شــهدا زنــده انــد و نــزد پــروردگــارشــان
روزی مـی خــورنــد...!💔🌱🥲
#شهدا #ازاینعکسقشنگا
خب بعد از چند هفته که وصیت نامه شهدا نداشتیم و دیروز که فراموش کردم بزارم🙈🙏🏻
امشب بریم وصیت نامه و معرفی کتاب رو باهم بزاریم...!✓☺️🌱
رفاقت تا شهادت♥🇮🇷:)"
وصیت نامه شهید رضا حاجی زاده :
بسمالله الرحمن الرحیم
«و اما خاف مقام ربه و نهی النفس عن الهوی فان الجنه هی الماوی» آیات 40 و 41 سوره مبارکه النازعات
«و اما آن کس که از مقام و مرتبه پروردگارش ترسیده و خود را از هوا و هوس بازداشته است، به یقین بهشت جایگاه اوست».
با سلام و صلوات به محضر منجی عالم بشریت حضرت صاحبالزمان(عج) و نائب بر حقش امام خامنهای و شهدای اسلام و ایران، به خصوص شهدای مدافع حرم.
اینجانب رضا حاجیزاده فرزند رجبعلی در صحت و سلامت کامل عقلی وصیتنامه خود را مینویسم، من نمیخواهم که عمرم بیثمر باشد و مرگم یک مرگ عادی، مرگی میخواهم که در راه اسلام و ایران اسلامی باشد.
من بهخاطر منطق خویش برای دفاع از اسلام و حریم اهل بیت(ع) وارد جنگ با دشمنان اسلام شدم و با عشق و علاقه و رضایت کامل جان خویش را فدای این راه مینمایم و میروم تا انتقام سیلی حضرت زهرا(س) را بگیرم.
من از مردم ایران میخواهم تفرقهاندازی نکنید، با هم متحد باشید، دین اسلام را سربلند نگه دارید، به دوستان و آشنایان توصیه میکنم نماز اول وقت و با حضور قلب بخوانید.
پدر و مادر را گرامی و محترم بدارید، از طهارت و معصومیت خود شدیداً حراست و پاسداری کنید، پیوند به ائمه اطهار(ع) و بهخصوص امام هشتم را مستحکم کنید و خدای متعال و مهربان را در همه حال بهیاد داشته باشید.
خدمت پدر و مادر عزیز و گرامی!
موفقیت من در مراحل گوناگون زندگی مرهون زحمات و دعای خیرتان بوده است، امیدوارم کوتاهی و قصورم را در رسیدگی به اوضاع و احوالتان بخشنده باشید و حلالم کنید و این را بدانید تا آنجا که در توان داشتم در حد بضاعتم تلاش کردم تا رضایت شما را در زندگی خود داشته باشم.
هر پدر و مادری عاقبت به خیری فرزندشان را خواهانند و این را بدانید که بنده عاقبت به خیر شدم و این عاقبت به خیری را مدیون زحمات دیروز شما هستم.
داداش جان!
در نبود من پدر و مادر را فراموش نکن و همواره تابع بی چون و چرای ولایت باش، دشمن همواره از دینداری و ولایتپذیری تو هراس دارد، پس کاری کن که دشمن همواره از تو و امثال تو بترسد.
همسر مهربان و صبورم!
میدانم که بعد از رفتن من تمام سختیهای این زندگی بر دوش توست، من برای شهادت نمیروم، من جوانم و زندگی با شما را دوست دارم و میخواهم با شما باشم، ولی این تکلیف ماست که از حریم اسلام و اهل بیت(ع) دفاع کنیم و راضی هستیم به رضای خدا ولی این بار سنگین بر دوش توست و از تو میخواهم صبر زینبگونه پیشه کنی و در برابر تمام سختیها و مشکلات یاد خدا را فراموش نکنی و در تمام مراحل از خدا کمک بگیری.
از تو میخواهم که فرزندانم را طوری تربیت کنی که در مسیر اسلام و ولایت ادامهدهنده را شهدا باشند و بابت تمام کمبودها و نبودهایم از تو میخواهم حلالم کنی.
فاطمهحلما جان!
