eitaa logo
رفاقت تا شهادت♥🇮🇷:)"
573 دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
1.2هزار ویدیو
4 فایل
بسم‌الله🌱 اینجاقصه‌چندطلبهِ‌یزدیه🙂✍🏻 همدل،هم‌مسیر،عاشق‌مسیرحق❤️‍🩹🪴 رفاقتمون‌ازحجره‌شروع‌شد؛تاشهادت‌ادامه‌داره💔🕊 همون‌رفاقت‌ساده‌ای‌که‌رنگ‌خدا داره✨ اینجابارفاقت،چای‌طلبگی‌ودل‌پاک،باهمیم‌تاشهادت!🥀 شروع:04/4/28🤍کپی؟!صلوات✅😊 من؟ @Talabeh_88 ➡تبادل
مشاهده در ایتا
دانلود
شهـادت، دختر یا پسر بودن را نمی‌شناسد! شهـادت، عشق را می‌شناسد! عشقی که در تمام وجودت بپیچد، و تو را به معشوقت (خدا) برساند..! ❤️‍🩹
هفت شهید مقاومت در بهشت ♥️ من المومنین رجال صدقوا...
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سخن زیبای رهبری :)) نا امید نشید هرگز !🌱
خب امروز هم معرفی کتاب داریم و هم وصیت نامه شهدا🌷🥲 اول بریم وصیت نامه شهدا رو بزاریم!♡
رفاقت تا شهادت♥🇮🇷:)"
وصیت‌نامه شهید محمدحسین بشیری: «راهی را می‌رویم که در آن قدمگاه حسین (ع) و رد پای حسینیان پیش از ما و پس از این آشکار است. تمام ناملایمات را به جان با چشم باز خریداریم ز عمر ما بر این است هنوز صدای هل من ناصر مولایمان طنین‌انداز آفاق است و دادخواهی مظلومانه‌اش گوش فلک را پر کرده است و لبیک‌هایمان با اشک و التماس‌هایمان درهم است. به اصرار و التجار پا در این راه نهادم و از خداوند منان آرزوی پیروزی و نصرت برای لشکریانش را دارم و خوب می‌دانم حضورمان اهدالحسین است؛ چه بکشیم و چه کشته شویم ما پیروز این میدانیم. از تمام برادران و خواهران عزیز و گرامی عاجزانه طلب حلالیت می‌کنم مخصوصاً از همسر صبور و وفادارم و برای همه عزیزان صبر و اجر مسألت می‌نمایم. الحقیر العاصی محمدحسین بشیری»
بریم برای معرفی کتاب♥️🥲
رفاقت تا شهادت♥🇮🇷:)"
خب یازدهمین کتابمون به نام «مسافر کربـــلا» هست!🥲 (کاری‌ازگروه‌فرهنگی‌شهیدهادی)🌱 {روایت هایی از زند
خب دوازدهمین کتابمون به نام «سید عمــــاد» هست!🥲 (کاری‌ازگروه‌فرهنگی‌شهید‌هادی)🌱 {روایت هایی از زندگی و خاطرات شهید مدافع حرم محمدحسین بشیری🥺❤️‍🩹} کتابی که روایت زندگی شهیدی‌است که در ۱۹ سالگی به خدمت سپاه پاسداران در آمد و در سال ۸۹ عضو کمیته تخریب شد، و در نهایت در این کار به استاد نمونه معروف شد!🥲 به ولایت فقیه علاقه بسیاری داشت و همیشه چفیه بر دوشش بود!♡❤️‍🩹🍃 به خاطر علاقه ایشون به شهید عماد مغنیه و شال سبزی که همیشه دور گردنش بود، به سید عمــاد معروف شد!🥺❤️‍🩹 این کتاب روایت گر همه این ماجراهاست!💔 فقط باید بخونید و اشک بریزید!😭 خلاصه که انقــــــدر داستانش شیرینه که حـــــد نداااره🥺❤️ پس پیشنهاد میکنم حتمااا کتاب این شهید عزیز رو مطالعه کنید که واااقعا عاالیه👌🏻😇 خوندش زمان زیادی لازم نداره!🥲❗️ بخشی از کتاب رو براتون میزارم👇🏻😌
رفاقت تا شهادت♥🇮🇷:)"
مسافر کـــــربلا:🌱 صبح زود بود. زنگ خانه به صدا در آمد. رفتم و در را باز کردم، باورم نمیشد. با تعج
سید عمـــــــاد:🌱 طبق لیست که هر شب نوبت نگهبانی داشتیم. چند ساعت سر پست بودن حسـابی خسته‌مان می‌کرد. محمد حسین تقریبا هر روز نیم ساعت قبل از ذان صبح بیدار می‌شد. حتی شب‌هایی هم که پست داشت سحرخیزی‌اش ترک نمی‌شد. گاهی شب‌های که پست داشتم، متوجه می‌شدم که محمد حسین نیم ساعت قبل از اذان صبح بیدار می‌شد و نماز شب می‌خواند. با آن همه ابهتی که داشت، اشک‌هایش بر صورتش جاری می‌شد. نزدیکی‌های اذان صبح که می‌شد زیارتنامه حضرت فاطمه الزهرا(س) را می‌خواند. بعد از نمازصبح استراحت کوتاهی می‌کرد و بعد سراغ کارهایش می‌رفت. از اول صبح تا غروب درگیر کار بود. واقعا خستگی برایش معنا نداشت. در این مدتی که ما با هم بودیم حتی یک شب هم نماز شب و زیارتنامه حضرت زهرا قضا نشد. یک روز اول صبح آماده حرکت شدیم برای ماموریت، اولین ماموریتی که به ما محول شده بود، چند صد متر جلوتر از مقر ما بود. دیده بان داعشی‌ها بچه‌های ما را زیر نظر داشتند. با تک تیرانداز می‌زدند! قرار بود ما بدون اینکه دشمن متوجه شود ساختمان هایشان را بمب گذاری و منفجر کنیم. کار بسیار حساس بود و استرس بالایی داشت،هر لحظه ممکن بود تکفیری‌ها متوجه حضور ما شوند...🌱