شما هم بچه بودید فکر میکردید زن عموپورنگ، خاله شادونه است؟
چه اسفندها... آه!
چه اسفندها دود کردیم!
برای تو ای روز اردیبهشتی
که گفتند: این روزها میرسی
از همین راه!
- قیصر امینپور.
آسد رضاHaftegi14010904-05.mp3
زمان:
حجم:
4.9M
گفتی که غمت مدام باشد، باشد
جز وصل توام حرام باشد، باشد
خواهم به تو رخ به رخ سلامی بدهم
گر مرگ در آن سلام باشد، باشد
- محمد سهرابی.
آن لحظه که جان میرود از دست، حسین
دیدار تو آخرین امید است، حسین
تا همت عشق است چرا منت مرگ؟
باید به شهیدان تو پیوست حسین
- میلاد عرفانپور.
این هفته دوتا طرحنامه و پنجتا یادداشت نوشتم، اما قدر بحثکردن با یکسری دانشجوی احمق ازم وقت و انرژی نگرفت، و آخرش هم گروه دانشگاه رو پاک کردم. اما خبر خوب این هست که از هفته بعد کار تشکلمون دوباره شروع میشه و قراره به دانشجوها شلاق بزنیم تا کار کنن.
سخت است وطن موکب ماتم شده باشد
عیدانهی ما فرق کند، غم شده باشد
سخت است که مجبور شوی صاف بگیری
قد و کمری را که ز غم خم شده باشد
سخت است سر شب رمضان باشد و ناگاه
چون صبح شود ماه محرم شده باشد
از داغ جگرسوزتر آن است که آن را
از اول شب هلهله مرهم شده باشد
ای داد از آن دل که خبر پشت خبر، باز
با موج غم و درد دمادم شده باشد
سخت است یتیمی به خدا داغ بزرگ است
هرچند که فرزند تو محکم شده باشد
در خواب نمیدیدم از این دست پریشان
من باشم و سوگ تو فراهم شده باشد
ای کاش که بیدار شوم، باز تو باشی
بی آن که نخی مو ز سرت کم شده باشد
تو زندهای و باز دل ما به تو قرص است
بگذار که دنیا همه درهم شده باشد
- سیده اعظم حسینی.
عشق میفرمایدم مستغنی از دیدار باش
چند گه با یار بودی، چند گه بی یار باش
شوق میگوید که آسان نیست بی او زیستن
صبر میگوید که باکی نیست گو دشوار باش
وصل خواری بر دهد ای طایر بستان پرست
گلسِتان خواهی قفس، مستغنی از گلزار باش
وصل اگر اینست و ذوقش این که من دریافتم
گر ز حرمانت بسوزد هجر منت دار باش
صبر خواهم کرد وحشی از غم نادیدنش
من چو خواهم مرد گو از حسرت دیدار باش
- وحشی بافقی.
دلم برای اون دفتر شعرم که شعرهای قشنگی که میدیدم رو توش یادداشت میکردم تنگ شده، حیف خوابگاه جا گذاشتمش.