eitaa logo
رِفام .
729 دنبال‌کننده
170 عکس
3 ویدیو
0 فایل
'به نام خالق مادر"س" . -رِفام ؟! پژواکِ اصالت ، نشانی از وقارِ بی‌صدا ، نور و لطافتی که در سکوت می‌درخشد ؛🕯🌱 -محتوا ؟ فاقد کپشن cr . -پلی رِفام ؟🎧https://eitaa.com/joinchat/691471905C162f966734
مشاهده در ایتا
دانلود
واقعا زیبا بود ، ولی حیف نگاه کردنو به عکس گرفتن ترجیح دادم .💆‍♀️🚮
هدایت شده از پلی رِفام .
[Arianfar Ft. The Don X Mahyar]Arianfar Ft. The Don X Mahyar - Hasrat [SevilMusic].mp3
زمان: حجم: 9.9M
میخوام واسه آخرین بار کنارت تو شب مهتابی بمیرم . :)
چشمات مث پاییز سعدآباد قشنگه . :)
هیچ ناوی غم دلتنگی ِمن را نکشید ، من که از تنگه‌ی هُرمز به تو دلتنگ ترم . :)
رِفامم .. چقدر واژه‌ی غریبی شده‌ای در دهانم ؛ همان‌قدر شیرین که جانم را می‌برد ، همان‌قدر تلخ که نفسم را می‌گیرد . تو ، رِفامِ من بودی . نه فقط یک عشق ، که تمامِ معنایِ امنِ جهانم . و چه گناه بزرگی بود دل بستن به تو ، وقتی تقدیر نقشه‌ی رفتنت را از پیش در دلت کشیده بود . کاش نمی‌رفتی رفام . :) کاش مسیرِ رفتن را هیچ‌وقت در چشمانت ندیده بودم . ماندنِ تو ، برای من ، مترادفِ تمامِ خوشبختی‌هایِ ممکن بود . اما رفتی و رفتنت ، مثل فروپاشیِ یک سینه در زیر فشارِ بیهودگی ، دنده‌های دلم را یکی‌یکی شکست . نه از آن شکستن‌هایی که خوب می‌شود ، از آن‌ها که تا آخر عمر ، با هر نفس یادت می‌آورد هنوز تکه‌ای از تو ، جای خالیِ اوست .. :)
رِفام .
رِفامم .. چقدر واژه‌ی غریبی شده‌ای در دهانم ؛ همان‌قدر شیرین که جانم را می‌برد ، همان‌قدر تلخ که نفس
حالا فقط خاطراتت مانده ، چون خاری در چشم ، و لبخندی که دیگر نیست ، مثل نوری که خاموش شده . هر شب ، تا انتهایِ بغضِ نبودنت گریه می‌کنم ، و صبح‌ها ، با زخمی تازه از خواب بیدار می‌شوم . اما باورش سخت است ، رِفامم .. حتی در این غبارِ دلتنگی ، حتی با این قفسه‌ی شکسته ، نوری کوچک هنوز چشمک می‌زند . نورِ امیدی که شاید روزی ، همان مسیرِ رفته را بازگردی . شاید روزی ، دستانت دوباره در دستانم گره بخورند و زخمِ این جدایی ، مرهمی جز حضورت پیدا نکند . من هنوز منتظرم رِفامم . :) نه به انتظارِ یک معجزه ، که به انتظارِ خودت . تا شاید ، فهمیدی رفتن ، مگر با بازگشت ، معنیِ واقعی‌اش را پیدا میکند . و تا آن روز با همین استخوان‌های خردشده ، با همین قفسه‌ی شکسته‌ی سینه ، هر روز برای آمدنت نفس می‌کشم .. :)
هدایت شده از کاراکال .
در قنوت رکعت دوم دعا کردم تو را ، سجده‌ آخر رسید و جانمازم گریه کرد .
شب رسید و درد عشقت بازهم شدت گرفت ؛ مثل دندان درد شب ها یاد آدم می‌کنی !. :)
از امروز و استارت کار توی هیئتمون باشه ؟!✨️
شباهت دارد عشقِ ما ، به احوالاتِ این دوران .. تویی یک‌عالمه تحریمِ بی‌پایان ، منم ایران . :)
رِفامِ قشنگم .. نمی‌دونم چیشده بود که میونِ این‌همه سکوت ، یادی از من کردی ؛ یا شاید هم روحِ من بود که بی‌تاب ، دنبالِ نشونه‌ای از تو درِ خونه‌یِ خیالت رو کوبیده بود . دمِ صبحی ، بلخره دیدمت . هنوز هم همون‌قدر زیبا ، همون‌قدر دور بودی ، هنوز هم جوری عاشقم که انگار تک‌تکِ سلول‌های بدنم دارن برای نبودنت مرثیه‌سرایی می‌کنن . [ خواب بود ] ؛ همون‌قدر کوتاه و زهراگین . موهاتو سپردی به دستایِ لرزونم تا برات ببافمشون .. انگار تمومِ گره‌هایِ کورِ زندگیم میونِ اون تارهایِ ابریشمی پنهون شده بود . می‌بافتم و می‌باریدم ؛ پریشونیِ موهات ، آیینه‌یِ تمام‌نمایِ روحِ تکه‌تکه‌ شده‌یِ منه و رنگِ سیاه‌ِشون ، ای کاش رنگِ بختِ من بود ، نه رنگِ عزایِ ابدیِ این دل .. :) حالا که بیدارم ، سنگینیِ قفسه‌یِ سینه‌ام از همیشه بیشتره ؛ انگار کسی قلبم رو با دستایِ خودش از ریشه کنده و برده . من اینجا تو این اتاقِ خالی ، دارم میونِ عطرِ خیالیِ موهات ، نفس‌هایِ آخرِ نبودنت رو به شماره می‌اندازم . اکسیژن تموم شده ؟ .. یا شاید هم من بدونِ تو ، دیگه چیزی برایِ ادامه دادن ندارم . :)