eitaa logo
رِفام .
1.3هزار دنبال‌کننده
279 عکس
13 ویدیو
0 فایل
'به نام خالق مادر"س" . -رِفام ؟! پژواکِ اصالت ، نشانی از وقارِ بی‌صدا ، نور و لطافتی که در سکوت می‌درخشد ؛🕯🌱 -فداییِ مولا ؛ @rahbar_ir -محتوا ؟ فاقد کپشن cr . -پلی رِفام ؟🎧 @refam_mom -اینفو رِفام ؟📚 @refam_info
مشاهده در ایتا
دانلود
مگه عاشق زندگی داره ؟ روزی هزار بار مردن و زنده به گوری رو تجربه کردن در عین حال دوای دردِ روح و تسکینِ زیستن . انگار که قلبت لابه‌لای در گیر کرده و در قفل شده .. نه میتونی ادامه بدی و نه برگردی . :)
آمدم برایت نامه بنویسم ، اما دستانم عاجزند از نوشتنِ نامت . انگار کلمات ، هم‌دستِ این دوری شده‌اند ؛ انگار جوهرِ قلم ، به جایِ واژه ، بغض بیرون می‌ریزد . چطور می‌شود نامی را نوشت که وقتی در ذهن تکرار می‌شود ، لرزه بر اندامِ هستی می‌اندازد ؟ من هر روز ، هزار بار می‌میرم و دوباره متولد می‌شوم . هر بار که خاطره‌ای مثل یک تکه شیشه در گلویم فرو می‌رود ، مرگ را تجربه می‌کنم . و هر بار که با همان زخم‌ ، دوباره می‌ایستم تا روز را به شب برسانم ، زنده می‌شوم ؛ نه برایِ زندگی ، که برایِ ادامه دادنِ این جان‌کندنِ تکراری . این زنده به گوری است ؛ اینکه تمامِ دنیا در حرکت است ، آدم‌ها می‌خندند ، قهوه‌شان را می‌نوشند ، عاشق می‌شوند ، اما تو زیرِ خروارها خاکِ خاطره ، تنها به سقفِ تاریکِ دلتنگی خیره شده‌ای و می‌شنوی که زندگی ، چطور بی‌رحمانه رویِ گورِ تو جریان دارد .. :)
او دوستم داشت ، اما رفت و زخمی بر جانم زد ..
هدایت شده از پلی رِفام .
EymadASK MASTERED2.mp3
زمان: حجم: 6.6M
تو رفتی و گرفتی جونمو ، حالا مبارکه با هرکی هستی پایدار .. :)💔
به رویت بوده امشب باز حیران ، چشم گریانی .. :)
مرگِ دلم آرزویِ تو بود ؟ اگر مانده بودی ، می‌دیدی .. :)
هدایت شده از پلی رِفام .
12.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- اره داستان همین بود دیوونه ؛ حالا هرچقدر میخوای دنبالش بدو .. :)
یاری آن است که زهر از قِبَلش نوش کنی ؛ نه چون رنجی رسدت .. یار فراموش کنی .! (:
رِفام .
آمدم برایت نامه بنویسم ، اما دستانم عاجزند از نوشتنِ نامت . انگار کلمات ، هم‌دستِ این دوری شده‌اند ؛
می‌دونی رفامم ؟ انگار تمامِ آنچه را دوست داشته‌ام از من دزدیده‌اند . انگار تمامِ زیباییِ جهان را لایِ چمدانِ رفتنِ تو گذاشته‌اند و برده‌اند . حتی اگر تمامش را هم به من بازگردانند .. اگر فردا تمامِ آن خنده‌ها ، تمامِ آن نگاه‌ها ، تمامِ آن دوستت دارم هایِ ناتمام را پس بدهند ، دیگر کافی نخواهد بود . چون آن چیزی که دزدیده شده ، اعتمادِ من به معجزه بود . آن چیزی که غارت شده ، آن نخِ سرخِ سرنوشتی است که حالا گره‌اش کور شده و سرش در دستانِ توست ، که شاید یادت رفته کجا رهایش کردی‌ . چه درست می‌گفت‌ .. تو نباشی ، آنقدر گریه می‌کنم که خدا دنبالت بگردد و دعوایت کند . منِ ساده‌دل ، فکر می‌کردم عشق ، معیار حقیقت است . اما حالا می‌بینم که عشق ، گاهی ترازویِ سنگینی‌ست که فقط درد را وزن می‌کند . من در این دادگاهِ یک‌طرفه ، هم شاکی‌ام ، هم متهم ، هم قاضی که حکمِ حبسِ ابد در خاطراتِ تو را برایِ خودم صادر کرده‌ام . :)
میانِ نفرین و دعا ، تماشایت می‌کنم .. :)