کاش امیرالمومنین کرامت کنه بهمون توفیق پیدا کنیم به صورت روزانه نهج البلاغه بخونیم. اگر یک جمع نهج البلاغه خوانی داشتیم خیلی خوب و دوست داشتنی میشد.
آقامرتضی علائی که رئیس ماهده، پریشب بهم گفت برای مدیریت پروژه و کارها هیچوقت برنامه ماهانه و هفتگی نباید بریزی، هر کاری رو باید در یک روز تموم کنی. اگر نتونستی، باید انقدر اون کار رو ریز کنی که توی اون یک روز تموم بشه، هر روزت باید مثل یک تیکهٔ لگو باشه و بر روی کارهای قبلی سوار بشه، تکه لگو رو نصفهنیمه نمیتونی بذاری حتما باید کامل جا بندازی، تا در مجموعهای از روزها اون پروژهای که داری از تکههای لگوت ساخته بشه. میگفت هر روز یک تکهٔ لگو به پروژهات اضافه کن.
#پند_بزرگان
هدایت شده از خاطرات صددرصد واقعی یک سرخپوست پارهوقت
MiladHazratMasoumeh1393[02].mp3
زمان:
حجم:
9.4M
کاسه به دست آمدهام پیش تو بانوی کرم
پای تو افتاده دلم مثل خیابان ارم
حوصلهام سر رفته بود، بازی Mount and Blade رو اجرا کردم و به عنوان یک ژنرال نروژی به رفسنجان حمله کردم و تمام اهالی روستا رو سلاخی کردم و به اجداد هاشمی رفسنجانی یاد دادم که دنیا دنیای گفتمان نیست و باقیموندههاشون هم به بردگی گرفتم و در بازار به عنوان برده فروختمشون و پول خوبی به جیب زدم.
این آخوندهای دانشگاه هم باحالن. قدر چسمثقال فیزیک و ریاضی بلد نیستن و فقط یکم فلسفه بلدن، بعدش هر روز توی دانشگاه سمینار کوانتوم و فلان و بیسار میذارن بدون اینکه تاحالا یه معادله دیفرانسیل حل کرده باشن و فاز شیخ بهایی میگیرن. متاسفانه بچههای دانشگاه هم القاب خوبی بهشون نمیدن، فقط من یکمی باهاشون گرم برخورد میکنم که دلشون نشکنه.
هیچوقت توی عمرم شب امتحان درس نخوندم. شب امتحان باید هر کاری کرد جز درسخوندن.
یه پیرمرد روستایی بیسواد هم وصیتنامه داره، چطور میشه باور کرد رهبر شهید وصیتنامه نداشته؟!
توی تجمعات همه چیز خوبه و با مداحی و نماهنگها حس گرفتی و پرچمهای قرمز جلوی روت به رقص افتادن که یهو نوشتۀ یکی از پرچمها رو میخونی که روش نوشته یا لثارات الخامنهای و تازه یادت میوفته چه اتفاقی افتاده و غم عالم روی دلت میشینه.
«به نظر میرسد عامل کلیدی در شکلگیری و اوج تمدنها، علم است و تمدنی را نمیتوان سراغ داشت که بدون دستیابی به سطح مناسبی از علم شکل گرفته باشد. در اینجا علم به معنای «دانایی» است که اعم و اقوی از علم به معنای «اطلاعات»است. در یک بررسی تاریخی، تأیید میشود که اوج تمدن اسلامی مرهونِ بهمیدانآمدن علما و رونقگرفتن علم و دانش و از همه مهمتر، بهکارگیری نتیجة تلاشهای علمی در عرصه عمل است. نکته مهم این است که یکی از مؤلفههای اصلیِ تمدن، «عینیتیافتگی» داراییهای فرهنگی و خاصّه علم است. اگر علم نتواند ظهور بیرونی پیدا کند و بهویژه روی عناصر کالبدی جامعه اثر بگذارد، تمدن به معنای دقیق کلمه شکل نمیگیرد. بنابراین، تا علما، دولتمردان و توده مردم دستبهدست هم ندهند (به صرف کوشش عالمان) تمدنی ظهور نخواهد کرد. برای اثبات این واقعیت، میتوان به مقاطعی از تاریخ نظیر قرن هفتم عنایت کرد که با وجود حضور علمای بزرگی چون خواجهنصیرالدین طوسی، قطبالدین شیرازی، مولوی، سعدی و… و کارهای مهمی که کردند، اثری از اوجگیری تمدن اسلامی در آن مقطع نیست. به نظر میرسد، دلیل عمدهاش این است که اولاً: علم در آن مقاطع، به مرحله اثرگذاری نرسیده بود؛ ثانیاً: علما در آن جوامع منزوی بودهاند؛ ثالثاً: نه دولتمردان و نه توده مردم، آنطور که باید، دغدغة علم و اثرپذیری از علم را نداشتند».
"بشارت میدهد هر دم عصای پیر در دستم
که مرگ اینجاست، یا اینجاست، یا اینجاست، یا اینجاست..."
چند وقته صبحها هماهنگ نکردم کلهپزی بریم با رفقا، انرژی روحیم تهنشین شده. به یک همراه برای کلهپزی نیازمندیم.