عاشقانِحسین♡¹²⁸
میگفت ، حسین توکه دلت اومد تو فراق بسوزمو نطلبی اما ، من بیام حرمت دلم نمیاد برگردم .. .
دلم تصویرِ تارِ گنبدِت ، تو عمودِ آخرو میخواد !
همونجا که تصویر تارش قشنگ ترین تصویره ..
هقهق میکرد و میگفت ، نه حسین ! چرا بندازم گردن تو ؟ من از اینکه خودم با دستای
خودم کربلامو از خودم گرفتم دارم نابود میشم .