هدایت شده از . دخترانفاطمی 🇮🇷 .
گاهی باید یه سری اتفاق بیفته
تا یادت بمونه تو این دنیا هیچکسی جز خدا نمیتونه به دادت برسه ..
گاهی که فکر میکنم ، میبینم اگر قرار بود خدا هم مثلِ آدمها باشه ، شاید خیلی وقت پیش از دستِ تکرارِ گلههای ما ، از این جهان استعفا میداد .
اما او .. او خیلی مشتیتر از این حرفهاست .
خدا تنها کسیه که وقتی غرورِ دنیا ، تمامِ درها رو به رومون میبنده ، خودش دست به کار میشه و از همون شکافِ عمیقِ میونِ قلبِ شکستهمون ، وارد میشه .
اون لوتیتر از اینه که بذاره درد ، تنها داراییِ بندهاش باشه .
میشینه پای درد و دلهامون ، اونقدر صبور که انگار در تمامِ هستی ، فقط همین یه نفر رو برای شنیدن داره .. :)
#ع_د
#ششماهویکروز
رِفام .
گاهی که فکر میکنم ، میبینم اگر قرار بود خدا هم مثلِ آدمها باشه ، شاید خیلی وقت پیش از دستِ تکرارِ
عجیبه ؛
ما برای هم ، نقشِ آدمبزرگها رو بازی میکنیم ، از ترسِ اینکه نکنه دردِ درونمون ، شکوهِ ظاهرمون رو خراب کنه .
اما پیشِ اون ، اونقدر عریانیم که دیگه نیازی به نقاب نیست .
اون ، اون خدایِ دوردستِ سنگین نیست ؛
اون همون نخِ قرمزیه که وقتی تمامِ بندهای زندگیمون گره میخوره ، خودش میاد و با یه اشارهی مرامی ، گرهها رو وا میکنه .
در این میانِ شش ماه و یک روز که انگار قرنهاست بر شانههام سنگینی میکنه ،
فهمیدم که گاهی باید کسی بره تا بفهمیم اون کسی که هرگز نمیره ، چقدر عاشقانه پایِ دیوونگیهامون نشسته .
ما از آدمها ، معجزه خواستیم و اونها با غرور جوابمون رو دادن ؛
اما اون ، سکوتِ ما رو به زیباترین شکلِ ممکن ترجمه میکنه .
شاید دردِ این جدایی ، همون نسخهیِ شفابخشی باشه که خدا برام پیچیده تا بفهمم آدمها ، فقط رهگذرن ،
اما اون .. اون همیشه همونجاست ؛ همونقدر لوتی ، همونقدر مشتی ، و همونقدر بینهایت ، که وقتی از همه بریدی ، تازه میفهمی چقدر بزرگه که با وجودِ اینهمه بزرگی ، باز هم برای تکتکِ قطرههای اشکِ تو ، وقت داره . :)
#ع_د
#ششماهویکروز
هی استخاره گرفتم ، دوباره فال زدم ؛
برای داشتنت رو به احتمال زدم
کم از پرنده شدن نیست بی تو عاقبتم ،
برای دیدنت از بس که بال بال زدم .. :)
چه خوش گفت حضرت #امیرالمؤمنین 'ع'
ایجاد عشق در دل کسی و ترک آن ، مساوی است با کشتن آن فرد .. :)
غررالحکم .
رِفام .
چه خوش گفت حضرت #امیرالمؤمنین 'ع' ایجاد عشق در دل کسی و ترک آن ، مساوی است با کشتن آن فرد .. :) غررا
میدونی رفامم ؟
آره ، من مردم ..
انگار که بندِ نافِ زندگیم رو با دستهای خودت بریدی ؛
همون لحظهای که مقابلِ اشتیاقِ لرزونم ، اینقدر سرد و بیتفاوت وایسادی که انگار هرگز نبودم .
تو اون روز ، فقط از من نرفتی ؛
تو من رو هم با خودت بردی .
اونقدر که با اون سکوت و رفتنت ، منو در میانهیِ میدانِ عشق ، خلعِ سلاح کردی .
ولی میدونی ..
وقتی به آینه نگاه میکنم ، جایِ خالیِ اون منِ سابق رو میبینم که چطور بیدفاع موند .
من نه بلدم بجنگم و نه میخوام با کلامی ، تقاصی از تو بخوام .
من فقط ..
فقط دلم میسوزه برایِ اینهمه حقی که ازم سلب شد ؛
حقِ زندگی ، حقِ اعتماد ، و حتی حقِ سادهیِ خوشبخت بودن .
اینها مثلِ زخمهایِ باز ، هر روزِ منو میسوزونن .. :)
#ع_د
#ششماهویکروز
رِفام .
میدونی رفامم ؟ آره ، من مردم .. انگار که بندِ نافِ زندگیم رو با دستهای خودت بریدی ؛ همون لحظهای که
اما توی همین لحظههایی که نفس کشیدن برام سختترین کارِ دنیاست ، یه چیزی هست که نمیذاره فرو بریزم . خدا ..
من به چشمهایِ اون ایمان دارم ؛
[ به همون عدالتی که نه به فریادِ من نیاز داره و نه به توضیحِ تو . ]
اون خوب میدونه که من چقدر صادقانه ، بیاینکه سپر و زرهی داشته باشم ، خودم رو به دستِ سرنوشت سپردم .
نمیدونم قراره چطور این حسابِ سنگین رو صاف کنی ؛
اما آرومم به این فکر که من دیگه تنها نیستم .
من حقی دارم که حتی اگه خودم هم بخوام ازش بگذرم ، صاحبِ تمامِ کهکشانها نمیذاره این خونِ به هدر رفتهیِ احساسم ، بیجواب بمونه !.
من برایِ تو آرزویِ بد نمیکنم ؛
فقط .. فقط دلم میخواد روزی برسه که خودت هم بفهمی چقدر بیدفاع بودم و چقدر ، اون خدایی که بهش پناه بردم ، حواسش به تمامِ تکههایِ شکستهیِ قلبم هست .
همین برایِ ادامهیِ مسیرِ شش ماه و یک روزِ من کافیه .
همین که میدونم اون تماشاگرِ مظلومیتِ منه ، درد رو کمی ، فقط کمی ، قابلِ تحملتر میکنه . :)
#ع_د
#ششماهویکروز