دِتِر (دختر) بابا، دوستت دارم، دوستت دارم، بدان که بابا رفته است که تا تو و امثال تو در امنیت و آرامش در خاک خود قدم بگذارید و بدان که ناموس شیعه در واقع ناموس خودمان است، تکلیف ما این است که از ناموس شیعه دفاع کنیم و جان خود را در این راه بدهیم و از تو میخواهم که در سنگر خود که همان چادر توست، بمانی و بایستی و مقابله کنی تا پرچم اسلام و تشیع همیشه پیروز و سرافراز بماند.
محمدطه جان!
مرد خانه بابا، تو دیگر ستون خانهای، از تو میخواهم که دینت را حفظ کنی و در خط ولایت فقیه باشی و گوش به فرمان رهبر عزیزمان باشی، دعا میکنم که در رکاب امام زمان (عج) ادامهدهنده راه شهدا باشی و در زندگیات طوری باشی که موضع اسلام و مسلمین به خطر نیفتد.
از همه دوستان و آشنایان و همکارانم میخواهم که مرا حلال کنند و قصورم را ببخشند و اگر دینی از کسی برگردنم مانده است، برای تسویه به خانوادهام مراجعه نمایند که خداوند میفرمایند هر گناهی از شما بخشیده میشود، غیر از حقالناس.
ومنالله التوفیق
رضا حاجی زاده
#وصیت_نامه_شهدا
#شهید_رضا_حاجی_زاده
رفاقت تا شهادت♥🇮🇷:)"
خب پانزدهمین کتابمون به نام «هــواتودارم» هست!🥲 (نوشتهیآقایرسولملاحسینی)🌱 {روایت عاشقانه و بسی
خب شانزدهمین کتابمون به نام
«منمیترا نیستم» هست!🥲
(نوشتهیخانممعصومهرامهرمزی)🌱
{روایتی از زندگی نوجوانِ ۱۵ ساله شهیده زینب کمایی🥺❤️🩹}
شهیدی که، ۱۵ سالش بود امــا
رفتار و سکناتش مثل یک آدم بزرگ ۴۰ ساله بود!🥲
کتابی که از دختری روایت میکنه که در اصل شناسنامه اسمش، میترا بود،
ولی گفت من میترا نیستم☝️🏻🙂
گفت به من بگید زینب! من اسم میترا رو دوست ندارم، میخام زینب باشم🥺
اینقدر داستان زندگی این شهید قشنگه که باید گریه کنی و درس بگیری!!💔
خلاصه، این کتاب به شدت خوندنیه و
حتما باید خودتون بخونید و بفهمید چه خبره و ما کیا رو از دست دادیم🥺❤️🩹
چه جوونا و نوجوونایی رو داشتیم...💔😔
انـــــقدر داستان این کتاب زیبااا نوشته شده که فقط باید بخونی و اشک بریزی🥺:))
خلاصه که زیبایی این کتاب حـــد نداااره!!❤️🩹
پس پیشنهاد میکنم حتمااا این کتاب فوق العاده زیبا رو مطالعه کنید که وااقعا عاالیه👌🏻😇
بخشی از کتاب رو براتون میزارم👇🏻😌
#معرفی_کتاب_شهدا
#پیشنهاد_مطالعه
رفاقت تا شهادت♥🇮🇷:)"
هواتو دارم:🌱 شب مهمان داشتیم و قرار بود خانواده مرتضی برای شام بیاید خانهما، ماشین خریده بودیم و خیا
منمیترا نیستم:🌱
بچهها کم، کم بزرگ شدند
و از حال و هوای بچگی درآمدند.
جعفر به درس و مدرسه آنها
بیشتر از هر چیزی اهمیت میداد.
دنبــال این بود که بچهها در آینده کسی بشوند و دستشان توی جیب خودشان باشد.
از سر کار که برمیگشت، ۱۰ بار از آنها سوال میکرد: «درس خوندید؟ تکالیف مدرسه رو نوشتید؟»
کتاب،دفتر،قلم و هر چیزی که مربوط به درس و مشق بچهها بود را تهیــه میکرد و کم نمیگذاشت.
مهران کلاس زبــان رفت و کنار
درس مدرســهاش از آموزشگاهی معتبر،
مدرک زبــان انگلیسی گرفت.
مهرداد در کنار درس، نمایشنامه مینوشت و خودش بازی میکرد.
دخترها هم درس خوان بودند و هر سال با نمرههای خوب قبول میشدند...🌱
#بخشی_از_کتاب