تو آمدی ، قلبم را تکان دادی و رفتی
انگار فقط آمده بودی بگویی هنوز میشود درد کشید .
آمدم برایت نامه بنویسم ، اما دستانم عاجزند از نوشتنِ نامت .
انگار کلمات ، همدستِ این دوری شدهاند ؛
انگار جوهرِ قلم ، به جایِ واژه ، بغض بیرون میریزد .
چطور میشود نامی را نوشت که وقتی در ذهن تکرار میشود ، لرزه بر اندامِ هستی میاندازد ؟
من هر روز ، هزار بار میمیرم و دوباره متولد میشوم .
هر بار که خاطرهای مثل یک تکه شیشه در گلویم فرو میرود ، مرگ را تجربه میکنم .
و هر بار که با همان زخم ، دوباره میایستم تا روز را به شب برسانم ، زنده میشوم ؛
نه برایِ زندگی ، که برایِ ادامه دادنِ این جانکندنِ تکراری .
این زنده به گوری است ؛
اینکه تمامِ دنیا در حرکت است ، آدمها میخندند ، قهوهشان را مینوشند ، عاشق میشوند ، اما تو زیرِ خروارها خاکِ خاطره ، تنها به سقفِ تاریکِ دلتنگی خیره شدهای و میشنوی که زندگی ، چطور بیرحمانه رویِ گورِ تو جریان دارد .. :)
#ع_د
#ششماهویکروز
هدایت شده از پلی رِفام .
EymadASK MASTERED2.mp3
زمان:
حجم:
6.6M
تو رفتی و گرفتی جونمو ، حالا مبارکه با هرکی هستی پایدار .. :)💔