🇸 میزان کنتراست عالم به بالاترین سطح رسیده. اسرائیل، به فاصله ۳ ساعت تا سواحل غزه، به کشتی های کاروان جهانی حمله کرد. و حالا یک دارد... 🍎☀️ @Reddawn | طلوع سرخ